تبليغاتX
پاسارگاد

پاسارگاد ،نتورک واقعی در ایران






تعبیری نو از پارادایم  

فهم و تعبیری نو از پارادایم و نقش و تاثیر آن در پذيرش ايده

گرچه ايده هاي جديد با تغيير وضع موجود ، کارها را آسانتر مي کنند ؛ اما قطعا با خطرات بيشتری همراهند معمولا همه ی افراد از سطوح پايين تا سطوح بالا با ايده هاي جديد مخالفت مي کنند . دسته اي ازمردم که آينده را استمرار گذشته مي دانند , با ايده هاي نو و خوب مخالفند و مي گويند ايده هايي که ما را تا اينجا رسانده اند , براي ادامه راه نيز کافي هستند .
در قرن شانزدهم گاليله نيز با همين مشکل روبرو بود او معتقد بود خورشيد مرکز منظومه شمسي است . براي اثبات اين نظريه , گاليله رهبران وقت را به بالاي برج ” سن مارکو “ برد وبا دوربين مخصوص خود , به آنها نشان داد که زمين به دور خورشيد مي چرخد و نه برعكس . اين نظريه برخلاف همه باورهاي رايج آن زمان بود و با آن به شدت مخالفت مي گرديد , بالاخره هم در آن زمان نظريه او کنار گذاشته شد . اما سوال اين است ” چرا مقاومت در مقابل تغيير ؟ “ فرقي نمي کند که مقاومت در قرن شانزدهم باشد يا بيست و يكم , سوال اساسي اين است که “ چه چيزي باعث مي شود که ما ايده هاي جديد را نبينيم , نفهميم و نپذيريم ؟
 “ هر يك از تغييرات در دهه هاي اخيردر مراحل تكوين خود با مقاومت هاي جدي مواجه بودند . يكبار ديگر اين سوال مطرح مي شود : چه چيزي باعث مي شود که ما ايده هاي جديد را نفهميم , نپذيريم و يا با آنها مخالفت کنيم ؟ اگر پاسخ آن را بدانيم از پذيرش بيشتري در برابر نوآوريها برخودار مي شويم و آينده بهتري خواهيم داشت , پاسخ تمام اين سوالات به پارادايم مربوط مي شود .

پارادايم
برای پارادايم معنايي مانند الگو يا مدل مطرح شده است , اما اين کلمه معاني ديگري دارد ” توماس کن “ يكي از کساني است که در کتاب خود از کلمه پارادايم براي توضيح ساختار انقلاب علمي استفاده کرده است او بررسي نمود که دانشمندان چگونه پارادايم هاي خود را تغيير داده اند و اين تغيير چه نتايجي در برداشته است . آنچه که وي بدان دست يافت , ما را در چگونگي برخورد با تغييرات ياري مي كند . بنابر کشف توماس کن پارادايم ها به مثابه فيلترهايي هستند که داده ها را تصفيه مي کنند و افراد فقط آن دسته از داده ها را دريافت مي كنند و مطلوب مي پندارند که موافق پارادايم هاي آنها باشد . او همچنين تاثير منفي پارادايم ها رانيز کشف کرد . برخي افراد اساسا اطلاعاتي را که موافق پارادايم هايشان نباشد درك نمي کنند , بعضي اوقات نيز به جاي پذيرش استثنائات سعي دارند اطلاعات را طوري دستكاري کنند تا با پارادايم هايشان سازگار باشد . ما در زندگي خود فقط آن دسته از داده ها را که موافق با پارادايم هاي خود بيابيم مي پذيريم و بقيه را رد مي کنيم ؛ در نتيجه ممكن است موضوعي از نظر فردي کاملا واضح باشد و آن را بپذيرد و همان موضوع از نظر فردي با پارادايم ديگر غيرقابل قبول باشد . اين پديده را تاثير پارادايم مي ناميم . سازمانها زيادي را ديده ايم که از درك شرايط جديد ناتوان بوده وبه بيراهه رفته اند . به هر حال تاثير پارادايم مي تواند ما را در يافتن راه حل مشكلات ناتوان سازد . پارادايم ها هميشه با ما هستند و مانع پيش بيني موفقيت آميز آينده خواهند شد , چون ما آينده را با عينك پارادايم هاي قديمي مي بينيم .

يكي از مخترعان در سال ١٩٣٠ تلاش کرد تا ايده خود را به شرکتها بقبولاند ولي موفق نشد و سرانجام ابتكار خود را به يك شرکت عكاسي ارائه کرد , او در اين ايده , صفحه فلزي مخصوصي را روي صفحه شفافي گذاشت و آنها را در معرض نور قرار داد , سپس پودر سياهي رابرروي صفحه ريخت , آنچه که برصفحه باقي ماند , تصوير کم رنگ عكسي بود که روي صفحه قرار گرفت . او در حقيقت تصويري از آن عكس ايجاد کرده بود که امروزه آن را زيراکس مي ناميم . آن ايده مورد قبول آن شرکت قرارنگرفت و مخترع آن يعني ” چشتر کارستون “  بي نتيجه از آن جا خارج شد , اما آيا امروز مي توان شرکتي را يافت که بي نياز از دستگاه تكثير باشد . آنجه باعث شد آن شرکت ايده زيراکس را نپذيرد , اين بود که باپارادايم قبلي اش سازگار نبود , آن شرکت نمي توانست ماوراي پارادايم هاي خود را ببيند . در نتيجه اين شرکت يكي از سودآورترين صنايع قرن بيستم يعني زيراکس را از دست داد .

تغيير پارادايم
دريك جلسه سخنراني از مديران خواسته شد تا برداشت هاي خود را در خصوص کيفيت محصولات دهه ۶۰ کشور ژاپن اعلام نمايند پاسخ ها اين بود ، نامرغوب , ارزان , کيفيت پائين , تقليد ضعيف , و تكنولوژي پائين . حال اگر سئوال براي محصولات دهه ٨٠ ژاپن تكرار شود اين پاسخها شنيده مي شود : کيفيت عالي , تكنولوژي پيشرفته , گران قيمت , نوآور و باارزش . همانطور که ملاحظه مي شود جواب کاملا برعكس مي باشد . اين تغييرات , تغيير در پارادايم ها را نشان مي دهد .  يك حقيقت مهم و عميق در پشت پرده تمام مثالهايي که در مورد پارادايم مطرح شد وجود دارد که آن را قانون ” برگشت به صفر “ گويند ؛ که به اين معني مي باشد : با تغيير پارادايم همه به وضعيت صفر باز خواهند گشت ؛ اصلا مهم نيست که سهم سازمان شما از بازار چه ميزان مي باشد يا شهرت شما چقدر است يا در ارتباط با پارادايم پيشين تا چه ميزان کارآزموده باشيد , با ظهور پارادايم جديد شما به وضعيت صفر باز خواهيد گشت . موفقيت شما در گذشته هيچ چيز را براي شما تضمين نمي کند . ممكن است تصور کنيد که اين کلمه اغراق آميز است , بنابراين مثالي مطرح مي شود .
البته کشور سوئيس که براي بيش از ١٠٠سال سرآمد کشورها در ساعت سازي و مسلط بر بازار بود و ٨٠ درصد سود اين صنعت و ۵۶ درصد سهم بازار را در اختيار داشت ؛ ١٠ سال بعد سهم آن از بازار به کمتر از ١٠در صد تنزل يافت و سه سال بعد از آن ۵۰ هزار از ۵۶ هزار کارگر شاغل در صنعت ساعت سازي اخراج شدند .
امروز کدام کشور برصنعت ساعت سازي جهان تسلط دارد ؟ البته کشور ژاپن . در سال ۱۹۸۶ آنها هيچ بخش از بازار را در اختيار نداشتند . اما چه شد که سوئيس با آن سابقه درخشان با اين سرعت نابود شد؟ پاسخ ساده و آسان است , آنها با تغيير پارادايم , در وضعييت صفر قرار گرفتند . آيا مي دانيد که ساعت هاي الكترونيكي توسط خود سوئيسي ها اختراع شدند ؟ اما آنها در سال ۱۹۷۶ ايده ساخت ساعت به شكل جديد را به اين دليل که با طرز کار ساعتهاي قديمي ومكانيكي فرق مي کرد نپذيرفتند , در همان سال محققان سوئيسي اين نوع ساعت ها را در کنگره سالانه ساعت به جهانيان عرضه کردند و کارشناسان شرکت هاي ژاپنی ساعت جديد را به دقت ديدند و آن را توليد کردند و سپس واقعه حذف سوئيس از بازار ساعت رخ داد . واقعا چرا سوئيسي ها از اختراع اعجاب انگيز مردم خود قدر داني نكردند ؟ علت را بايد در قدرت تاثير پارادايم ها در پذيرش ايده هاي جديد جستجو کرد .

نوشته شده توسط هادي | لینک ثابت | موضوع: تعبیری نو از پارادایم |