تبليغاتX
پاسارگاد

پاسارگاد ،نتورک واقعی در ایران






آدرس های ما 

به سایت تیم خورشید خوش آمدید و امیدوارم مطالب ما برای شما دوست عزیز مفید باشد.با آدرس های زیر می توانید از مطالب تیم خورشید بهره مند شوید.

 

 

 

                       http://sunteam.coo.ir 

                         http://pasargadsc.coo.ir

اگر تمام شب را به خاطر از دست دادن خورشید گریه کنی لذت تماشای ستاره ها را از دست خواهی داد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |

همایش برایان تریسی 

سمینار مدیریت نوین در قرن،به همت گروه آموزشی پاسارگاد و با سخنرانی برایان تریسی برگزار شد.این سمیناربا استقبال زیاد مردم،مدیران و مسئولان مواجه شد. جهت در یافت گزارش بیشتر این سمینار به لینکهای زیر توجه کنید:

                                                                             

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=491221

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=491221

 

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

مقدمه 

                                                                                                      

تجارت الکترونیک چیست ؟

تجارت الکترونیک واژه‌ای است که برای تجارت از طریق سیستم‌های اطلاعاتی، ارتباطی بکار می‌رود. تجارت الکترونیک با وجود این که مدت زمانی زیادی از عمر آن نمی‌گذرد ولی نقش بسزا و چشم گیری در زندگی روزمره ما به عهده گرفته‌است به طوری که اجتناب از آن کار آسانی نیست. یکی از ساده‌ترین و کار آمدترین نقش تجارت الکترونیک در زندگی روزمره کاربران اینترنتی، خرید و فروش اجناس و تبادل وجوه مربوطه از طریق کارت های هوشمند می‌باشد.
هدف از تجارت الکترونیک که در واقع ترکیبی از تکنیکها و شگردهای بازرگانی است. همکاری، رقابت و بازدهی بیشتر شرکتهای مختلف می‌باشد به طوری که طی ۱۵ سال گذشته سبب توانایی شرکتها در زمینه‌هایی مثل اصلاح روشهای تجارتی و پیشرفت در زمینه ارتباطی با شرکتهای مرتبط و بالاخره گسترش دامنه بازرگانی، تجاری حتی در مقیاسهای بزرگ و جهانی شده‌است. تجارت الکترونیک دارای زیر شاخه‌های عمده‌ای به شرح زیر می‌باشد:

۱- تجارت الکترونیک
۲- کسب و کار الکترونیک
۳- بازاریابی الکترونیکی
۴- بانکداری الکترونیکی
۵- کارت های هوشمند
۶- مدیریت روابط عمومی با مشتری

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |

تجارت الکترونیک 

تعریف تجارت الکترونیک                                                                            

تجارت الکترونیک انجام کلیه فعالیتهای تجاری با استفاده از شبکه‌های ارتباطی کامپیوتری، به ویژه اینترنت است. تجارت الکترونیک، نوعی، تجارت بدون کاغذ است. به وسیله تجارت الکترونیک تبادل اطلاعات خرید و فروش و اطلاعات لازم برای حمل و نقل کالاها، با زحمت کمتر و مبادلات بانکی با شتاب بیشتر انجام خواهد شد. شرکتها برای ارتباط با یکدیگر،محدودیتهای فعلی را نخواهند داشت و ارتباط آنها با یکدیگر ساده تر و سریع تر صورت می‌پذیرد. ارتباط فروشندگان با مشتریان نیز می‌تواند به صورت یک به یک با هر مشتری باشد. به عبارت دیگر، تجارت الکترونیک نامی عمومی برای گستره‌ای از نرم افزارها و سیستم‌ها است که خدماتی مانند جستجوی اطلاعات، مدیریت تبادلات، بررسی وضعیت اعتبار، اعطای اعتبار، پرداخت به صورت روی خط، گزارش گیری و مدیریت حسابها را در اینترنت به عهده می‌گیرند. این سیستم‌ها زیربنای اساسی فعالیتهای مبتنی بر اینترنت را فراهم می‌آورند. هدف از بکارگیری تجارت الکترونیک، ارائه روشی جدید در انجام امور بازرگانی می‌باشد. به واسطه این روش، تاجران قادرند که محصولات و خدمات خود را به شکل تمام وقت و به تمام خریداران در سرتاسر جهان - مستقل از مرزهای جغرافیایی و ملیتها -عرضه کنند.
بسیاری از مردم، تجارت الکترونیک را منحصر به خرید و فروش از طریق شبکه اینترنت می‌دانند، در حالیکه این امر فقط بخش کوچکی از تجارت الکترونیک را تشکیل می‌دهد و این مفهوم اکنون گستره وسیعی از جنبه‌های مختلف تجاری و اقتصادی را دربرگرفته‌است. به سادگی می‌توان هرگونه فعالیت تجاری و مالی بین موسسات و افراد مختلف را در حیطه تجارت الکترونیک گنجاند.
تجارت الکترونیک روش دیگری برای تبادلات الکترونیکی اطلاعات و انجام مبادلات تجاری است که یک پل الکترونیکی را بین مراکز تجاری ایجاد کرده‌است. تجارت الکترونیک با حجم کمتری از اطلاعات که لزوما در قالب یکسانی نبوده و بین مردم عادی رد و بدل می‌شود، سر و کار دارد. تجارت الکترونیک در ابتدای پیدایش خود، چیزی بیش از یک اطلاع رسانی ساده تجاری نبود و هرکس می‌توانست محصولات خود را با استفاده از صفحات وب بر روی اینترنت تبلیغ نماید. آمار منتشره از ۵۰۰ شرکت نشان می‌دهد که حدود ۳۴ درصد از آنها در سال ۱۹۹۵ و حدود ۸۰ درصد در سال ۱۹۹۶ از روش فوق برای تبلیغ محصولات خود استفاده کرده‌اند.تا پایان سال ۲۰۰۱ بیش از ۲۲۰ بیلیون دلار معاملات مالی توسط صدها سایت تجاری بر روی اینترنت انجام پذیرفت.

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |

تاریخچه 

تاریخچه تجارت الکترونیک                                                                          

انسان از ابتدای خلقت تاکنون روشهای تجاری متفاوتی را تجربه کرده‌است. در ابتدا سیستم تبادل کالا رایج بود. شکارچی گوشت را با سلاح عوض می‌کرد. این سیستم اشکالات فراوانی داشت. مثلاً ممکن بود شکارچی نتواند سلاح سازی را پیدا کند که به گوشت احتیاج داشته باشد. در این صورت گوشتها فاسد می‌شدند .
در بعضی تمدن ها سیستم کالای محبوب به وجود آمد. در سرزمینی که گندم غذای اصلی مردم آن بود، شکارچی گوشت را با گندم و گندم را با سلاح تعویض می‌کرد. این روش هم مشکلات زیادی داشت. کالای محبوب در سرزمینهای مختلف متفاوت بود. از طرف دیگر معیاری برای سنجش ارزش آن وجود نداشت و حمل و نقل آن هم مشکل بود بدون شک اختراع پول اولین انقلاب در زمینه تجارت بود. ارزش آن مشخص بود، حمل آن آسانتر بود، فاسد نمی‌شد و همه طالب آن بودند. فواید استفاده از پول به اندازه‌ای بود که حتی تا چند دهه قبل کمتر کسی انتظار یک انقلاب دیگر را داشت. ارتباط بین تجارت و تکنولوژی دیر زمانی است که وجود داشته و ادامه دارد. در واقع، یک پیشرفت تکنیکی باعث رونق تجارت شد و آن هم ساخت کشتی بود. در حدود ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد، فینیقیان تکنیک ساخت کشتی را بکار بردند تا از دریا بگذرند و به سرزمینهای دور دست یابند. با این پیشرفت، برای اولین بار مرزهای جغرافیایی برای تجارت باز شد و تجارت با سرزمینهای دیگرآغاز شد. اکنون، شبکه جهانی اینترنت مانند همان کشتی است که نه تنها فواصل جغرافیایی، بلکه اختلافات زمانی را نیز کمرنگ نموده و صحنه را برای نمایشی دیگر آماده کرده‌است.ترکیب تجارت و الکترونیک از سال ۱۹۷۰ آغاز شد. برای گسترش و پذیرش تجارت الکترونیک لازم است که پیش نیازهای این تکنولوژی از جمله زیرساختار مخابراتی، مسایل قانونی و ایمنی پیام رسانی مهیا شود.
مهم‌ترین هدف در تجارت حال چه از روشهای بسیار پیشرفته الکترونیکی استفاده کند و چه از روشهای سنتی و قدیمی -همانا دستیابی به پول و سود بیشتر است. طبیعتا در این میان، نقش بانکها و موسسات اقتصادی در نقل وانتقال پول بسیار حیاتی است. هنگامی که در سال ۱۹۹۴ اینترنت قابلیتهای تجاری خود را علاوه بر جنبه‌های علمی و تحقیقاتی به نمایش گذاشت،موسسات تجاری و بانک ها در کشورهای پیشرفته اولین نهادهایی بودند که تلاش جدی خود را برای استفاده هر چه بیشتر از این جریان بکار انداختند. محصول تلاش آنها نیز همان بانکداری الکترونیک امروزی است. سپس به سرعت مشخص شد که اینترنت بستر بسیار مناسبی برای انواع فعالیتهای بانکداری و اقتصادی بشمار می‌رود.
بانکداری و تجارت الکترونیک هم اکنون در جهان به عنوان یک بحث بسیار تخصصی و در عین حال، بسیار پیچیده تبدیل شده‌است و تطبیق آن با سیاستهای تجاری و اقتصادی کشورهای مختلف نیاز به تحقیق و برنامه ریزی دقیق دارد.
در بررسی تاریخچه تجارت الکترونیک درمی یابیم که بورسهای اوراق بهادار نیز موسسات دیگری بودند که به سرعت فعالیت خود را با روند پیشرفت اینترنت هماهنگ کردند و موفق شدند که در عرض مدت کوتاهی، با توجه به برتریهای اینترنت در مقایسه با روشهای قدیمی، به دلیل سرعت و دقت بالا، به موفقیتهای بی نظیری دست یابند.
تجارت الکترونیک، علی رغم جوان بودن در جهان شناخته شده و در سالهای اخیر رشد فزاینده و غیرقابل پیش بینی داشته‌است. این رشد تصاعدی حاصل استفاده از یک ابزار، یعنی اینترنت می‌باشد. البته تجارت الکترونیک فقط در شاخصه‌ها یا کشورهای خاصی جا افتاده و استفاده می‌شود. برای مثال، در سال ۱۹۹۷ صنعت جهانگردی و توریسم مسوول ۲۰ تا ۳۰ درصد از فروشهای مجازی بوده.

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |

مزایا و معایب 

مزایاها و معایب تجارت الکترونیک                                                                 

سوالی که ممکن است همینک مطرح شود این است که تجارت الکترونیک غیر از مواردی که پیش از این به آن اشاره شد چه فایده‌ای دارد ؟

- افزایش فروش و در پی آن افزایش درآمد و توان سرمایه گذاری
- افزایش سطح رفاه زندگی مردم از طریق ایجاد اشتغال، کاهش ترددها و افزایش سرعت عمل
- جهانی شدن
- کاهش هزینه‌های تبلیغات برای شرکتها وبه دلیل عدم حضور واسطه


البته همچون تمام فناوریها و تکنولوژیهای ساخت بشر معایبی هم در استفاده از تجارت الکترونیک وجود دارد، برخی از این معایب به قرار زیر است:

- تأثیر ناشناخته آن بر روابط اجتماعی انسان
- ورشکستگی به علت عدم توانایی شرکتهای کوچک و کاهش تولید

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |

چگونه تغییر کنیم؟ 

چگونه تغییر کنیم؟

دو هفته پیش داشتم با دوستم درباره ایده جدید و عجیبی که داشت صحبت می کردم

 

 

صبورانه نشسته بودم وگوش می دادم، نسبت به خلاقیتش اشتیاقی فراوان نشان می داد. وقتی صحبتش تمام شد، به او گفتم: "عالیه، حالا بهترین کار این است که که کاری بکنی که مردم آن را بخرد". اولین واکنش به پیشنهادمن این بود که منظورت چیه؟ البته که مردم آن را را می خرند! این بهترین نوع است، اما بعد فهمید که وارد شغلی بی فایده و مرتکب اشتباهی بزرگ شده است. به او گفتم که قبل از هر کاری در ابتدا باید بازاریابی کرد. یک جمله معروف هست که می گه: " هر آدم کند ذهنی می تونه سوپ درست کنه، اما آدم باهوشه که می تونه اونو بفروشه". هزار نفر هم روی زمین وجود داشته باشند که کاری انجام بدهند، تا کسی نتواند آن را بفروشد، بی فایده است. من کار دوستم رو به سوپ تشبیح می کنم که تا فروشنده نداشته باشد، شغلی بیهوده است. عدم درک این موضوع باعث می شود هر شغلی سریعا با شکست مواجه شود. بنابراین موفقیت در گرو نقدینگی است. برای نقدینگی نیاز به مشتری است و برای بوجود آوردن مشتری نیاز به فروش خدمات وتولیدات است. اگر یک برقکار یا لوله کش ماهر باشید اما پنجاه لوله کش و برقکار ماهر دیگر در کنار شما برای کارشان تبلیغ کنند، هر چند که کار شما بهتر از بقیه و تولیدات شما هم بهتر از بقیه باشد، کار شما به یک منبع در آمد تضعیف شده تبدیل و مانند 80 درصد دیگر شغل های موجود از بین می رود.
حال چگونه تغییر کنیم؟
بیایید تصور کنیم که شما به این نکات توجه کرده اید و می خواهید تولیدات خودرا به بازار عرضه کنید، چه می کنید؟ روند پیشین خودرا تغییر می دهید؟ به نامه ساعات کاری را متحول می سازید؟
حیطه و روند کار را برای یافتن شرکای جدید متناسب می سازید و یا شعار تبلیغاتی خود را عوض می کنید؟ اگر قبل از هر کاری در ابتدا درباره آن بازاریابی کنید و آن را هدف اولیه ای برای پیشرفت در نظر بگیرید جوابگوی تمام رویکرد و راه حل های بالا خواهد شد. حالا که این موضوع را متوجه شدید، باید چه کار کنید. قبل از این به لیست فعالیت هایی که آنها را ایست های در آمد زا در نظر گرفته ام توجه کنید، زیرا باعث تلف شدن وقت و اتلاف هزینه شما نمی شوند.
- فعالیت هایی در تولید محصول و خدمات که مانندی برایشان وجود ندارد
- شرکت در کنفرانس های فروش مستقیم و سر زدن به مراکز فروش
- دیدار فروشندگان بزرگ
- بدست آوردن موقعیت های تبلیغاتی با هزینه کمتر و بازدهی بیشتر
- بررسی استراتژی رقیبان و دیگر بازارهای خارجی
- همکاری با دیگر نمایندگان بازارها
- بررسی تبلیغات و بازار یابی برای ارتقای سطح آن
- نوشتن مقاله هایی در ژورنال های تجاری، روزنامه های محلی، مجله ها و روزنامه های صنعتی
- نوشتن نامه های فروش توسط پست الکترونیکی
اگر در شرکتی مشغول به فعالیت هستید، مدیر بازار یابی تان این فعالیت ها را انجام می دهد. باید امور بازاریابی را تحت اختیار داشت تا در بازار نشستی را بتوان ایفا کرد و جایی برای رقیبان خالی نکرد. با وجود تمام این کارها چقدر زمان صرف انجام این کارها کرده اید؟ حالا آیا به یک رئیس یا همکار برای انجام دیگر کارها نیاز ندارید؟ و خودتان فکر نمی کنید که باید به کارهای دیگری بپردازید؟
برایان ترسی (
Brian TRACEY) یکی از نویسندگان سر شناس می نویسد: موفقیت زمانی بوجود می آید که از انجام کاری که فکر می کنید ارزش کارتان بیشتر است سود و دست مزد کمتری برایتان حاصل نشود. به عنوان مثال اگر فکر می کنید ارزش کار شما 50 دلار در ساعت است، چرا دنبال کاری می روید که کس دیگری آنرا با 8 دلار در ساعت انجام می دهد.
تعداد کثیری برای من نامه می نویسند و می گویند که تنها 000/1 دلار برای بازار یابی محصولاتشان دارند. و می گویند که این پول را باید در کجا سرمایه گذاری کنند، تا بیشترین سود دهی را داشته باشد؟ جوابم این است که آنرا در آموخته های شخصی خود سرمایه گذاری کنید، چرا که هیچ چیز به اندازه سرمایه گذاری در بازار مستقیم سود دهی ندارد. من سالانه هزاران دلار کتاب، نوار سی دی، سمینارها، کنفرانس ها و فیلم های آموزشی سرمایه گذاری می کنم. در حقیقت با بسیاری از تاجران که مصاحبه انجام دادم به این نتیجه رسیده ام که هر کدام علاقه زیادی در سرمایه گذاری در زمینه آموخته های شخصی خود دارند.
مگر
Oprah و Bill Gates چه کاری انجام داده اند؟
آنها هر دو اشتیاق فراوانی به یاد گیری دارند. آیا می دانستید که
Bill Gates هر سال یک هفته با چمدانی پر از کتاب برای مطالعه به جایی دیگر می رود، البته این در صورتی است که وقت این کار را داشته باشد، شما هم می توانید اینگونه باشید. Oprah به خاطر اثر معروفش" the book of the month club " شهرت یافته است. آیا شما هم لیست مطالعه دارید و اگر دارید، چه در آن یادداشت کرده اید.
یکی از اشتباهات شما این است که به فکر تولید و پخش کالا و خدمات هستید تا به فکر بازار یابی آن، هر چه به این موضوع با دیدی وسیع تر بنگرید میزان نقدینگی را افزایش می دهید. عمده کار شما بازاریابی است، نه قسمتی از آن، برای بررسی نحوه کار خود باید مجددا به سوالات مطرح شده پاسخ دهید.
و برای تحولی اساسی نیاز به انجام فعالیت های خود و پیشرفت این عوامل دارید.

 

مرجع: روزنامه تفاهم

 

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: چگونه تغییر کنیم؟ |

ساختار استقلال مالی 

ساختار استقلال مالي

آيا از نظر شما برنامه ريزي آينده مالي‌تان خيلي پيچيده يا مغشوش به نظر مي‌آيد؟ آيا فكر مي‌كنيد نمي‌توانيد پول پس انداز كنيد چون مشكل داريد؟

 

 

 

 

به زودی شما برنامه‌ریزی برای آینده را شروع می‌كنید، به زودی شما پاداش به دست خواهید آورید. استفاده از این راهنما به شما كمك می كند تا آینده مالی خود را تامین كنید.

امنیت اجتماعی
این امنیت و آسایش برای زندگی شما مهمترین امر است، بنابراین آن را در برنامه‌ریزی مالی خود فراموش نكنید. شما هنگامیكه به سن 65 سالگی می‌رسید عایدی دریافت می‌كنید كه بر طبق میانگین 35 سالگی شما بیشترین حقوق سالیانه است . شما همچنین می‌توانید 80 درصد سود در سن 62 سالگی به دست بیاورید . اگر شما درگذشتید، همسر شما ممكن است مستحق سود شما باشد. در سنی كه شما بتوانید سود كاملی را به دست بیاورید ، برنامه رایج برای افزایش تدریجی به سن 67 سالگی است. شما می توانید به سودی كه به دست آورده اید رسیدگی كنید و یك سرمایه از آنچه كه پیش بینی كرده بودید به دست بیاورید .

بیمه زندگی
بیمه زندگی می تواند به شما در حمایت مالی و در طول زندگی حتی در زمان مرگ هم كمك كند. بیمه مهم است اگر ازدواج كرده‌اید مهمتر آنكه اگر فرزند هم داشته باشید . در اینجا چندین نوع بیمه زندگی وجود دارد.
•پرداخت مبلغی مناسب برای بیمه دوره زندگی برای ذینفع بودن شما است حتی در زمان مرگ هم آسایش را به همراه می‌آورد. همچنین بیمه‌ها سن شما را نیز افزایش می دهد.
•تمام بیمه زندگی، بیمه پایدار است كه بیمه مرگ را هم تامین می‌كند كه ضمانتی برای شخصی است كه پول بیمه را پرداخت می‌كند. كسانی كه در این امر برای آسایش و امنیت شركت می‌كنند ممكن است سودهایی را پرداخت كنند كه بتواند ارزش امنیت را افزایش دهد.
•بیمه زندگی جامع یك اندیشه صحیح و مناسب‌ترین راه برای شخص می‌باشد . با داشتن محدودیتها، تصمیم به داشتن آرامش و امنیت به مقدار و تناوب پرداخت پول بیمه بستگی دارد و اجازه برای تعدیل میزان قدرت امنیت برای تغییرات در نیازهای افراد می‌باشد.
•بی‌ثباتی بیمه شبیه به زندگی عمومی در آنجاییكه قابل انعطاف در ارتباط با پرداخت بیمه اوست می باشد . به هر حال با متغییر بودن زندگی دادن پول برای بیمه یك حساب جداگانه می باشد و داشتن امنیت انتخابی است كه به آن ارج گذاشته می شود. در نتیجه ارزش امنیت با ایفای سرمایه‌‌گذاری سهام نوسان خواهد داشت.
بیمه تندرستی
تندرستی شما از انواع بیماریها و آسیب دیدگیها حفظ می‌كنتد . بدون تندرستی شما ممكن است در معرض چندین بیماری و تصادف قرار بگیرید . بیشتر مردم از طریق كارفرماهایشان بیمه سلامتی دریافت می‌كنند.
بیمه ناتوانایی
این بیمه حتما یكی از بیشترین چشم اندازها برای كار در سنین مختلف مردم است. ناتوانی سبب می شود یك بخش از درآمد شما هنگامیكه نمی‌توانید كار كنید به هدر رود زیرا شما مریض و آسیب دیده اید. اغلب بیمه نامه‌ها جایگزین 60 تا 80 درصد در آمد شما می‌شود. (شما همچنین می توانید در آمد خود را از امنیت اجتماعی از مركز ناتوانی ها یا از طریق
Workerscompensation ، اگر در حین كار آسیب دیده‌اید تامین كنید . ) اگر كارفرمای شما 60 درصد بیمه ناتوانی شما را تامین كرد، شما قدرت رسیدگی به ضمیمه بیمه نامه كه در برگزیده 20 درصد از درآمد شما را دارد خواهید داشت.
بیمه پرستار طولانی مدت
بیمه پرستار طولانی مدت یك طرح برای كمك هزینه‌های پرستاری پرستار خانگی ، مواظبت پرستار می باشد . این رشد سریع از نوعی بیمه می‌تواند شما را حمایت كند و سرمایه‌های شما در مقابل با ارزش‌ترین پرستاری طولانی مدت است . اغلب بیمه‌ نامه ها سودهایی را هنگامیكه پرستاری طولانی مدت به وسیله یك پزشك مانند ضررویات پزشكی ، تعیین می‌گردد یا هنگامیكه شخص نمی تواند بر اساس نیازهای خود پرستار بگیرید آن را پرداخت می‌كنند.
بیمه خانه داران
بیمه خانه دارها از سرمایه مالی شما در خانه‌تان حفاظت می‌كنند. این تامینات به جبران آسیبهای خانه شما است این بیمه ممكن است اگر كسی آسیبی دیده باشد شما را از بدهی مالی نجات می‌دهد. وسعت و میزان احتیاجات وابسته به موقعیت شما می‌باشد، اما اگر شما بتوانید از عهده آن برآیید، این یك راه برای اطمینان 100 درصد شما از خانه‌تان است.
بیمه خودرود
بیمه خودرو بیشترین اهمیت را دارد چون شما می توانید بعد از تصادف وسیله نقلیه خود را تعمیر كنید و یا اینكه اگر آن گم شد از طریق بیمه ماشین دیگری خریداری كنید. این بیمه یك امنیت مالی است كه به شما كمك می‌كند تا خسارت جانی كه به خودتان یا به دیگران وارد آمده جبران كنید.
به موجب تصادفی كه پیش آمده از شما شكایت كند شما از طریق بیمه خودرو می‌توانید خسارت او را بپردازید .
برنامه ملك و دارایی
روش دیگر برای حفظ كردن آینده مالی خانواده‌تان از طریق برنامه ملك و دارایی است . بطور كلی ، برنامه ملك و دارایی شما گرفتن فهرستی از املاكتان است و یا مالیتهای خود را به حداقل رساندن است. برنامه ملك و دارایی به صورت مجموعه است و همچنین موضوعی برای تغییر قوانین .
مترجم: تهمینه علیرضایی

مرجع: روزنامه تفاهم

 

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: ساختار استقلال مالی |

100 ایده سود آور برای بازاریابی 

هرچقدر استراتژي جامعي براي بازاريابي داشته باشيد، باز از دانستن نكاتي جهت هدف گيري

دقيق مشتريان محصولات و خدمات تان بي نياز نخواهيد بود. در ذيل يكصد نكته بازاريابي براي

 كليه كسب و كارهاي خرد و كلان ارائه مي گردد.

 

نوشته : جویس بوسك Joyce Bosc

ایده های كلی
1- نگذارید روزتان بدون پرداختن به حداقل یك فعالیت بازاریابی شب شود.
2- درصدی از درآمد ناخالص خود را به عنوان بودجه سالیانه بازاریابی تعیین كنید.
3- هر سال اهداف خاص بازاریابی را تعیین و هر سه ماه یك بار آنها را ارزیابی و تنظیم نمایید.
4- یك پوشه برای نگهداری ایده های بازاریابی اختصاص دهید.
5- هر روز و هر ساعت كارت ویزیت را همراه تان داشته باشید.
6- یك سنجاق سینه شخصی با آرم شركت تان طراحی كنید و در جلسات به كت خود بزنید.

                                                                                                         

بازار هدف
7- نسبت به تحولاتی كه شایدروی بازارهدف،محصول یااستراتژی بازاریابی شما تاثیر بگذارد، هوشیار باشید.
8- مطالعات تحقیق بازاریابی درباره حرفه، صنعت، محصول و گروه های بازار هدف خود را بخوانید.
9- آگهی های  رقبای خود  را  گرد  آوری  كنیدو بامطالعه آنها ،اطلاعاتی درباره استراتژی، ویژگی ها و مزایای محصولات آنها به دست آورید.
10- از مشتریان بپرسید چرا شما را انتخاب كردند و خواستار توصیه ها یی برای بهبود كیفیت شوید.
11- از مشتریان سابق بپرسید چرا شما را رها كردند.
12- بازار جدیدی شناسایی كنید.
13- به یك فهرست پستی مربوط به حرفه تان بپیوندید.

توسعه محصول
14- یك خدمت، تكنیك یا محصول جدید ارائه دهید.
15- نسخه ای ساده تر، ارزان تر یا كوچك تر از محصول یا خدمت خود پدید آورید.
16- نسخه ای شكیل تر، گران تر، سریع تر یا بزرگتر از محصول یا خدمت خود ارائه دهید.
17- خدمات خود را بهنگام كنید.

آموزش، منابع و اطلاعات
18- یك تیم مشاوره در زمینه بازاریابی و روابط عمومی مركب از همكاران و صاحبان كسب و كارهای مشابه را گردهم آورید و به تبادل اندیشه و مسائل صنفی بپردازید.
19- برای كاركنان خود یك صندوق پیشنهادات بگذارید.
20- در سمینارهای بازاریابی حضور یابید.
21- كتاب های بازاریابی را بخوانید.
22- مشترك نشریات مكتوب و اینترنتی بازاریابی شوید.
23- هرماه یك جلسه بازاریابی با كاركنان یا مباشران خود بگذارید تا درباره استراتژی و وضعیت بازار بحث كنید و ایده های تازه بگیرید.
24- به انجمن یا سازمان های مرتبط با حرفه تان ملحق شوید.
25- یك پوشه را برای یافتن طراح، نویسنده و سایر حرفه ای های بازاریابی كنار بگذارید.
26- یك مشاور بازاریابی جهت همفكری استخدام كنید.
27- «سفری خلاق» به شهر یا كشوری مترقی داشته باشید تا تكنیك های بازاریابی آنجا را یاد بگیرید.

قیمت گذاری و پرداخت
28- ساختار قیمت گذاری تان را تجزیه و تحلیل كنید و ببینید كجای آن نیاز به اصلاح و تنظیم دارد.
29- به مشتریان امكان دهید با كارت اعتباری پرداخت كنند.
30- به مشتریان ثابت، تخفیف دهید.
31- شگردهای معامله پایاپای را بیاموزید. به اعضای برخی باشگاه ها، گروه های حرفه ای و سازمان ها در مقابل تبلیغ محصولات و خدمات شما در نشریات شان تخفیف بدهید.
32- برای «پرداخت های سریع» و نقد، تخفیف قائل شوید و از مشتریان ثابت به صورت قسطی پول بگیرید.

ارتباطات بازاریابی
33- برای مشتریان كنونی و بالقوه تان یك خبرنامه منتشر كنید.
34- بروشوری از محصولات و خدمات تان را چاپ كنید.
35- همراه بروشورهای خود یك برگه نظرسنجی بگنجانید كه پول تمبرش را شما پرداخته اید. بدین ترتیب می توانید بازخورد ارزشمندی از مشتریان دریافت كنید.
36- یادتان باشد كارت ویزیت درون جعبه كارایی ندارد، حتما آن را پخش كنید. به هر مشتری بالقوه دو كارت ویزیت و بروشور بدهید تا یكی را نگه دارد و دیگری را به دوستانش بدهد.
37- برای هركدام از بخش های بازار هدف تان یك كارت ویزیت و بروشور خاص طراحی كنید، (مثلا یكی برای سازمان ها و نهادهای دولتی و یكی برای كاسب كارها و مصرف كنندگان)
38- یك پوستر یا تقویم با آرم شركت تان چاپ كنید و به مشتریان هدیه بدهید.
39- روی سربرگ، برگه های فاكس یا صورتحساب، شعار یا جمله ای در وصف فعالیت خود به چاپ برسانید.
40- در بروشورهای خود نظرات مثبت مشتریان درباره كالا و خدمات خود را به چاپ برسانید.
41- یك فهرست پستی جدید را امتحان كنید. اگر به ثمر ننشست، آن را به فهرست های كنونی پست مستقیم خود بیافزایید یا به فكر كنار گذاشتن فهرستی بیافتید كه توقعات شما را برآورده نمی كند.
42- برای بازاریابی به شیوه پست مستقیم از پاكت های رنگی یا بزرگ استفاده كنید یا نامه هایی را روی كاغذ سفید بدون خط بفرستید تا كنجكاوی گیرنده را برانگیزد.

رابطه با رسانه ها
43- از انتشار نشریات جدید متوجه شوید تا اخبار خود را به رسانه و فرد مناسب بفرستید.
44- در روزنامه های عادی یا اقتصادی و نشریات تخصصی مطلب بنویسید.
45- مقاله ای به قلم خود چاپ كنید و نسخه های آن را برای همكاران تان بفرستید.
46- در تنظیم اخبار فعالیت شركت خود كوشا باشید و آنها را به موقع و چندین بار برای مطبوعات ارسال كنید.
47- یكصدمین، پانصدمین یا یكصد هزارمین مشتری خود را در مطبوعات معرفی كنید.
48- یك جایزه سالیانه به راه اندازید و آن را در بوق و كرنا كنید. مثلا می توانید به بهترین كارمند سال شركت یا سازمان خود جایزه بدهید.
49- در زمینه رسانه و روابط عمومی آموزش ببینید یا مطالبی درباره آن بخوانید.
50- در برنامه های رادیویی و تلویزیونی حضور یابید.
51- در مورد صنعت یا تخصص خود سفارش یك برنامه تلویزیونی بدهید و آن را به شبكه محلی خود بدهید تا به عنوان یك برنامه عادی پخش كند.
52- نامه ای به سردبیر روزنامه یا مجله محلی تان بنویسید و او را به ناهار دعوت كنید.
53- اخبار خود را همراه عكس مربوطه به مطبوعات بفرستید.
54- مرتبا روزنامه ها و مجلات را برای یافتن فرصت های روابط عمومی بخوانید.
55- برای مطبوعات مقالات «راهنما» درباره حوزه تخصصی كسب و كارتان بفرستید.

56- در صنعت خود تحقیق كنید و پس از كشف یافته ای مهم، آن را در اختیار مطبوعات بگذارید.

خدمات مشتری و رابطه با مشتری
57- از مشتریان تان بخواهید كه بازگردند.
58- تماس های تلفنی مشتریان را بدون فوت وقت پاسخ دهید.
59- روی دستگاه پیامگیر تلفن، اطلاعات مهم مانند ساعات كار شركت، مكان و فرد پاسخگو را ضبط كنید.
60- روی دستگاه پیامگیر تلفن، پیامی بیادماندنی یا «نكته روز» را ضبط نمایید.
61- برای مشتریان تان نمایش یا هر رویداد جالب دیگر را سازماندهی كنید یا بلیت تئاتر و سینما و... برایشان بفرستید.
62- در دفترتان با حضور مشتریان یك سمینار برگزار كنید.
63- تشكرنامه های دستنویس خوش خط برای مشتریان بفرستید. می توانید برای جشن تولدشان یا سایر مناسبت های سال، كارت تبریك ارسال كنید.
64- مقالات جالب را كپی كنید و همراه كارت ویزیت و بروشورتان برای مشتریان كنونی یا بالقوه بفرستید.
65- بخشی از وب سایت خود را به مشتریان اختصاص دهید.
66- هرازگاهی دكور محل ملاقات خود با مشتریان را از نو طراحی كنید.

شبكه رابط ها و تبلیغ دهان به دهان
67- به یك اتاق بازرگانی یا سایر سازمان های مرتبط بپیوندید.
68- بروشور خود را برای اعضای سازمان هایی كه عضویت شان را دارید، بفرستید.
69- در ایام تعطیل، میهمانی تجاری بگیرید.
70- پس از شركت در یك همایش، برای شركت كنندگان آن نامه بفرستید.

تبلیغات
71- در فصل های اوج فعالیت تجاری برای كسب و كارتان تبلیغ كنید.
72- یك شماره تلفن راحت و بیاد ماندنی بگیرید.
73- برای سایت اینترنتی خود، آدرس بیادماندنی انتخاب كنید و آن را در كلیه ارتباطات بازرگانی قید نمایید.
74- از طریق پست مستقیم، كسب و كار خود را مشتركا با سایر حرفه ای ها تبلیغ كنید.
75- در یك دایركتوری ویژه یا كتاب زرد تبلیغ نمایید.
76- به منظور دستیابی به بازارهای خارجی، آگهی دو یا چند زبانه چاپ كنید. این آگهی را در نشریه ای پرمخاطب قرار دهید.
77- به مشتریان خود هدایای تبلیغاتی نظیر خودكار، پدماوس یا ماگ بدهید.
78- درون پاكت نامه یا مرسولات پستی، چیزی برجسته بگذارید تا كنجكاوی گیرنده تحریك شود.
79- مقابل پیاده روی دفترتان به كمك لیزر یك پیام تبلیغاتی بتابانید.
80- برچسب های جالبی برای نصب روی شیشه اتومبیل طراحی و بین مشتریان توزیع كنید.
81- آگهی های خود را كدگذاری و نتایج شان را دنبال كنید.
82- تابلو ساختمان تان و تابلوهای راهنمای داخلی و خارجی آن را بهبود ببخشید.
83- اگر فكر می كنید آرم شركت شما منسوخ شده، آن را از نو رنگ آمیزی كنید.
84- حامی مالی یك مسابقه ورزشی یا برنامه رادیویی و تلویزیونی شوید.

رویدادهای ویژه


85- در نمایشگاه های مربوط به حرفه تان، حتما یك غرفه بگیرید.
86- همراه سازمان های غیرانتفاعی، مانند موسسات حمایت از كودكان معلول، اسپانسر یك برنامه یا ضیافت شوید.
87- در دبیرستان ها سخنرانی كنید و به دانشجویان درباره حرفه آینده شان توصیه كنید.
88- خیابانی در منطقه جغرافیایی تان انتخاب و اعلام كنید كه نظافت آن را سازمان یا شركت شما برعهده

می گیرد. رهگذران با دیدن نام و آرم شما، متوجه اقدام پسندیده تان خواهند شد.
89- بخشی از وقت و پول خود را به سازمان های خیریه یا غیرانتفاعی اختصاص دهید و نتایج آن را در مطبوعات به چاپ برسانید.
90- یك سی دی یا فیلم آموزشی درباره خدمات خود تهیه كنید.
91- كتاب تالیف كنید.

ایده های فروش
92- روزنامه ها و نشریات تخصصی را برای به دست آوردن فرصت های تازه تجاری و آگاهی یافتن از عزل و نصب های شركت ها بخوانید.
93- شعارها و استراتژی های بازاریابی تان را به اطلاع وكیل، حسابدار، بانكدار، تعمیركار و كانون تبلیغاتی تان برسانید و بدین ترتیب نیروی فروش خود را به رایگان گسترش دهید.
94- ساعات فعالیت خود را افزایش دهید.
95- حتی در ایام تعطیل گروهی را جهت ارائه خدمات به مشتریان اختصاص دهید.
96- نمونه های محصولات خود را در دفترتان به نمایش بگذارید.
97- به مشتریان سابق تلفن بزنید یا برایشان نامه بفرستید تا آنها را دوباره جذب كنید.
98- از طریق اینترنت سفارش بگیرید.
99- به مشتریان اینترنتی خود اطمینان دهید كه سیستم امنیتی سایت شما قابل اعتماد است.
100- از زمان پاسخگویی به سفارش ها بكاهید و روند سفارش مجدد را تسهیل كنید.

مرجع: روزنامه تفاهم

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: 100 ايده بازاريابي براي تجارت سودآور |

درسی از تلمبه آب 

تصميم گيری و پابرجاماندن بر تصميم در نت ورک مارکتینگ

"زيگ زيگلار " در يكي از سمينارهای خود در مورد تصميم گيري و پابرجاماندن بر تصميم صحبت مي كرد. او براي توضيح اين بخش از سمينارش از يك تلمبه آب استفاده كرد . احتمالاً شما هم نمونه اي از اين تلمبه ها را ديده ايد كه معمولاً در روستاها از آن براي بالا كشيدن آب از چاه استفاده مي كنند. اين نوع تلمبه بوسيله لوله اي به چاه متّصل است و دسته اي دارد كه اگر با سرعت به بالا و پايين كشيده شود بر اثر ايجاد خلأ در لوله ، آب به سمت بالا هدايت شده و از دهانه تلمبه بيرون مي ريزد . زيگ زيگلار مي گفت كه نبايد توقف كنيد چون نمي دانيد كه آب تا كجاي لوله بالا آمده است . اگر توقف كنيد آب دوباره به چاه برمي گردد . باید آنقدر به اين كار ادامه داد تا آب از دهانه تلمبه سرازير شود . اگر شروع كرده و به اندازه كافي استقامت كنيد ، هر اندازه كه آب بخواهيد بدست مي آوريد . زندگي نيز همينگونه است.
در اواخر دهه 50 وقتي كودكي بيش نبودم ، با مادرم براي آوردن آب مي رفتيم و براي شروع ، ابتدا كمي آب داخل تلمبه مي ريختيم . سپس من شروع مي كردم به تلمبه زدن. مي شنيدم كه مادرم مي گفت: " آفرين پسرم،آب داره بالا مياد، توقف نكن، يه كم سريعتر ... ". اما آنروز من هنوز كوچك بودم و اين كار ، انرژي زيادي مي خواست و درنتيجه آب هميشه به چاه برمي گشت . اين همه زور زدن تقريباً براي هيچي ـ مگر يادگيري درس تلمبه ـ اين داستان هر روز تكرار مي شد و تلمبه هم هر روز به من درس مي داد. تا اينكه يك روز با راهنمايي و پافشاري مادرم ، تلمبه هر چي آب مي خواستم به من داد.
و درسي را به من داد كه هرگز فراموش نمي كنم : " درس تلمبه ی آب " 

نویسنده :   Craig Tucker  ( نويسنده و مجری كارگاهها و سمينارهایی در مورد MLM )

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |

فقط 90 سانتی متر تا هدف (ثروت و کسب درآمدی عالی) 

 

بنده خدایی در جستجوی طلا بود ساعت ها و سال ها زحمت کشید و در جستجوی معدنی که رگه های غنی از طلا در آن یافته بود به امید دست یابی به مقدار انبوه طلا دیواره آن را می کند و می کاوید، این کار را بارها و بارها ادامه داد ولی کم کم سایه نا امیدی ، راه امیدش را تیره و تار کرد و از خیر معدن گذشت و آن را به دیگری فروخت، صاحب جدید بلافاصله یک زمین شناس را استخدام کرد و از او در رابطه با آن معدن طلا نظر خواهی کرد، وی وقتی در معدن حضور یافت و به بررسی رگه های طلا پرداخت گفت: این رگه که تا به حال دنبال شده بسیار غنی است و علت آن هم این است که رگه های غنی در اوایل ضعیف هستند ولی بعد ناگهان غنی می شوند. بنابر این به حفاری همان رگه به ظاهر ضعیف ادامه دادند و تنها بعد از 90 سانتی متر کندن در جهتی درست، رگه غنی طلا پدیدار شد و بعد از آن بود که کامیون های پر از سنگ غنی طلا به طرف کارخانه استخراج طلا از طرف آن معدن سرازیر شدند و صاحب جدید خود را مالک میلیاردها دلار پول و ثروت کرد.

اما صاحب اول چرا نتوانست امیدوار بماند؟ شاید بهترین دلیل آن بود که واقعا سخت کوشی زیادی کرده بود ولی عنصر زیرکی و فراست را در سخت کوشی خود وارد نکرده بود، ضمنا می بایستی از کارشناس زمین شناسی کمک می گرفت و در عین حال خوش بینی را حفظ می کرد.

وقتی در اوج نا امیدی قرار داریم و در دل تاریک اتفاقات زندگی قدم می زنیم چگونه خود را امیدوار کنیم که شاید در انتهای کوچه بعدی هدف ما بدرخشد؟ واقعیت آن است که بایستی در این راه از روش علمی و کارشناسی بهره بگیریم درست مثل صاحب زیرک و خوش شانس معدن طلا که از کارشناس متخصص در زمین شناسی استفاده کرد و صاحب میلیاردها دلار ثروت شد.همه می توانیم به گنج نتورک برسیم به شرط آن که:

۱- از دانش این کار استفاده کنیم
۲- از تجربیات دیگران استفاده کنیم
۳- هیچ گاه نا امید نشویم ( فقط ۹۰ سانتی متر به گنج مانده)

                                                                                                                     sun team

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: معدن طلا |

برگزاری اولین همایش پاسارگاد  

اولین همایش پاسارگاد در روز جمعه ۳۱ فروردین ماه ۱۳۸۵ راس ساعت ۹ صبح در سالن ایوان عطار موسسه فرهنگی تاریخی کاخ سعدآباد تهران در فضایی مملو از هدفمندی و شور و شعور با حضور خیل عظیمی از راه بران پاسارگاد برگزار شد. بخش نخست همایش با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید و نواختن سرود جمهوری اسلامی ایران آغاز شد. پس از آن جناب آقای مهندس امیر فتوحی مدیر عامل شر کت توسعه هوشمند و عضو سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران سخنرانی جامع و سودمندی - در ارتباط با کسب و کار و تجارت الکترونیک، نگاهی نو به فرصت های نو در هزاره سوم، اینترنت پدیده ای نوظهور، باورهای نوین و قانون های جدید ، ویژگی های کارآفرینان عصر ارتباطات و چندین موضوع دیگر- ارائه دادند و با جمله " هیچ چیز هیجان انگیزتر از ساختن آینده نیست... " سخنان خود را به پایان رساندند. پس از آن با پذیرایی از حضار بخش دوم همایش آغاز شد. در این بخش ابتدا مهندس اعلایی نژاد مدیر آی.تی پاسارگاد در ارتباط با وظایف بخش آی.تی و چهره جدید پاسارگاد در چند روز آینده صحبت کردند که به بخشهایی از صحبتهای ایشان بطور مختصر اشاره می کنیم:

- حرکت پاسارگاد به سمت یک شاپ آنلاین بسیار قوی تر و یوزرفرندلی تر

- راه انداری دو فروشگاه جدید فروشگاه ۳ و فروشگاه All

- سایت جدید پاسارگاد، از لحاظ تکنولوژی فنی جزء بهترین سایت های خاورمیانه

- گسترده گی فوق العاده دفتر کارالکترونیکی

- استفاده از تکنولوژی جدید امنیتی و بالا بردن ضریب امنیتی تا ۱۰ برابر

- اتصال به شبکه بانکداری الکترونیکی کشور

- امکان خرید برای عموم از طریق کارت اعتباری

- مجله الکترونیکی پاسارگاد

- کتابخانه بزرگ الکترونیکی

- پاسارگاد ای لرن ( دانشگاه مجازی پاسارگاد )

و اما برنامه های آتی پاسارگاد که با توجه به نیازها و اولویت به تدریج با صلاحدید مدیریت محترم پاسارگاد انجام میگیرد:

- فرم درخواست مشتری  C.R.F Coustomer Request Form

- دفتر کار الکترونیکی اس. ام. اسی پاسارگاد  Pasargad SMS Office

- چت صوتی و تصویری  Voice & Cam Chat

- بخش حراجی   Pasargad's Sale

- تبلیغات   Pasargad Advertising

- تحویل کالا در ۲۴ ساعت  Delivery Deadline Time 24 H

- ...

سپس مدیریت محترم پاسارگاد جناب آقای مهندس آشوری با تشویق مداوم حضار بر روی سن آمده و مطالبی در رابطه با آمار کارکرد پاسارگاد از شروع و دو برنامه اصلی شرکت یعنی:

- توسعه شرکت؛ که اولین قدم برای دستیابی به این مهم با راه اندازی فروشگاه ۳ و All بصورت ام.ال.ام MLM و یونی لول Unilevel صورت گرفت

- بحث اینترنشنال شدن پاسارگاد در چند ماه آینده که طبق گفته ایشان " زودتر از آنچه فکرش را کنید..." پاسارگاد جهانی می شود.

ارائه دادند.

در ادامه برنامه های دیگری چون سخنرانی مدیر ارسال محصولات - بیوگرافی برایان تریسی و برگزاری سمینار مدیریت نوین در قرن ۲۱ توسط برایان تریسی در خرداد ۱۳۸۶ به سفارش پاسارگاد در تهران - پخش فیلمی در رابطه با شکل گیری پاسارگاد از ابتدا تا امروز و ...

در پایان از چند تن از راهبران و اشخاصی که به نوعی در موفقیت پاسارگاد سهیم بودند با ارائه جوایزی به آنان - توسط مدیریت محترم پاسارگاد - تقدیر شد.

یادمان باشد پاسارگاد براي بهترين بودن آمده است با اهدافي مشخص، بهترين بودن در ايران از همان آغاز كار و بهترين بودن در جهان در سالهاي آينده.
دو خط بالا آرزوي ما نيست.هدف ماست پس به آن مي رسيم
انشا الله

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

عشق چيه؟ 

پرنده گفت : اين كه امكان ندارد ، همه قلب دارند .

كرگدن گفت: كو كجاست من كه قلب خود را نمي بينم .

پرنده گفت :خوب چون از قلبت استفاده نمي كني ، قلبت را نمي بيني . ولي من مطمئنم كه زير اين پوست كلفت يك قلب نازك داري .

كرگدن گفت: نه ، من قلب نازك ندارم ، من حتما يك قلب كلفت دارم.

پرنده گفت :نه ، تو حتما يك قلب نازك داري چون به جاي اين كه پرنده را بترساني ، به جاي اينكه لگدش كني ، به جاي اينكه دهن گشاد و گنده ات را باز كني و آن را بخوري ، داري با او حرف مي زني.

كرگدن گفت: خوب اين يعني چي ؟

پرنده گفت :وقتي يك كرگدن پوست كلفت ، يك قلب نازك دارد يعني چي ؟ يعني اينكه مي تواند عاشق بشود .

كرگدن گفت: اينها كه مي گويي ، يعني چي؟

پرنده گفت :يعني .... بگذار روي پوست كلفت قشنگت بنشينم .....

كرگدن چيزي نگفت . يعني داشت دنبال يك جمله مناسب مي گشت . فكر كرد بهتر است همان اولين جمله اش را بگويد .

اما پرنده پشت كرگدن نشسته بود و داشت پشتش را مي خاراند .

كرگدن احساس كرد چقدر خوشش مي آيد . اما نمي دانست از چي خوشش مي آيد .

كرگدن گفت : اسم اين دوست داشتن است ؟ اسم اين كه من دلم مي خواهد تو روي پشت من بماني و مزاحم هاي كوچولو ي پشتم را بخوري؟ پرنده گفت : نه ، اسم اين نياز است ، من دارم به تو كمك مي كنم و تو از اينكه نيازت برطرف مي شود . احساس خوبي داري . يعني احساس رضايت مي كني ، اما دوست داشتن از اين مهمتر است .

كرگدن نفهميد كه پرنده چه مي گويد .

روزها گذشت ، روزها و ماهها و پرنده هر روز مي آمد و پشت كرگدن مي نشست و هر روز پشتش را مي خاراند و كرگدن هر روز احساس خوبي داشت .

يك روز كرگدن به پرنده گفت : به نظر تو اين موضوع كه كرگدني از اين كه پرنده اي پشتش را مي خاراند ، احساس خوبي دارد ، براي يك كرگدن كافي است ؟

پرنده گفت : نه كافي نيست .

كرگدن گفتك درست است كافي نيست . چون من حس مي كنم چيزهاي ديگري هم دوست دارم . راستش من بيشتر دوست دارم تو را تماشا كنم .

پرنده چرخي زد و پرواز كرد و چرخي زد و آواز خواند ، جلوي چشم هاي كرگدن .

كرگدن تماشا كرد و تماشا كرد . اما سير نشد . كرگدن مي خواست همين طور تماشا كند . با خودش گفت : اين صحنه قشنگ ترين صحنه دنياست و اين پرنده قشنگ ترين پرنده دنيا و او خوشبخت ترين كرگدن روي زمين . وقتي كرگدن به اينجا رسيد ، احساس كرد كه يك چيز نازك از چشمش افتاد.

كرگدن ترسيد و گفت : پرنده ، پرنده عزيزم من قلبم را ديدم . همان قلب نازكم را كه مي گفتي ، اما قلبم از چشمم افتاد . حالا چكار كنم؟

پرنده برگشت و اشكهاي كرگدن را ديد . آمد و روي سر او نشست و گفت: غصه نخور دوست عزيز ، تو يك عالمه از اين قلبهاي نازك داري .

كرگدن گفت: راستي اينكه كرگدني دوست دارد ، پرنده اي را تماشا كند و وقتي تماشايش مي كند ، قلبش از چشمش مي افتد ، يعني چي؟ پرنده گفت : يعني اينكه كرگدن ها هم عاشق مي شوند.

كرگدن گفت : عاشق يعني چه؟

پرنده گفت :يعني كسي كه قلبش از چشمش مي چكد.

كرگدن باز هم منظور پرنده را نفهميد . اما دوست داشت پرنده باز هم حرف بزند ، باز پرواز كند و او باز هم تماشايش كند و باز قلبش از چشمش بيفتد.

كرگدن فكر كرد اگر قلبش همين طور از چشمش بريزد ، يك روز حتما قلبش تمام مي شود .

آن وقت لبخند زد و با خودش گفت:

من كه اصلا قلب نداشتم ، حالا كه پرنده به من قلب داد، چه عيبي دارد ، بگذار تمام قلبم را براي او بريزم .
نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: ***عشقولانه سایت*** |

پارس ام ال ام 

بله.پارس ام ال ام هم تعطیل شد ، و باز هم تو ایران ....
نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |

بدانید از رموز موفقیت  

 بدانید از رموز موفقیت

به نظرم يكي از مهمترين رموز موفقيت در زندگي و كار «برخورداری از اطلاعات بيشتر» است. وقتی دانش و اطلاعات شما بيشتر باشد، تصميم درست تري اتخاذ مي‌كند كه اين هم به نفع شماست و هم به نفع سازمان يا شركت شماست. سي سال پيش، تلفن همراه وجود نداشت، فكس وجود نداشت، اينترنتي در ميان نبود و كامپيوترها به اين اندازه نبودند كه فقط روي يك ميز فضاي كمي به خود اختصاص دهند يا حتي قابل حمل باشند. اما سي، پنجاه يا حتي يكصد سال پيش مي‌توانستيد افرادي را بيابيد كه در كار و زندگي‌شان موفق بوده اند: آنها چه مي‌كردند كه به موفقيت دست مي‌يافتند؟ آيا در اتاق پشتي فروشگاه يا شركت‌شان، يك دستگاه كامپيوتر نوت بوك داشتند كه به شبكه‌ی اينترنتي مخفي آن زمان متصل بود؟ نه! چنين چيزی آن زمان امكان پذير نبود. ما داريم حتي در مورد زمانی صحبت می كنيم كه روزنامه‌ها آنقدرها هم فراگير نشده بودند و صنعت چاپ يك صنعت مدرن و مكانيزه مثل امروز نبود. اما اگر در مورد افراد موفق تحقيق كنيد خواهيد ديد كه موفق‌ترين آنها دارای شبكه‌اي قوي از ارتباط با افراد موفق ديگر بودند. افراد موفق در كار و زندگی فقط اجازه مي‌دادند كه افراد موفقي چون خودشان دور و برشان باشند، با آنها معاشرت مي‌كردند و از آنها چيز مي‌اموختند. اين خودش يك راز موفقيت است كه نسل به نسل و سينه به سينه اين راز را به يكديگر انتقال مي‌دادند.

تحقيق كنيد و ببينيد كه افراد موفق كساني بودند كه اطلاعات و اخبار و دانش و تجربه ی ديگران را به سوي خود جذب مي‌كردند. چگونه؟ خيي ساده : آنها جوياي علم و دانش و اطلاعات بودند. به راحتي و بدون خجالت و رودربايستي آنچه نمي‌دانستند را از آگاهان و ناظران مي‌پرسيدند. پس يك راز موفقيت ديگر همين است كه اگر چيزي را نمي‌داني بپرسيد و بعد در باره آنچه به دست مي‌آوريد،‌ پرس و جو كنيد و اطلاعات خودتان را افزايش دهيد.

افراد موفق، افراد موفق ديگر را زير نظر مي‌گيرند و منابع خبری و اطلاعات و تجربه‌های آنها را شناسايي مي‌كنند و خودشان در صدد اين برمي‌آيند كه با آن منابع ارتباط برقرار كنند. در قديم، زماني كه اين تكنولوژی نوين كنوني در اختيار نبود، مثلاً در دوره ی كشاورزي، پدران به فرزندان (اكثراً پسران) اين دانش و اطلاعات و تجربيات را منتقل مي ساختند، در دوره ی صنعتي، پدران ديگر توانايي اين را نداشتند كه همه ی اطلاعات را به فرزندانشان بدهند بنابر اين آنها را راهي كارگاهها و دانشگاهها مي‌كردند تا مهارت هاي لازم را از استادان فرابگيرند. ما اكنون در عصر و دوره‌اي هستيم كه به آن عصر اطلاعات و ارتباطات مي‌گويند، عصري كه من آن را عصر گرداب گسترده گيتي مي‌دانم (كه ماهيت جذب كردن دارد و بي چون و چرا همه را در نهايت به سمت و سوي خود جذب مي‌كند.) در اين عصر، افراد موفق، افرادي هستند كه خيلي سريع و حرفه‌اي مهارت‌ها را به صورتي خودآموخته فرا مي‌گيرند و به كار مي‌بندند. پدران و دانشگاه‌ها واقعاً و در عمل نمي‌توانند همه ی آنچه افراد به آن نياز دارند را بدهند، پدران اگر بتوانند فقط مي‌توانند حمايت كنند و تشويق، استادان فقط مي‌توانند راه را نشان بدهند و فرزنداني كه جويای علم و دانش و موفقيت هستند بايد اقدام كنند به جستجو و كاوش در منابع عظيم اطلاعات موجود و فراگرفتن آنچه بايد بدانند.

پس يكي از ديگر رموز موفقيت اين است جستجو كنيم و خودمان، خودمان را آموزش دهيم با استفاده از منابع علمي و كاربردي موجود (مواد و مطالب و كتب آموزشي و منابع انساني آموزشي). اينترنت، امروز فضايی است كه شما مي‌توانيد در آن همه‌ی اين كارها را انجام دهيد. من اين را معجزه‌ی موفقيت مي‌دانم. بگذاريد يك مثال بزنم. در اينترنت در حال حاضر ميليونها سايت موجود است با ميلياردها صفحه اطلاعات، هزاران هزار نفر از بهترين استادان و دانشمندان به آن متصل هستند كه هريك منابع خاص و تخصصي خود را يافته‌اند و خود را با استفاده از آن منابع به روز مي‌كنند. دقيق كه نگاه كنيم، آنها را افراد موفقي خواهيم يافت و طبق آنچه در بالا گفتم كافي است خودمان را به آنها و نيز به منابع آنها نزديك كنيم و از اين ارتباط و اتصال براي دستيابي به موفقيت‌هاي خود استفاده كنيم.

اخبار و اطلاعات را دريافت كنيد و با آنها به روز باشيد و مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد. اين هم راز ديگري است از موفقيت. به اين ترتيب بعد از مدتي مي‌توانيد با رقبا به رقابتي سالم بپردازيد چرا كه ممكن است تحليل شما از قضايا درست تر باشد به خاطر تنوع بيشتري كه از منابع اطلاعاتي و اخبار خود داشته ايد.

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: از رموز موفقیت |

تاثیرگذاری موثر در بازاریابی حرفه‌ای  

تاثیرگذاری موثر در بازاریابی حرفه‌ای                                         

در بازاریابی حرفه ای، تاثیرگذاری مثبت در ایجاد، حفظ و گسترش ارتباطات افراد بسیار مهم است. بدون تاثیر حرفه‌ای، تصویری ضعیف از خودمان نشان می‌دهیم ، با رفتاری نسنجیده و غیر حرفه‌ای به اعتبار خودمان آسیبی جدی وارد می‌کنیم. در این گرداب گسترده‌ی گیتی، باید به سرعت این مهارت را کسب کنیم تا در زندگی و کار حرفه‌ای مان موفق شویم.

در زندگی، خصوصاً زندگی کاری، حرفه‌ای و تجاری ما، تاثیر گذاری روی افراد بسیار حائز اهمیت است. اگر این تاثیر گذاری به خوبی و درست به کار گرفته شود، قطعاً می‌توانیم به موفقیت‌های بیشماری دست یابیم، می‌توانیم فرصت‌ها، امکانات و تسهیلات بسیاری را به سمت و سوی خودمان، مذاکراتمان و حتی استراتژی‌هایی که برای بازاریابی خودمان، کالا یا خدماتمان طراحی کرده‌ایم جذب کنیم. در اینجا، اصلاً قصد ندارم با واژه ها بازی کنم، وقتی می‌گویم به موفقیت‌های بیشماری دست می‌یابیم، دقیقاً روی «بیشمار» تاکید می‌کنم، روی دستیابی به «فرصت‌ها» تاکید می‌کنم. درباره تاثیر گذاری (مثبت) روی افراد، شما هم قطعاً با من هم عقیده‌اید که حرف‌های ضد و نقیض بسیاری گفته یا نوشته شده است، اما آنچه مسلم است این است که هیچکس نتوانسته است اهمیت تاثیر گذاری را نادیده بگیرد. انسانها در ارتباط و تعامل و گفتگوی دائم هستند، این ارتباطات با آگاهی از مهارت تاثیر گذاری، ایجاد می‌شوند و البته با استفاده از همین مهارت، تداوم و توسعه می‌یابند. همانطور که می‌بینید، از تاثیر گذاری، به عنوان یک مهارت یاد می‌کنم و این بدان معنی است که ما باید آن را یاد بگیریم، تمرین کنیم و به کار بگیریم و وقتی بر آن تسلط یافتیم، آن را به دیگران نیز آموزش دهیم.

معتقدم که تاثیرگذاری مهارتی است که ما باید در آغاز و یا حتی پیش از شروع زندگی کاری و حرفه‌ای مان آن را فرابگیریم. متاسفانه در سیستم آموزشی ما، این مهارتها به دانش‌آموزان و حتی دانشجویان آموزش داده نمی‌شود و همین امر موجب می‌شود که بسیاری از دانش‌اموختگان ما (حتی برخی از افراد و اشخاص هوشمند و فرهیخته) اگرچه از دانش و تجربه‌ی خوبی هم برخوردارند نتوانند در جامعه یا محیط‌های کاری و حرفه‌ای جایگاه واقعی خود را پیدا کنند.

در دنیای واقعی پیرامون ما، افراد حدوداً تنها ۳ دقیقه فرصت دارند تا تاثیری روی فرد مقابل خود بگذارند، در همین سه دقیقه است که افراد به هم علاقمند می‌شوند و یا از هم منزجر. روی اینترنت، آنجا که صحبت از ارسال و دریافت نامه‌های الکترونیکی است و یا آنجا که موضوع پیام سانی آنی IM در میان است و یا روی صفحات وب این زمان ۳۰ تا ۴۵ ثانیه است و بار دیگر متاسفانه بسیاری از ما، نه از این مهارت در دنیای واقعی خودمان بهره‌ای برده‌ایم و نه در دنیای مجازی و به همین علت است که یا ارتباطی بوجود نمی‌اید و یا اینکه ارتباطات اجتماعی‌مان اکثراً سست، زودگذر و ناپایدار است.

                                          

مطالعات و تحقیقات پژوهشگران نشان داده است که نفوذ و تاثیر گذاری افراد به وضوح در شیوه‌ی پذیرش یا اجابت افراد نسبت به یک درخواست یا پیشنهاد اثر می‌گذارد. این اثرگذاری در مذاکرات یا ارتباطات به صورت مستقیم نیست بلکه به صورتی غیر مستقیم است و نفوذ و تاثیر گذاری موثر اساساً اصولی دارد. مثلاً یکی از آن اصول، اصل «مقابله به مثل» است. اجازه دهید که با یکی دو مثال به شما این پیام را منتقل کنم که عدم آگاهی ما از مهارتهای تاثیر‌گذاری چگونه می‌تواند روی زندگی ما (حتی زندگی کاری و حرفه‌ای و تجاری ما) اثر بگذارد. می‌خواهم از «احترام متقابل» بگویم. اگر من به فرد مقابلم «احترام» بگذارم، قطعاً آنچه داده ام را در مقابل به دست خواهم آورد و در این مورد آن چیزی نیست جز «احترام». ما با خوش قولی و سر وقت حضور یافتن در قرار های کاری مان به طرف مقابل یا به افراد مقابل احترام می‌گذاریم و وقتی که ببینیم پس از ۳۰ یا ۴۵ دقیقه طرف مقابل مان (در بد ترین حالت میزبان ما) از راه می‌رسد، او باید بداند که در همان سه دقیقه نخست موجب انزجار ما شده است چه بخواهد چه نخواهد. ارتباط کاری و حرفه‌ای بوجود نمی‌اید و به همین سادگی آن فرد یا افراد دیگر ارتباطات و فرصت‌های بسیاری را از دست می‌دهند. فردی که پشت تلفن در اولین تماس تلفنی‌اش با فرد مقابل، روی اینترنت، در اولین نامه‌ی الکترونیکی اش، روی وبلاگش پس از اولین دیدارش، فرد دیگری را یا فعالیت‌هایش را مورد تمسخر یا انتقاد قرار می‌دهد، در همان ۳۰ ثانیه اول نشان می‌دهد که چه شخصیتی دارد و فرد مقابل او چاره ای ندارد که در همان ۳۰ ثانیه به سرعت از او و شیوه برخوردش منزجر شود. فرهنگ سازی در اینترنت را پیش روی داریم و این در حالی است که ما در فرهنگ روزمره و رو در روی خودمان، در ارتباطات شخصی ، کاری و حرفه ای خودمان، با مردمی که همزبان خودمان هستند بسیار مساله و مشکل داریم. متاسفانه بسیاری از ما، در جایگاه های مدیریتی و یا کارشناسی از ساده ترین مهارتهای تاثیرگذاری بی بهره‌ایم - تاثیر حرفه‌ای نمی‌دانیم. نمی ‌دانیم که با لباسی که می‌پوشیم، با لحن صدایمان، یا حرکتها و رفتارمان تاثیری روی دیگران می‌گذاریم که ارتباط متقابل ما با افراد دیگر را خلق می‌کند. ارتباطات ما با دیگران تبلیغات ماست و بالا بردن این ارتباطات است که می‌تواند موفقیت ما را تضمین کند. چگونه می‌توانیم به موفقیت دست یابیم درحالی که این اصول اساسی تاثیرگذاری را نادیده می‌گیریم. ما به تاثیر حرفه ای نیاز داریم، کوچکترین حرکات و رفتارهای ما به حساب می‌آید و بر اساس اصل «مقابله به مثل» در تاثیرگذاری روزی به خودمان برمی‌گردد. آنگاه است که شاید دیگر خیلی دیر شده باشد. پیش خودمان می‌گوییم: چرا موفق نشدیم! نمی‌دانم چه کسی این فرهنگ غلط را در میان ما ایرانی‌ها باب کرده است که اگر می‌خواهی با فرد مقابل همکاری کنی، از او انتقاد کن! او برای دفاع از خودش دست به هر کاری خواهد زد از جمله اینکه با تو همکاری کند آن هم به شیوه‌ای که تو می‌خواهی. دهها و صدها مثال می‌توانم بیاورم و حتی اعترافات بسیاری را به شما نشان دهم که ببینید افرادی دارند با قصد و غرض چنین می‌کنند. عزیزان من! این جواب نمی‌دهد و این شیوه، غلط است و اثرات آن هیچگاه پایدار و بادوام نیست. ارتباطی که بوجود می‌آید سست و ناپایداراست. خراب کردن همیشه از ساختن راحت تر است و ما متاسفانه چه ساده در راههای ساده و راحت گام برمی‌داریم! چه کسی این را گفته است که مشت اول را تو بزن؟ آقا جان این یک ارتباط کاری و تجاری است و قرار نیست اینجا به جان هم بیافتیم و همدیگر را زیر مشت و لگد له کنیم و به باد تمسخر و انتقاد بگیریم که شاید بعداُ که خشممان فرونشست از در دوستی دربیاییم، ارتباطی جدید بوجود آوریم. این چه شیوه‌ای است که ما داریم و از کی و کجا باب شده است؟ با چنین نقطه نظر و طرز تلقی به کجا پیش می‌رویم؟

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: تاثیر گذاری موثر در بازاریابی |

نكاتي پيرامون معارفه  

علاقه مند كردن شنوندگان در معارفه                                                                

در اينجا به نکاتی اشاره مي کنيم که هنگام معارفه و سخنرانی کردن براي شنوندگانی عادی ، حرفه ای و متخصص ؛ فرد یا جمع بايد به خاطر داشته باشيد.

1-  شنوندگان را هم درگير کنيد
شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اينکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب کنيد. مي توانيد همان تکنيک قديمي شروع کردن معارفه یاسخنرانی با يک لطیفه را به کار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ی جالبی نباشد.

اشتباه نکنيد--مطمئناً دادن يک جنبه ی پر شور و شوخي آميز به معارفه و سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت کلي وارد معارفه و سخنراني کنيد با اينکه سخنراني را با يک لطیفه شروع کنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با يک سوال آغاز کنيد. اين تکنيک بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي کند. تکنيک ديگري که گه گاه توسط بعضي معارفه کنندگان و سخنرانان به کار گرفته مي شود بردن نام بعضی از اشخاص بين حضار است.گاه ، اگر طرف مقابل را با نام کوچک خطاب کنید ، احساس صمیمی بودن را انتقال داده اید و روند معارفه تان موثر تر خواهد بود. 

2-  سرزنده و پر انرژی و با روح باشيد
بهترين معارفه کنندگان و سخنرانان کسانی هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان پر انرژی و با روح و سرزنده هستند. خوب نيست که خود را پشت میز یا سکو پنهان کنيد يا فقط در گوشه ای باستيد. دفعه ی بعد اين کار را امتحان کنيد: وقتی براي يک گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي کنيد، حين صحبت کردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روی شانه ی يکی از شنوندگان قرار دهيد. با اين کار باعث خواهيد شد که توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش کنند. این کار در جلسات معارفه کم تعداد هم با نتیجه خوبی همراه است.

3-  صدايی تاثيرگذار داشته باشيد
برای چيزی که مي خواهيد آن را معرفی کنید و تحويل دهيد، زمان بگذاريد. کسی توقع ندارد که مثل يک گوينده ی تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايی خوشايند ، آگاه کننده و سرگرم کننده تحويل دهيد. هنگام معارفه و سخنرانی به اين چهار نکته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهی تغيير دهيد، درجه ی صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت کردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهی براي تاثير گذاری بيشتر سکوت کنيد.

4-  از کارهايی که باعث پرت کردن حواس شنوندگان مي شود دوری کنيد
هيچ چيز به اندازه ی اين کار نمی تواند يک معارفه کننده و سخنران را خراب کند. چند وقت پيش مديری را ديدم که سخنرانی اش را فقط به خاطر اينکه با پول خردهای توی جيبش بازي مي کرد از دست داد. بعد از سخنرانی کسی درمورد محتويات سخنرانی او حرفی نمی زد، همه فقط مي گفتند که چقدر از صدای جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن اين عادت ها کار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات معارفه و سخنرانيتان فيلمبرداری کنيد و بعد آنرا مرور کرده و پي به عادت های آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را کنار بگذاريد.  

5-  لباس مناسب بپوشيد
روزی با يکی از مدير عاملان صحبت مي کردم که مي گفت اولين چيزي که در برخورد با يک فرد به آن توجه مي کند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد که حداقل يک پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد که کفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يک معارفه و سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت کنيد. رنگ لباس تأثیر بسیار زیادی ربر شنونده دارد , رنگ های شاد و آرام را انتخاب نمایید و به شدت از رنگ های خنثی و بی ماهیت مانند خاکستری های بی روح بپرهیزید.

6-  حرف های تازه بزنيد
از تکرار کردن داستان ها و خاطرات هميشگی و کهنه پرهيز کنيد. حرف ها تازه بزنيد. جدید ترین اطلاعات را انتقال دهید . سعي کنيد در معارفه و سخنرانيتان جايي هم براي خبر های جدید و وقايع روز باز کنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است که در موردش صحبت کنيد که می توانید از آنها قبل از معارفه و سخنرانیتان مطلع شوید. حرف ها و مطالب تکراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد کرد. حرف هاي جديد برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بيشتر مي کند. این فرمول را فراموش نکنید : دادن اطلاعات و آگاهی= تغییر نگرش در فرد = تغییر رفتار فرد =تغییر رفتار جمع  ( به ویژه در آموزش ها )

7-  تمرين داشته باشيد
چندين مرتبه تمرين کردن موضوع معارفه و سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از معارفه و سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما معارفه کنندگان و سخنرانان موفق هميشه براي تمرين و نحوه ارائه بهتر نوشته ها وقت مي گذارند. يک معارفه کننده و سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي کند که چطور معارفه و سخنراني خود را شروع کند ( اهمیت پیش معارفه )و چطور به پايان برساند. مي دانند که چه موقع  برخیزند و بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه کسي بگذارند. مي دانند که چه زماني سکوت کرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرين کردن مطمئناً معارفه و سخنراني بهتري ارائه خواهيد داد. تمرین , تمرین و تمرین

پیروز باشيد ؛ با اجرای اين نکات مطمئناً پیروز خواهيد شد که توجه طرف مقابل ، حضار و شنوندگان را کاملاً به خود معطوف کرده و معارفه و سخنرانی عالی تحويل آنها دهيد. یادتان نرود ارتباط موثر یعنی : انتقال درست پیام

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: نکاتی پیرامون معارفه |

چگونه با مشتری تماس برقرار کنیم؟  

به این سوال پاسخ دهید : هدف یک شغل یا بیزینس چیست..؟ هر شغلی که در جهان وجود دارد؟
شاید پاسخ شما چیزی مانند این باشد ، " کسب درآمد" یا " سودآوری" یا "پولسازی".

اگر پاسخ شما این می باشد بدین معنی است که شما فقط به خودتان فکر می کنید پس از مخاطبتان چه انتظاری دارید؟ به شما گوش کند و محصولاتتان را خرید کند یا در جلسۀ معارفۀ (presentation) شما شرکت کند؟ شما باید به آنها و مشکلاتشان اهمیت دهید. یعنی خوب گوش کنید و بعد از اینکه از گذشتۀ آنها و مشکلاتشان مطلع شدید در صدد رفع نیاز آنها یا مشکلاتشان باشید . با این نگرش حالا می توانم شش مرحله برقراری تماس با مشتری را به شرح زیر برایتان بیان کنم. اما باید بدانیم که بدون نگرش فوق انجام شش مرحله زیر کاری بیهوده است:

شش مرحله تماس با مشتریان بالقوه

1. ابتدا هدف خود را از برقراری تماس با مخاطب تعیین کنید: بدانید که به دنبال چه چیزی هستید؟ چه اطلاعاتی می خواهید؟ و چه اطلاعاتی باید بدهید؟ می توانید این اهداف را مدنظر داشته باشید: *آشنا شدن با مشتری - *شناسائی نیازهای مشتری و موقعیت او - *تشویق مشتری برای تشکیل جلسۀ مشترک - *فروش محصول و .......... .

2. بر ترس خود غلبه کنید: می دانید از چه می ترسید؟ از نه شنیدن . اما نه شنیدن امری عادی است که همواره در اولین تماس با مخاطبتان وجود دارد. مطمئن باشید که این نه شنیدن به معنای نخریدن محصولتان نیست. مردم کارها را برای دلایل خودشان انجام می دهند نه ما. آنها بوسیلۀ علاقۀ شخصی خودشان دارای انگیزه هستند. شاید این جمله را شنیده باشید که " چی به من می رسه؟" همچنین بسیاری از مردم از آنچه که به آنها گفته شود انجام دهند یا قانع برای انجام دادن شده باشند مقاومت می کنند ، اما آنها دوست دارند یاد بگیرند چگونه انجام دهند یا چه چیزی را انجام دهند. اگر به مردم بخندید آنها هم خنده به شما تحویل می دهند.

3. به صدا و نحوۀ صحبت کردن خودتان دقت کنید: از خصوصیات یک فروشندۀ موفق خودجوش بودن و سرزندگی است. هنگام صحبت کردن با محبت،گرم و شمرده صحبت کنید. صحبت کردن درست باعث می شود تا علاقه و اعتماد به نفس به شخص مخاطب منتقل شود و اعتماد او جلب شود.

4. ارتباط با مشتری را به صورت مداوم در برنامۀ کاری خود قرار دهید: برقراری تماس زمانی مؤثر است که به صورت مداوم انجام شود. در هر مقطع زمانی مشتریان بالقوه شما را فراموش می کنند چرا که مشغلۀ کاری این فرصت را به آنها نمی دهد که با شما تماس بگیرند. تماس مداوم با مشتری اصل مشتری مداری است و باعث می شود تا مشتری اطمینان پیدا کند که شما به او اهمیت می دهید البته این بدان معنی نیست که در او چنین تصوری را ایجاد کنید که به او محتاج هستید بلکه باعث ایجاد یک احترام دوسویه می شود. اگر توانسته اید با مشتری خود رابطۀ دوستی ایجاد کنید حتی یک احوال پرسی ساده هم بسیار مؤثر است و یا تشکر از او و یا ارسال کارت تبریک در ایام خاص.

5. در برقراری تماس سعی کنید وقت زیادی هدر نشود: سعی کنید بر زمان به صورت بهینه و مناسب کنترل داشته باشید تا بتوانید تعداد تماس های بیشتری در واحد زمان داشته باشید.

6. پیگیری را فراموش نکنید: با اولین تماس امکان اینکه به نتیجۀ دلخواه خود برسید تنها 44% خواهد بود. به طور کلی گفته می شود که فرآیند فروش به شش مرحله تقسیم می شود . همانطور که گفتم در مرحلۀ اول 44% امکان فروش وجود دارد. در مرحلۀ دوم این مقدار به 16% می رسد . مرحلۀ سوم 14% ، مرحلۀ چهارم 12% ، مرحلۀ پنجم 8% و در مرحلۀ ششم تنها احتمال 3% امکان فروش محصول مهیا می شود. برخی از افراد موضوع پیگیری در بازاریابی را یک عمل به دور از اخلاقیات تلقی می کنند و تصورشان بر این است که بازاریاب مشتری را تحت فشار می گذارد. اغلب آنها تا به حال نه فروشنده بودند نه مطلبی راجع به آن خوانده اند و این در حالی است که خودشان اجناسشان را طی همین پی گیری خرید می کنند و بدون اینکه متوجه باشند پروسۀ بازاریابی روی آنها انجام می شود و در نهایت نیازشان برطرف می شود و بازاریاب یکی دیگر از مشکلاتشان را طی همین پی گیری حل می کند.

امیر آزادی

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: چگونه با مشتری تماس برقرار کنیم؟ |

ارتباطات همه چیز هستند  

همۀ ما می دانیم که بازاریابی و فروش با یک مقولۀ بسیار مهم تحت عنوان برقراری ارتباط سروکار دارد. منظورم از همۀ ما تمامی کارآفرینانی است که چه در بازاریابی شبکه ای فعالیت می کنند چه روی اینترنت به بازاریابی مشغولند و یا صاحبان مشاغل و کارآفرینان شرکتی می باشند. ارتباط و چگونگی برقراری آن با مردم اولین مرحله از فرایند فروش و یا معرفی کسب و کار می باشد اما مهمتر از آن حفظ این ارتباط است و مخاطب ما بایستی تصویری بسیار زیبا و نگرشی مثبت از ما در ذهنش ایجاد گردد تا یک همکاری طولانی مدت بین ما ایجاد گردد.
 برایان تریسی(Brian Tracy) نامی آشنا در بین فروشندگان،کارآفرینان و نتورکرها می باشد. یکی از مقالات این شخصیت در رابطه با ارتباطات است که ترجمۀ آن را در ادامه می خوانید:

شالوده و اساس شما برای موفقیت
فروش رابطه ای از تمامی استراتژی های فروشندگی مهم تر است. توانائی شما برای گسترش و ابقاء ارتباطات طولانی مدت با مشتری شالوده و اساس موفقیت شما به عنوان یک فروشنده می باشد و باعث موفقیت در کسب و کارتان(Your Business) می شود. فروش رابطه ای به فهم متحرک هائی(dynamics) که در فرایند فروش توسط مشتری شما تجربه می شود نیاز دارد.

پیشنهاد یک ازدواج کاری
برای مشتری شما ، یک تصمیم خرید معمولاً به معنای ورود به یک ارتباط طولانی مدت با شما و شرکت شما می باشد. این بسیار شبیه به یک "ازدواج کاری" می باشد. قبل از اینکه مشتری تصمیم به خرید بگیرد ، می تواند شما را ترک کند یا اینکه با شما بماند. او به شما و یا شرکت شما نیاز ندارد. او انتخاب ها و اختیارات مختلفی دارد که تماماً به روی او باز هستند و خرید نکردن هم یکی از این انتخاب هاست. اما هنگامی که مشتری شما تصمیم می گیرد از شما خرید کند و به شما پولی را برای محصول یا خدمتی که می فروشید پرداخت کند به شما وابسته می شود. و از زمانی که او تجربه خرید بدی را از گذشته داشته باشد در مورد این رابطۀ وابستگی بسیار ناآرام و نامطمئن خواهد بود.

به قول های خود عمل کنید
اگر مشتری خود را مأیوس کنید چه پیش می آید؟ اگر محصولتان آنطور که قول داده اید برای او کار نکند چه پیش می آید؟ اگر به او خدمت رسانی نکنید و او را آنطور که قول داده اید حمایت نکنید چه اتفاقی رخ می دهد؟ اگر محصول ایراد داشته باشد و نتواند آن را تعویض کند چه پیش می آید؟ اگر محصول برای نیازهای او نامناسب باشد چه می شود؟ اینها آن دسته از بلاتکلیفی هائی هستند که در ذهن هر مشتری ای در زمان تصمیم گیری برای خرید بوجود می آید.
اینها برای تمامی شما زمانی که قصد خرید محصولی را از شرکت های فروش مستقیم داشته اید پیش آمده . بسیاری از شما هم هنگام عضویت در این شرکت ها برای فروش محصولات آنها قانون شکنی ها و عمل نکردن بالاگروهی تان نسبت به قول هایشان را تجربه کرده اید و این تجربه می تواند حالا به شما کمک زیادی کند و حالا می دانید یک ارتباط دوستانۀ طولانی مدت با همکارانتان چه نتایج شیرین و جالبی را به وجود می آورد و عمل نکردن به قول هایتان چه نتایج وخیمی را به بار می آورد.

تمرکز روی ارتباط
امروزه به دلیل پیچیدگی بیشتر محصولات و خدمات مخصوصاً محصولاتی با تکنولوژی بالا ، واقعاً ارتباط مهم تر از محصول می باشد. مشتری از ترکیبات محصول شما یا چگونگی عملکرد کمپانی تان اطلاعی ندارد ، اما می تواند یک ارزیابی و قضاوتی را در مورد شما و رابطه ای که بین شما و او در خلال فرایند فروش بوجود آمده را داشته باشد. پس در حقیقت ، تصمیم مشتری بر پایۀ واقعیتی است که باعث شده به شما اعتماد کند و چیزی که شما می گوئید را باور کند.

یک رابطۀ معتمدانۀ محکم ایجاد کنید
در بسیاری از موارد ، کیفیت رابطۀ شما با مشتری یک مزیت رقابتی است که شما را قادر می سازد تا از دیگر افرادی که محصولات یا خدمات مشابهی دارند پیشی بگیرید. کیفیت رابطۀ معتمدانه ای که بین شما و مشتری هایتان برقرار است می تواند به قدری محکم باشد که رقبای دیگر نتوانند در آن وارد شوند.

مشتریان خود را برای زندگی حفظ کنید
بزرگترین تک اشتباهی که باعث می شود فروشندگان مشتری ها را از دست دهند به این خاطر است که آن مشتری ها را از افرادی بدیهی و مسلم فرض می کنند. این یک شکلی از "آنتورپی مشتری" است.این زمانی اتفاق می افتد که فروشنده از فعالیت هایش کم می کند و شروع به تکذیب مشتری می نماید. تقریباً هفتاد درصد مشتری هائی که از حامیان و فروشندگان فعلی خود گریزان می شوند بعدها اینگونه پاسخ داده اند که اساساً به دلیل عدم توجه از کمپانی تغییراتی ایجاد کرده اند و کمپانی خود را برای خرید عوض نمودند.

به محض اینکه شما زمانی را صرف نمودید و فعالیت هائی ضروری را برای ایجاد یک ارتباطی بر پایۀ اعتماد با مشتری خود انجام داید ، بایستی آن رابطه را برای زندگی کاری خود حفظ کنید و هرگز نباید این ارتباط را یک امری مسلم برای همیشه فرض کنید. این ارتباط ممکن است با کوتاهی شما سریعاً به اتمام برسد.

تمرین های عملی
ابتدا، بر ایجاد یک ارتباط با کیفتی بالا با هر یک از مشتریان از طریق یک رفتار مناسب تمرکز کنید تا او دوباره بازگردد ، دوباره خرید کند و شما را به دوستانش معرفی کند.

در مرحلۀ دوم، به مشتریان فعلی خود توجه کنید. به آنها بگوئید که احترام برایشان قائلید. راه هائی را برای تشکر از آنها و تشویق آنها در جهت بازگشت دوبارۀ آنها و انجام همکاری با شما پیدا کنید.

برایان تریسی نویسندۀ کتاب "روانشناسی فروش" بیش از سیصد برنامۀ آموزشی مختلف را در مورد کارهای گروهی و موفقیت افراد تا کنون تولید نموده و این برنامه ها حاصل 25 سال تحقیق و بررسی ایجاد گشته که بیشتر آنها از مؤثرترین ابزار آموزشی در جهان می باشند. برایان در حال حاضر در سان دیگو به همراه همسرش باربارا و چهار فرزندش زندگی می کند.

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: ارتباطاط همه چیز هستند |

چاره ای برای کمبود وقت 

چرا همواره می گویی وقت ندارم ، می دانی چرا ؟!...

شما تا چـه اندازه براي وقت خود ارزش قائليد؟آيا از بـرنامه زمـاني مـشخصي براي به انجام رسـانـيـدن كـارهــاي خود پيروي ميكنيد؟ يك عامل بسيار مهم در هر موفقيتي برنامه ريـزي صحيح و پيروي از يك برنامه زماني مشخص براي نيل بـه اهداف مطلوب ميـبـاشد. اكنون براي آنكه قادر باشيد از وقــت خود به نحو احسن استفاده كنيد نكات و راهكارهاي زير را در زندگي خود بكار بنديد:
1- همواره فعاليتها و تكاليف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ريزي كنيد و كارهايي كه بايد به انجام رسانيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.
2- سپس فهرست تكاليف و كارهاي خود را اولويت بندي كرده و براي هر كدام از آنها ضرب العجل اجرايي منظور كنيد.
3- هميشه كارهايي دشوار و پر دغدغه تر را زودتر از بقيه و يا درهنگامي كه در بهترين شرايط جسمي و روحي ميباشيد انجام دهيد. كارهاي سبكتر را در هنگام خستگي نيز ميتوان به انجام رساند.
4- امور با اهميت اما ناخوشايند را به تعويق نياندازيد. هيچگاه كارها با به تعويق انداختن خوشايند تر نميگردند.
5- هرگاه شروع به انجام كاري كرديد سعي كنيد بدون وقفه آن را به پايان رسانيد.
6- مابين فعاليتها براي خود وقت استراحت نيز در نظر بگيريد.
7- مكالمات تلفني خود را نيز از پيش برنامه ريزي كنيد: سخناني كه ميخواهيد بيان كنيد و يا اطلاعاتي كه ميخواهيد كسب كنيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.
8- همواره خود انگيخته باشيد و با پشتكار كارهاي خود را به پايان رسانده و مقهور موانع نگرديد.
9- در هر زمان كه تصور كرديد كاري كه در حال انجام آن ميباشيد عبث، بي فايده و غير سازنده ميباشد به محض دريافت دست از آن بكشيد.
10- به خود و اولويتبندي كه صورت داده ايد اعتماد و ايمان داشته باشيد و در هر شرايطي به آنها پايبند باشيد.
11- اينكه وقت خود را صرف چه اموري ميكنيد را دقيقا مورد بررسي و نظارت قرار داده و در صورت لزوم يكسري تغييرات آگاهانه در رفتار خود پديد آوريد.
12- همواره در زندگي فرد منظم و سازمان يافته اي باشيد تا وقت خود را بيهوده صرف يافتن وسايل گم گشته خود نكنيد.
13- براي وقت خود ارزش قائل باشيد زمان هيچگاه به عقب باز نميگردد.
14- به خاطر داشته باشيد استرس و خستگي معلول كارهايي كه به انجام رسانيده ايد نبوده بلكه بيشتر از افسوس كارهايي كه ميتوانستيم انجام دهيد اما انجامشان نداده ايد نشات ميگيرند.
15- به هيچ فردي اجازه ندهيد وقت شما را تلف كرده وبراي خود مصروف دارد. براي خود مرز بندي مشخصي تعيين كرده و بياموزيد كه در صورت لزوم با صراحت "نه" بگوييد.
16- از تمام لحظات زندگي خود به نحو احسن استفاده كرده و سعي كنيد از آنها لذت ببريد.
17- سعي كنيد فرد خوشبيني باشيد و همواره در انتظار رويدادهاي خوشايند در زندگي خود باشيد.
18- براي زندگي خود اهداف مشخصي تعيين كرده و براي دستيبابي به آنها تلاش كنيد.
19- هنگام نياز از فرد آگاهي راهنمايي بخواهيد.
20- "وقت كشها" و يا هدر دهنده هاي وقت را به حداقل برسانيد. آنها شامل موارد زير ميباشند:
تلفنهاي طولاني، بي هدف و غير ضروري.
بازديدكننده ها و ميهمانان ناخوانده.
پشت گوش اندازيها.
گفتگوهاي بي ثمر و يا نا مشخص.
دانش فني ناكافي و يا اطلاعات ناقص هنگام انجام كار.
فقدان اهداف و اولويت بنديها و يا مبهم وگنگ بودن آنها.
فقدان برنامه ريزي.
خستگي و استرس.
ناتواني در " نه " گفتن.
بي نظمي و نابسامانيهاي فردي.
تماشاي تلويزيون. تماشاي بيش از 2 ساعت در روز برنامه هاي تلويزيوني معقول نميباشد.

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: چاره کمبود وقت |

عناصر پدیدآورندۀ راهبری 

منظور از راهبری به طور عام، تأثیر گذاری بر افراد و انگیزش آنان به طوری است که از روی میل، علاقه و با اشتیاق برای دستیابی به هدف های گروهی تلاش کنند. ویژگی ها مخصوص نهاد های اجتماعی چنین اقتضا می کند که بتوان در آنها هم به طور مستقیم و هم به شکل غیر مستقیم راهبری نمود. در همین راستا می توان دو اصطلاح دیگر: راهبران رسمی و غیر رسمی را تعریف کرد. راهبران رسمی آن دسته از کسانی هستند که در مقام مدیریت در بالاترین ردۀ سازمانی قرار گرفته و به طور رسمی موظف به انجام رساندن وظایف یک راهبر می باشند. حال آنکه، راهبران غیر رسمی به ایفای نقش و انجام وظایف راهبری می پردازند بدون آنکه به دلیل قرارگیری شان در یک مقام مدیریتی خاص، ملزم به انجام چنین کاری باشند. با این حال، نباید از نظر دور داشت که ایفای نقش راهبری یکی از وظایف هر مدیری در بخش های مختلف یک سازمان است، هر چند که ممکن است نقش مذکور به طور رسمی و برای شخص ویژه ای برگزیده شده باشد. با این تعبیر، هر سرپرست و مدیری و یا حتی فردی از اعضای یک گروه، می تواند به انگیزش و تحریک همکاران و یا افراد در اختیارش بپردازد و در چنین صورتی می توان او را راهبر آن بخش سازمانی یا گروه، دانست.

بنا بر گستردگی کاربرد فنون راهبری و تأثیر گذاری شگرف آن در جامعۀ بشری، نظریه پردازی ها، تحقیقات و مطالعات فراوانی بر موضوع راهبری، وظایف راهبران، عناصر پدید آورندۀ اختیارات یک راهبر و الگو های به کارگیری راهبری در جامعه، شده است که در اینجا اجمالاً و به اختصار به برخی از آنان اشاره می شود. هر راهبری، خصوصاً در یک سازمان غیر انتفاعی، موظف است پیش از هر چیز به حفظ عضویت و درنظر گرفتن تمامیت مشارکتی هر یک از افراد در اختیارش بپردازد. این به معنی پرورش دادن و قدرت بخشیدن به اهمیت هر یک از مشارکت کنندگان سازمانی، از طریق روشن سازی اهداف و آرمان های کلی نهاد اجتماعی مورد نظر است. به عبارت بهتر، راهبر یک مجموعه باید در نظر داشته باشد که برای تسخیر مواضع تعیین شده در این نبرد صلح آمیز برای بالا بردن سطح آسایش انسان ها، تمامی سربازان و مشارکت کنندگان سازمانی از اهمیت یکسانی برخوردارند و در درجۀ نخست درک و سپس حفظ این اهمیت از طریق رسانیدن تمام مشارکت کنندگان به باور مذکور، یکی از اساسی ترین وظایف یک راهبر است. نگهداشت و تأمین هدف که ستون اصلی تشکیل یک سازمان است، یکی دیگر از مهمتری وظایف راهبری است. از طرف دیگر، بخشی از مسألۀ تجهیز و تأمین نیروی انسانی نیز جزو مشخصه ها و وظایف بخش راهبری در مدیریت است. به این معنی که وظایف راهبری مدیران یک سازمان ایجاب می نماید که تمهیداتی فراهم آورند که روابط گروهی میان تمامی مشارکت کنندگان به سهولت و با کارائی لازم انجام پذیرد. بدیهی است که این بخش از کار نیز تنها بر اساس شیوه های انگیزشی برگزیده شده توسط یک راهبر صورت می پذیرد.

در اینجا شاید اشارۀ مجددی به وظیفۀ تأمین و تجهیز نیروی انسانی مدیران مفید واقع شود. همان گونه که اشاره شد، موارد مربوط به گزینش، به کار گیری و توانمند سازی نیروی انسانی، از طرف برخی صاحبنظران به عنوان شاخه ای مجزا از وظایف اصلی مدیران معرفی می گردد. در نوشتۀ حاضر، این وظیفه در دل وظایف دیگر گنجانده و تعریف شده است. فرض بر آن است که عمدۀ وظایف مربوط به تأمین و تجهیز نیروی انسانی از جمله توانمند سازی و ظرفیت سازی از طریق آموزش، بر عهدۀ وظایف سازماندهی مدیران است و برخی قسمت های آن از جمله برنامه ریزی برای جذب نیرو و یا گسترش سازمان در بخش برنامه ریزی تکمیل می گردند. در بخش کنترل، عمدۀ مسائل مربوط به ارزیابی عملکرد نیروی انسانی و در نتیجه تهیۀ برنامه های بازخوردی اصلاح کننده در جهت جذب نیروی جدید و یا آموزش بیشتر و مؤثرتر در حیطۀ مربوط به تأمین و تجهیز قرار می گیرند و اما قسمت هائی از آن که مربوط به ایجاد تحرک و انگیزه در مشارکت کنندگان است، از جمله وظایف منسوب به بخش راهبری می باشد. به همین جهت است که برقراری ارتباط با نیروی انسانی شاغل در سازمان و یا حتی دیگر مشارکت کنندگان از جمله کاربران و یا سایر افراد جامعه، از عمده ترین نیاز های یک راهبری توانمند و تأثیر گذار در نظر گرفته می شود. عناصر پدیدآورندۀ راهبری را می توان در چهار بخش مجزا تقسیم بندی نمود که در ادامه به اجمال مورد بررسی قرار می گیرند:
قدرت سازمانی
شناخت نیروی انسانی
توانمندی های انگیزشی
شیوه یا سبک راهبری

سبک ها و شیوه های راهبری

به طور کلی، نظریه پردازی های فراوانی در مورد سبک های راهبری صورت پذیرفته است که در اینجا به هر یک از آنها به اختصار اشاره می شود. شاید قدیمی ترین نظریه در این مورد را بتوان نظریه وراثتی راهبری دانست که بر این باور است که شیوه های راهبری ذاتی بوده و نمی توان آنها را به کسی آموخت و حتی اگر این آموزش به درستی انجام شود نیز هیچ دلیلی برای آنکه بگوئیم یک "راهبر" پرورش یافته شده است، وجود ندارد. نظریۀ منش ها بر این اعتقاد است که ویژگی های رفتاری راهبران، شیوۀ زندگی شان و در یک کلام منش هائی که در طول زمان حیات آموخته اند، تعیین کنندۀ سبک راهبری آنهاست. در ارتباط با این روش است که پس از جنگ جهانی دوم، بررسی زندگی راهبران موفق به منظور شناسائی منش های برتر و پیروز آنان آغاز گردید. این نظریه امروزه از متداول ترین روش های مستند سازی منش های راهبری است و کوشش کسانی که به این نظریه معتقدند، بر ثبت و سپس منتقل نمودن منش های شناسائی شده در راهبران موفق متمرکز می باشد. نظریۀ دیگری در حیطۀ راهبری، توجه خود را به رویکرد های رفتاری راهبران معطوف کرده و به همین دلیل به آن نظریۀ رفتاری می گویند. نظریۀ رفتاری، نگرش راهبران را در دو زمینۀ اصلی: گرایش عملیاتی و گرایش نیروی انسانی تقسیم بندی نموده و به تعیین مشخصات راهبران مختلف در نموداری که هر دوی این گرایشات را در مقابل هم قرار می دهند، می پردازد. مطابق این نظریه، مدیران می توانند نسب به تمایلات شان در مکان های متفاوتی از صفحۀ گرایشات عملیاتی – نیروی انسانی قرار گرفته و به نسبت آن برای دستیابی به موضع صحیح تری اقدام نمایند. نهایتاً در این مورد، بایستی به نظریۀ اقتضائی اشاره شود که طی آن مدیران و راهبران مورد نظر را به نسبت قرارگیری شان در شرایط مختلف بررسی نموده و با توجه به ویژگی های مدیریتی، مشخصات کاری، ویژگی های کارکنان و طبیعت وجودی سازمان و فعالیت هایش، ارزیابی کرده و سبک های راهبری شان را مستند سازی می کنند.

در پایان اشاره به این مطلب ضروری است که اصولاً سبک و شیوۀ مشخص، قابل آموزش و قابل تکراری برای راهبری وجود ندارد و تنها می توان با بررسی رفتار های راهبران به صورت بندی این رفتار ها پرداخته و آنها را شناسائی کرد. به همین نسبت، تا زمانی که اقدامات یک مدیر و راهبر در حیطۀ ارزش های سازمانی انجام شده و نتایج حاصل شده اش مطلوب باشند، دلیلی برای قضاوت شیوۀ راهبری آن وجود ندارد. به همین جهت بایستی به مسائل مربوط به راهبری در قالب های مفهومی و کلی پرداخته شود. آنچه مسلم است اینکه یکی از وظایف اصلی همۀ مدیران ایجاد نظامی است که طی آن مسؤلیت های معین شدۀ سازمانی به نحو مطلوبی انجام بپذیرند. در راستای دستیابی به چنین هدفی، شناخت عواملی که باعث تشویق افراد در انجام امور می شوند، امری ضروری می نماید. به ویژه آنکه عامل شکل گیری اکثر فعالیت های انسان "انگیزش" است و انگیزش، در لغت به معنای تحریک یا ترغیب و در دانش مدیریت به معنای به جنبش درآوردن انگیزه های انسانی برای دستیابی به اهداف یا برآوردن نیاز ها می باشد. فرآیند شناسائی انگیزش شامل تجزیه و تحلیل شناسه های سه گانۀ: رفتار، هدف و نیاز می باشد و پس از انجام این بررسی ها بایستی الگوی انگیزشی متناسب با آن برگزیده شده و توسط برانگیزنده های مناسب به نیروی انسانی در اختیار منتقل گردند.

راهبری و نقش شناخت نیروی انسانی

نقش رهبری مدیران به ویژه در یک نهاد اجتماعی، شناسائی و درک تمامی مشارکت کنندگان سازمانی و همچنین رفتار ها، خواست ها و توانائی هاشان را ایجاب می نماید. این شناخت در مرحلۀ نخست متوجه افراد در اختیار، سپس سایر افراد شاغل به کار و نهایتاً کاربران و خدمت گیرندگان نهاد غیر دولتی مذکور می باشد. بخشی از این شناخت مستلزم دانش و آگاهی نسبت به فعالیت های مربوط به بخش در اختیار مدیر و قسمت دیگری از آن نیازمند احراز دانائی های کلی روان شناختی و رفتار شناسانۀ افراد مذکور می باشد. به همین دلیل است که بخش رهبری مربوط به وظایف مدیریتی بیشتر بر پایۀ قابلیت های شخصی و فردی مدیر شکل می پذیرند و بسیاری از صاحبنظران، بخش رهبری را از مهمترین عواملی می دانند که موضوع مدیریت را به مفهومی بین دانش و هنر تبدیل کرده است. به عبارت ساده تر، هنر یک مدیر در شناسائی روانی افراد در اختیار، همکاران و سایر مشارکت کنندگان سازمانی اش، قدرت و توانائی او را در ایفای نقش رهبری اش تضمین می نماید. همین استدلال برای یکی دیگر از عوامل پدیدآورندۀ رهبری که همان توانمندی های انگیزشی می باشد، صدق می نماید. چراکه امکان برانگیختن افراد و تحریک شان برای پیشبرد اهداف و آرمان های سازمانی، بدون احراز قابلیت های فردی یک مدیر امکان پذیر نخواهد بود.

راهبری و توانمندی های انگیزشی

شناخت و به کارگیری مسائل مربوط به توانمدی های انگیزشی، به عنوان یکی از مهمترین وظایف رهبری، بدون درک اهمیت الگو های طراحی شده برای این امر میسر نخواهد بود. از سوی دیگر، بررسی الگو های انگیزشی خود نیازمند بحث های مفصلی هستند که مجال بیان شان در نوشتۀ حاضر نیست. در اینجا شاید تنها اشاره به عنوان برخی از آنها مانند: نظریۀ سلسله مراتب نیاز ها، روش عامل های دوگانه، نظریۀ احتمال و انتظار و نظریۀ تقویت، بسنده نماید. به عنوان نمونه، شایان ذکر خواهد بود اگر به نظریۀ سلسله مراتب نیاز ها که به الگو یا هرم مُزلو نیز مشهور است، اشاره ای نمائیم که در آن نیاز های انسانی از پائین به بالا در هرمی که طی آن نیاز های فیزیکی، ایمنی، اجتماعی و احترام انسانی پشت سر هم قرار گرفته و طبقه بندی می شوند و نهایتاً خودیابی در بالای هرم جای می گیرد. روش های مدیریتی مختلف به اشکال گوناگونی به استفاده از این الگو می پردازند. به طوری که بسیاری از سازمان های خصوصی و انتفاعی با تعریف تعادلی میان هزینه ها و پیشبرد کارها، از آن برای رسیدن به سود بیشتر خود یاری می گیرند. اما از دیدگاه نهاد های اجتماعی، مطابق این الگو، رهبری موظف است به تدریج تمامی کارکنان در اختیار و حتی سایر مشارکت کنندگان سازمانی را یاری دهد تا به تدریج خود را به بالاترین قسمت این هرم یعنی "خودیابی" برسانند. چنین نگرشی، خود منجر به گزینش مناسب ترین الگوی رهبری برای سازمان مورد نظر می شود. به طور کلی، الگو های رهبری را می توان به صورت: خود کامه، مشارکتی و بر پایۀ آزادی های گروهی تقسیم بندی کرد. بدیهی است که مناسب ترین الگو برای رهبری سازمان های غیر دولتی، همان گونه که مکرر بیان گردید، جز الگوی مشارکتی نخواهد بود.

راهبری و قدرت سازمانی

به طور کلی، قدرت سازمانی که توسط بخش سازماندهی در اختیار برخی از افراد (مدیران سازمان) قرار می گیرد را می توان به روش های مختلفی صورت بندی نمود که از آن جمله می توان به تقسیم بندی هفت گانه اشاره کرد. در این روش، اشکال مختلف قدرت درون ساختار سازمانی که می توانند توسط مدیران آن مورد استفاده قرار گیرند به انواع: قانونی، پاداشی، زورگویانه، مهارتی، جذبه ای، ارجاعی و اطلاعاتی، تقسیم بندی می شوند. منظور از قدرت قانونی یک مدیر، اختیاراتی است که در شرایط خاصی و برای مدت زمان مشخصی از طرف مدیران بالا دست به او واگذار شده و در ازای آن مسؤلیت و پاسخگوئی ویژه ای طلب می گردد. این نوع قدرت سازمانی توسط عناوین مختلف اعطا شده و در نتیجه در ماهیت و درون عناوین سازمانی باقی می مانند و افرادی را که برای مدت مشخصی در آن نقش قرار می گیرند، دنبال نخواهند کرد! قدرت پاداشی اشاره به توانائی های یک مدیر برای استفاده از روش های انگیزشی در جهت به تحرک درآوردن مشارکت کنندگان در اختیارش، دارد و قدرت زورگویانه اشاره به اختیاراتی می نماید که به واسطۀ آنها یک مدیر می تواند از کسی سلب مسؤلیت یا عضویت نموده و با این حربه او را به انجام کارهای سازمانی وادار سازد. قدرت مهارتی مدیر در صورتی رخ می نماید که او به واقع در جهت برتری های مهارتی اش برای خدمت دهی در مقامی برگزیده شده باشد. در حالی که قدرت جذبه ای به توانائی های شخصیتی و قابلیت های فردی او اشاره می نماید. منظور از قدرت ارجاعی، آن دسته از توانائی هائی است که به واسطۀ یک مدیر دیگر و یا انجمن راهبری در اختیار کسی قرار داده می شود. این قبیل توانائی ها مشخصاً در اختیار کسانی خواهد بود که به انجام وظایف ستادی در کنار مدیران اجرائی قرار می گیرند. دست آخر قدرت اطلاعاتی است که اشاره به قابلیت های مربوط به سرعت دسترسی به اطلاعات برای مدیران است که در مواقع ضروری در اختیارشان قرار می گیرد.

شایان ذکر است که مفاهیم مطرح شده در بالا برای تمامی انواع سازمان ها جامعیت و عمومیت دارد و اما نحوۀ کارکردشان در مورد سازمان های غیر دولتی به گونۀ دیگری است. برای تشریح این مهم، لازم است پیش از هر چیز به باز گوئی تعریف قدرت در نهاد های اجتماعی بپردازیم. قدرت و توانائی در سازمان های غیر دولتی و سایر نهاد های اجتماعی که مشغول خدمت دهی به جامعۀ جهانی انسان ها هستند، بایستی در جهت توانمندی شان برای دسترسی به افراد آن جامعه و کارآمدی شان برای یاری رسانی به آنها معنا بپذیرد. در این نگرش، اصولاً کسانی که به عنوان مدیر در چنین نهاد هائی برگزیده می شوند، باید بر اساس معیار توانائی شان در دستیابی کارا تر به هدف غائی یاری رسانی سازمان مورد نظر، به کار گمارده شوند. از بیان این مطلب مهم تر، جایگری آن در اذهان تمامی مشارکت کنندگان و تبدیل آن به یک فرهنگ سازمانی می باشد . به این معنا که تمامی افراد درگیر در چنین نهادی بایستی پیش از هر چیز در پی حصول آرمان کلی این قبیل مؤسسات، یعنی بهسازی زندگی انسان ها در جامعۀ جهانی نوین باشند. در نتیجه، اگر مسائلی از قبیل فقرزدائی، بالا بردن رفاه اجتماعی، آموزش برای همه، کمک به بهداشت مادران و کودکان شان، کاهش زمینه های نابسامانی رفتاری و روانی که منجر به بزهکاری اجتماعی می شوند، مبارزه با فساد های اجتماعی، اداری و شخصیتی، نگهداشت محیط زیست و بسیاری موارد از این دست، در پس اندیشۀ تمامی مشارکت کنندگان یک سازمان غیر دولتی جای گرفته باشند، دیگر نیازی به آزمندی های مرسوم در راه دستیابی به مقام های مدیریتی در صورت فقدان اشتیاق و دانائی لازم برای احراز آن مقام، نخواهد بود. این اندیشه پیش از هر جای دیگری، باید در اذهان بنیان گزاران و انجمن های راهبری و رایزنی یک نهاد اجتماعی ایجاد شده و شکل پذیرند و تنها در این صورت و از طریق روش های ادارۀ مشارکتی است که می توان به جایگیری آن در اذهان سایر افراد درگیر در مجموعه، امیدوار بود.

حال با توجه به نگرش غیر دولتی نسبت به قدرت که به آن اشاره گردید، ایدۀ کلی آن است که همه بپذیرند: نقش های سازمانی تعیین شده در یک نهاد اجتماعی باید از کارآمدی، لیاقت، اشتیاق، دانائی و مهارت های افراد نشأت بگیرند و نه از روابط درون سازمانی یا در نتیجۀ انتصابات غیر مشارکتی! در چنین شرایطی، آنان که بیش از هر چیز دغدغۀ خدمت دهی به جامعۀ انسانی خود را دارند بایستی برای گزینش های شغلی در ارجحیت قرار بگیرند. حال با توجه به نگرش غیر دولتی به قدرت سازمانی می توان در مورد مفاهیم بخش های هفت گانۀ مطروحه راحت تر سخن گفت. به طور خلاصه، قدرت های پاداشی و زورگویانه (مجازاتی) مدیران در مورد سازمان های غیر دولتی به صورت کاملاً متفاوتی و در دل قدرت جذبه ای ظاهر می شوند که تأکیدش بر بخش های انگیزشی مربوط به رهبری می باشد. همچنین تأکید قدرت قانونی مدیران در این قبیل نهاد ها، بیشتر مسألۀ توازن میان مسؤلیت ها و اختیارات خواهد بود که در مفهوم پاسخگوئی شان در مقابل تمامی مشارکت کنندگان سازمانی تجلی می یابد. اما حضور سایر قدرت های سازمانی از جمله: مهارتی، جذبه ای، ارجاعی و اطلاعاتی، در نهاد های اجتماعی نیز به شکل مشابهی با سایر انواع سازمان ها غیر قابل انکار است. به عبارت بهتر، قرار است مدیران هر سازمانی به جهت توانائی های فردی، شخصیتی، مهارتی و اطلاعاتی در مرحلۀ بالاتری از سایر همکاران شان قرار داشته باشند و نهاد های اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. جز اینکه در این قبیل مؤسسات، به دلیل ماهیت مشارکتی شان، تمامی این قدرت های به صورت کوتاه مدت و به نوعی از طرف تمامی مشارکت کنندگان در اختیار افراد قرار می گیرند. موارد مربوط به این مطلب نیز در ادامۀ بحث های این بخش و زیر عنوان "تصمیم گیری مشارکتی" بیان خواهد گردید.

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: عناصر سازنده راهبری |

توصیه ای به راهبران !...  

توصیه ای به راهبران !...

... آنچه مسلم است این است که همه تقریباً می‌دانیم «بازاریابی مشارکتی» کار ساده‌ای نیست. یک شبه نباید و نمی توان انتظار مولتی میلیاردر شدن داشت. این کار در نوع خود بسیار هم سخت است. 95% از افرادی که زیر مجموعه شما می‌شوند، دیگر هیچ فعالیتی (توصیه‌ای) نمی‌کنند و فعالیت بازاریابی شما در همان نقاط شاید برای همیشه متوقف ‌شود. یکی از دلایل می‌تواند این باشد که افراد زیرمجموعه شما، به نوعی، آرام آرام، اعتمادشان را به شما از دست می‌دهند. دلیل دیگر می‌تواند این باشد که شما آنان را به درستی هدایت و راهبری نکرده‌اید و آموزشهای لازم به آنان نداده‌اید. ما در همایش ها به این موارد بیشتر می‌پردازیم و نکات مهمی را یادآور می‌شویم که افراد بتوانند نکات باریک ، ظریف ، گوشه ها و زوایای «بازاریابی مشارکتی» را بهتر و بیشتر بشناسند. در این مدل کسب و کار، شما با « انسانها » طرف هستید و نه « عامل » یا « ابزار » - و این خیلی مهم است، که بدانیم در بازاریابی مشارکتی ایجاد و حفظ « ارتباط » از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در زیر مجموعه شما، زنجیره‌ای از «انسانها» قرار دارد. مثال « زنجیر » خیلی جالب است، شما می‌توانید «یک زنجیر» را به طرف خود بکشید، اما نمی‌توانید، همان زنجیر را (که مثلاً روی زمین افتاده است) رو به جلو هل دهید. نقش شما به عنوان فردی که هدایت افراد زیرمجموعه (Downline) خودتان را بر عهده دارد، یک نقش «هدایت کننده» یا «نقش راهبری» است. راهبر در جلو قرار می‌گیرد و با ایجاد اعتماد و جو اطمینان، زنجیره‌های زیر مجموعه را به دنبال خود می‌کشد و این درست نیست که فرد راهبر پشت سر زیر مجموعه‌های خود قرار بگیرد و آنان را رو به جلو هل دهد. چنانچه چنین چیزی اتفاق بیافتد، افراد زیر مجموعه‌ی شما دلسرد می‌شوند و فعالیت خود را کاهش می‌دهند و این موجب می‌شود که در «بازاریابی مشارکتی»  مجموعه و سازمان شما در همان نقطه متوقف شود. همه فعالیت‌ها، در گرداب گسترده گیتی، به همین صورت است. چه بر روی اینترنت و چه خارج از آن، شما باید جلب توجه و جلب اعتماد کنید، خودتان رو به جلو با دیدی باز و مثبت حرکت کنید و این روحیه را در زیر مجموعه‌های خود تقویت کنید.

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: توصیه ای به راهبران |

راهبری باش که خودت حاضری پيرو آن باشی !...  

راهبری باش که خودت حاضری پيرو آن باشی !...

نور درونت را در اختيار ديگران هم بگذار :
راهبری چيزی بيشتر از يک عنوان است . کمتر مربوط به اين است که چه می گويی ، بيشتر مربوط به اين است که  کیستی . باطن و ضمير شما از ميان تمام صحبت ها و رفتار شما می تابد .
شخصيت و ارزش های يک راهبر از آنچه که انجام می دهد يا می گويد نمايانتر و روشنتر است .

يک راهبر بزرگ وقتی کامل است که مجموعه صفات زير را دارا باشد :
1 - يکی بودن حرف و عمل
2 -  قابل اعتماد بودن
3 -  اصيل و مهربان بودن
4 - برای آنکه راهبری شوید که ديگران آرزويش را دارند بايد راهبری شويد که خودتان حاضريد پيرو آن باشيد .

برای يافتن راهبری که در وجود شماست نکات ساده زير را به ذهن بسپاريد  :
1 - راهبر می داند که همه چيز برای مردم است .
2 - بر مردمی که به آنها خدمت می کنی تمرکز کن تا بفهی که آنها چه چيزهايی می خواهند .
3 - کمتر حرف بزنيد و بيشتر بپرسيد .
4 - ياد بگيريد بيشتر گوش دهيد و حمايت کنيد به جای اينکه حرف بزنيد و پاسخ بدهيد .
5 - به ياد داشته باشيد که راهبر ، همواره جلوی مجموعه و سازمان خود حرکت می کند نه عقب ( جلودار سازمان خود باشید . )

راهبر ، صداقت و اعتماد را تکثیر می کند :
1 - يکی از بزرگترين افتخارات اين حرفه امتياز سهيم شدن در آرزوها  و اهداف مجموعه و سازمانمان است .
2 - با راهبری ديگران از طريق کردار و گفتار ، اعتماد اعضاء مجموعه و سازمان خود را جلب می کنيد .
3 - شما به اعضاء مجموعه خود : ساختن ، پرورش کسب و کار ، پيشرفت ، توانايی ها و مهارت هايشان را القا می کنيد .
4 - اعتبار و اعتمادی که شما به دست می آوريد مقدس است و هميشه بايد محترم شمرده شود .

راهبر ، همواره اميد و الهام بخش است :
1 - زمانی که تصميم می گيريد راهبری شويد که تغيیرات مثبت ، مهم و قابل ملاحظه ای را در زندگی عده زيادی ايجاد کنيد به وضوح و خوبی در زندگی خودتان هم تبديل و تغييری خواهيد ديد .
2 - از همين امروز شروع کن به دادن اميدواری به کسانی که باورشان را از دست داده اند .
3 - تشويق کن کسانی را که می ترسند و با کمک به کشف استعدادهای افراد به آنها روحيه بده .

 راهبر برای رسیدن به موفقيت طرح می افکند و برای رسیدن به آن برنامه ريزی می کند :
۱ - در آغاز هر سفری ابتدا بايد تصميم بگيريد به کجا و چطور خواهيد رفت .
۲ - راهبر ، هنر مشخص کردن هدف ها را آموزش می دهد و به گروه برای دستيابی به روياهايشان در ايجاد طرح های عملی روزانه ، هفتگی ، ماهيانه و ساليانه یاری می رساند .
۳ - وقتی که مثل يک راهبر حقیقی زندگی می کنيد ، نه تنها  از موفقيت بزرگ شخصی تان پاداش مالی بدست می آوريد ؛ همچنين متوجه خواهيد شد که چطور عملکردتان ، نیرو و واکنش قدرتمندی ايجاد می کند که به اطرافيان شما هم قدرت می بخشد .

مسئوليت های يک راهبر :
1 - راهبر موفق کسی است که واقعاً مسئوليت هايش را جدی بگيرد ، ضمن اينکه از اين فرايند لذت هم می برد .
2 - مجموعه و سازمان شما روی  کلمات حکيمانه ، راهنمايی ها ، حمايت ها ، آموزش ها ، تربيت ها ، انگيزه ها و ... شما حساب می کند .
3 - آنها به شما نگاه می کنند تا با آوردن مثال های راهگشا راهنمايی شان کنيد .

 از دیگر مسئوليت های يک راهبر :
1 - حفظ کردن رفتار ذهنی مثبت ( مثبت بیندیشید. )
2 - ثابت کردن و نشان دادن اخلاق صحيح کاری - مثلاً راهبر شخصاً برای فروش ، معارفه کند - برگزاری همایش ها ، گفتگو ها ، مصاحبه ها ، جلسات و ...
3 - آموزش اصول و مهارت های موفقيت برای پيشرفت کسب و کار و زندگی شخصی اعضاء مجموعه ، سازمان یا گروه
4 - حمايت گروه از طريق روش تربيت اصول مرکزی
5 - به اتفاقات درون مجموعه ، سازمان و گروه توجه کنيد و در همه موراد مانند کلاس های آموزش راهبری ، گردهمايی ها ، گفتگوهای تلفنی  و ... شرکت کنيد .
6 - تعادل اندیشه ، کردار و گفتار را در زندگی حفظ کنيد تا يک نمونه مثبت و تأثيرگذار برای ديگران باشيد .
6 - به گروه قدرت دهيد تا مستقل شوند به جای اينکه وابستگی ايجاد کنيد .
7 - راهبران حقیقی می توانند به ايجاد افراد و گروه های موفق و قوی که در مجموعه آنها تکامل ، شخصيت ، کيفيت ، برتری و ... وجود دارد کمک کنند .

اول خودتان را راهبری کنید :
مراحل زير را انجام دهيد تا راهبری باشيد که انتظارش را داريد ( دوست داريد چنین راهبری باشید) :
1 - وقايع روزانه را بنويسيد . همچنين توانايی ها و ویژگی های راهبری را که در حال حاضر داريد و در درون خودتان می شناسيد بنويسيد .
2 - زمانی را اختصاص دهيد تا در مورد ویژگی ها و چيزهايی که ديگران در شما می بينند ولی خودتان آنها را تصديق نمی کنيد ، فکر کنيد ؛  مثل : روحيه دادن ، ترحم کردن ، بخشنده بودن ، برقراری ارتباط خوب ، علاقه مندی ، توانايی تدريس ، توانايی القای اعتماد و اطمينان به ديگران و حمايت کردن .
3 - کيفيت های راهبری را  که تصميم گرفتيد در خودتان ايجاد کنيد بنويسيد . سعی کنيد کیفیت ها و ویژگی های گوناگون و  زيادی را در اين طيف بگنجانيد . اين فرصتی نيست که عيب و مشکلات تان را پيدا کنيد بلکه اين موقعییتی است که درباره روش کار تان برای موفقيت های آينده تمرکز کنيد .
4 - در پايان ، ليست افرادی که در گروه شما هستند و تا سال های آينده متعهد به آموزش و تربيت آنها هستيد را بنويسيد . دقت کنيد همین حالا که سازمان شما در حال رشد است چه تعداد اعضای اضافه شده به مجموعه تان را شخصاً راهبری خواهيد کرد .
5 - توجه داشته باشيد که کار شما ، راهبری ( مربیگری ) کردن است نه مديريت کردن !... مديريت بر مردم می تواند وابستگی ايجاد کند .
6 - راهبری کردن راهبران ، مجموعه را مطمئن می کند که صاحب قدرت اند و می دانند که چطور با بودن يا نبودن و حضور راهبر موفقيت شان را ايجاد و عملی کنند .

* ترجمه تیتر بالا مانند این مثل ایرانی است :  "اربابی باش که حاضری نوکرش باشی"

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: از اصول راهبری |

موفقیت در مجموعه داری مستلزم داشتن روانی آرام است  

 

 

 چگونه فشارهای روانی را کنترل کنیم ؟ 
 
از آنجا که در دنیای صنعتی کنونی انسان بیش از حد دچار دغدغه کار و زندگی است ، همواره این احتمال وجود دارد که فشردگی فعالیتهای اجتماعی در این گونه جوامع به ویژه در زندگی شهری آرامش خاطر را از افراد سلب نموده و آنان را در برهه ای از زمان دچار فشارهای روانی و تنشهای عصبی نماید. برای رهایی از تنشهای روانی نخستین گام شناخت عوامل ایجادکننده فشارهای عصبی است . پس از شناخت این عوامل ، برای کاهش میزان استرس ضروریست تغییراتی در محیط کار و زندگی بوجود آورد که از آن جمله می توان به کاهش تعهدات اجتماعی ، تغییر مسیر زندگی و جابجایی مکانی اشاره کرد. افزون بر این تأثیر آلودگی های زیست محیطی و مواد آلرژی زا را در ایجاد استرس نباید نادیده گرفت . در این راستا رعایت بهداشت تغذیه از قبیل رژیم غذایی مناسب و استفاده بیشتر از میوه و سبزی تازه ، مواد معدنی و ویتامین ها و ثابت نگه داشتن قند خون و انجام فعالیتهای ورزشی در کاهش فشارهای روانی مؤثر است . کارشناسان بهداشت روان در این زمینه برای کاهش استرس به دو نکته دیگر نیز اشاره می کنند. استراحت دادن به فکر و تنظیم ساعت بیولوژیک بدن . از این رو، هر شخص باید براساس توان و بسته به وظایف خانوادگی و اجتماعی خود زمان انجام کارها را به گونه ای تنظیم نماید که در ساعات مشخص دست از کار کشیده و به استراحت بپردازد. با این وجود درصورت تداوم فشارهای روانی از سایر راهکارها نیز برای غلبه بر استرس می توان بهره گرفت ، اما پیش از هر اقدام لازمست علائم وجود استرس را تشخیص داد که از آن جمله می توان به مواردی چون تغییر الگوی خواب ، خسته شدن زیاد، سردردهای شدید، لذت نبردن از زندگی ، دلشوره داشتن و دردهای موضعی اشاره نمود . پس از آن که وجود استرس در فرد مشخص شد، که عمدتاً ناشی از تغییرات شیمیایی در مغز و ترشح بیش از حد آدرنالین و در نتیجه افزایش فشار خون و انقباض عضلات است ، باید راههای غلبه بر آن را جستجو کرد. به عقیده روانپزشکان یکی از راههای غلبه بر استرس ، جابجایی مسائل استرس زاست ، به بیان دیگر اگر موضوع پرتنش جدیدی گریبانگیر شخص شد با حذف یا به تعویق انداختن سایر مسائل جایی برای موضوع جدید باز کند و از انباشته کردن مشکلات بپرهیزد تا فشارهای عصبی به نقطه انفجار نرسند. افزون بر این برای جلوگیری از پیدایش استرس می توان به تمهیداتی از قبیل برنامه ریزی در کارها یا تجدیدنظری واقع بینانه در برنامه های قبلی توسل جست و هنگام برنامه ریزی این نکته رعایت شود که توان فکری و جسمی هر فرد محدودیت های خاص خود را دارد و به تبع این واقعیت بعضی از چیزها را نمی توان تغییر داد. بنابراین ، هر شخص باید با تحلیل مشخص از شرایط مشخص مبتنی بر توان خود قبول کند که توانایی تغییر همه چیز را ندارد و لازم نیست برای رتق و فتق امور متفاوت انرژی بیش از ظرفیت خود صرف کند. در ضمن چنانچه فشارهای عصبی ناشی از تراکم کار و خستگی باشد می توان با 5 دقیقه استراحت در هر ساعت یا 15 دقیقه در هر دو ساعت ، استرس را نسبتاً کنترل نمود. رعایت برخی از اصول تندرستی نیز مانند نحوه نشستن هر چند پیش پا افتاده به نظر می رسند، در کاهش استرس مؤثرند. زیرا صاف و درست نشستن تنفس را راحت تر می سازد و جریان خون را به مغز افزایش می دهد، برعکس قوز کردن از حجم ریه ها کاسته و از میزان رسیدن خون و اکسیژن به مغز می کاهد. ایجاد روحیه اعتماد به نفس نیز در کاهش استرس مؤثر است و نباید این روحیه در انسان ایجاد شود که در انجام وظایف محوله ناتوان است . عوامل پیرامونی زندگی اجتماعی نیز ممکن است در ایجاد فشار روانی نقش داشته باشند مانند ترافیک ، شلوغی ، آلودگیهای صوتی و تنفسی و... از این رو در حد امکان از تردد در چنین محیط هایی اجتناب شود، همانطور که اشاره شد هنگام استرس میزان آدرنالین موجود در خون افزایش می یابد و سبب انقباض عضلانی و دردهای ناشی از آن می گردد، برای کاهش میزان استرس و به تبع آن دردهای عضلانی با دوش آب گرم گرفتن یا تنفس عمیق و بستن چشم ها و رها کردن ارادی عضلات ، می توان به آرامش بیشتری دست یافت . رژیم غذایی مناسب نیز برای کنترل استرس مؤثر است . بنابراین ، برای تأمین انرژی موردنیاز حتماً باید صبحانه را که شامل پروتئین و کربوهیدارتها باشد به طور کامل صرف کرد و همواره در نظر داشته باشید که نقش صبحانه در کاهش استرس از نهار به مراتب بیشتر است .

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: کنترل فشارهای روانی |

سخنی کوتاه درباره گفتگو ...  

 

 

شاید بتوان گفتگو را ریشۀ تغذیه کنندۀ تمامی ادراک و دریافت های انسانی و در نتیجه زیر بنای مفهوم کلی دانش دانست. چرا که مقصود اصلی از مفاهیم وابسته به کلید واژۀ دانش صرفاً دربرگیرندۀ انباشت داده ها و پردازش خام اطلاعات نیست، بلکه ترسیم یک نقشۀ ذهنی جامع ورای دست یافته ها به منظور شکل بخشیدن به درک و دریافت های انسانی از طریق دستیابی به شواهد دوجانبه میان طبیعت و آگاهی است. در جائی که چنین تعبیری برای دانش های نظری صادق است، رد صحت آن برای دانش های اجتماعی غیر ممکن خواهد بود!

نبایست از نظر دور داشت که اندیشیدن از دیدگاه مشارکتی نوینی که مورد بحث نوشتۀ حاضر می باشد، یک پدیدۀ جمعی است. به این معنی که کارآمدی و کارائی آن جز در بوتۀ حیات گروهی و در نتیجۀ برخورد، تبادل اندیشه و تعامل میان دیدگاه های متنوع، میسر نخواهد بود. اصولاً تبادل اندیشه و سایر تعامل های انسانی در ظرف های دوگانۀ مباحثه و گفتگو انجام می پذیرند. منظور از مباحثه، تقابل دو دیدگاه مشخص و متمایز در میدان اثبات برتری است. به عبارت دیگر، مقصود نهائی در بازی مباحثه چیزی جز برنده شدن نیست و نمی توان انکار کرد که تأکید به پیروزی بر نظرات و عقاید دیگران لزوماً با جستجوگری برای دریافت حقایق سازگاری ندارد. اما خوشبختانه، رفع این نقیصۀ ذاتی در معنای گفتگو میسر خواهد بود. مفهوم گفتگو در جریان آزادانۀ اندیشه و معنا میان افراد شکل می پذیرد: جریانی که تنها در بستر وسیعی از واژگان و معانی مشترک سیلان خواهد داشت. با اندکی تأمل در همین تعاریف، می توان به سادگی پی برد که تنها به یاری گفتگو است که می توان بدون انحراف "جزء" به سمت "کل"، به دریافت و شناخت کل دست یافت.

همچنین تنها با تکیه بر مبانی یک گفتگوی سازنده است که می توان به نارسائی های موجود در ماهیت اندیشیدن فردی پی برد. این بدان سبب است که اصولاً اندیشه به جهت ریشۀ فردی اش، از اینکه پدیده ای مشارکتی باشد سر باز می زند و تمایل به حفظ موضع یک جانبه نگر خود را دارد. در پی چنین موضع فردی است که اندیشه، رسالت حقیقت طلبانه و جستجو گر خود را رها کرده و عملاً جای خود را با تواتر اجرای یک برنامۀ مشخص و از پیش تعیین شده، تعویض می نماید. از این دو مهم تر آنکه اندیشۀ فردی تا حد قابل توجهی متأثر از مشکلات شخصیتی افراد بوده و با به کار گیری معیار های شخصی، راه را بر زمینۀ خلاقیت های مطلوب برای مواجهه با مسائل می بندد. به این ترتیب، اندیشۀ انسانی که ارزشمند ترین ابزار متمایز کنندۀ او از سایر جانداران است، گاهی اوقات چونان بندی افراد را اسیر خود ساخته و سرنوشت آیندۀ آنان را از طریق دخالت های دائمی در فرآیند تصمیم گیری شان در دست می گیرد. به علاوه، همین اندیشه های شخصی هستند که حتی واقعیت موجود در جهان را نیز به رأی و نگاه خود تفسیر کرده و به صورت مجازی تغییر می دهند. درست به همین دلیل است که خطای نوع سوم یا همان اشتباه در حل مسألۀ نادرست، در بین تمامی انسان ها تا این حد رایج می باشد.

اما راه اصلی پرهیز از افتادن در چنین دامی، پذیرش و باور تحول ذهنی یا انتقال پنداشت می باشد. منظور از چنین تحول و انتقالی، دستیابی به حالت ویژه ای از هوشیاری، بینش و آگاهی در جهت دریافت و شناخت مؤثر ساختار های اندیشه ای نوین است. اگر ورای پیچیدگی واژگان و ترکیب های ارائه شده به این موضوع نگریسته شود، مهمترین ابزار برای شرکت در یک گفتگوی سازنده، چیزی جز اشتیاق برای یادگیری نیست. از سوی دیگر اگر با این نگرش به مسائل جهانی نگاه شود، می توان دریافت که علت اساسی بسیاری از مشکلات امروزین نشأت گرفته از ناتوانی انسان ها در جذب و یادگیری مفاهیم پیچیدۀ جهان نوین اطراف شان است. به این ترتیب، اهمیت محوری اصل شوق به یادگیری و نتیجتاً مفهوم آموزش این بار از طریق گفتگو میان انسان ها و تبادل آرا و افکار شان، آشکار می گردد و دیگر بار نمایان گر این واقعیت خواهد بود که ادارۀ اجتماعات به شیوۀ مشارکتی تجلی گاه مناسبی برای پاسخگوئی به نیاز های فراگیری افراد یک جامعه است.

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: رموز گفتگو |

اعتماد به نفس  

 

اعتماد بنفس بالا، يك ضرورت حياتي

عـزت نــفس و اعــتماد بنفس بنيادي ترين بخش شخصيت يـك فرد مي بـاشـد كه در تمام جوانب زندگي فرد خود را به نـحـوي متـظـاهــر مي سازد. اعتماد بنفس سالم و بالا يك ضرورت حـيـاتي و مـطـلق بـــراي هر فردي ميباشد. اعتماد بنفس را ميتوان چنين تعريف كرد:

* باور و اعتقادی كه فرد نسبت به خود دارا میباشد.                             اعتماد بنفس
* شناخت ارزش و اهمیت خویش-داشتن اعتماد و رضایت از خویش.
* توانایی برخورد و كنارآمدن با چالشهای اساسی زندگی.
* تـوانـایـــی ارزیابی درست و دقیق خویش-پذیرش خویش و ارزش نهادن به خود بدون هیچگونه قید و شرطی.
* توانایی شناخت و پذیرش نقاط ضعف و قـوت و محدودیت های خویش.

افرادی كه از اعتماد بنفس پایینی برخوردار میباشند دارای خصوصیات زیر هستند:

* مرتبا خودشان را مورد انتقاد و سرزنش قرار میدهند.

* هنگام صحبت كردن در چشمان فرد مقابل خود هنگام نگاه نمیكنند. با سر پایین و قدمهای آهسته قدم بر میدارند.
* در پذیرش تعریف و تمجیدها و تعارفاتی كه به آنان میشود مشكل دارند (تصور میكنند سزاوار آنها نبوده و یا دیگران در صدد تمسخر آنها میباشند).
* معمولا احساس میكنند قربانی رفتار دیگران هستند.
* احساس تنهایی میكنند حتی زمانی كه در یك جمع قرار دارند.
* در درون خود احساس خلاء و پوچی میكنند.
* احساس میكنند با دیگران تفاوت دارند.
* احساس افسردگی، گناه و شرمساری دارند.
* نسبت به تواناییهای خود برای رسیدن به موفقیت تردید دارند. عدم خودباوری.
* از موقعیتهای نو و جدید می هراسند.
* از شكست وموفقیت می هراسند.
* مرتبا سعی در راضی نگاهداشتن دیگران دارند.
* دچار هراس اجتماعی میباشند.
* قادر به مدیریت زمان خود نمیباشند.
* عادت به پشت گوش انداختن كارها دارند.
* در مقابل انتقاد، اظهار نظر و سرزنشهای دیگران (خواه واقعی، خواه واهی) بسیار آسیب پذیر میباشند.
* از ابراز عقاید و احساسات خود خودداری میكنند زیرا از چگونگی واكنش دیگران هراس دارند.
* خود را درگیر مواد مخدر و یا روابط مخرب میكنند.
* از تعیین یك هدف مشخص و پیروی از آن عاجز میباشند.
* قادر به بیان خواسته ها و نیازهای خویش نمیباشند.
* معمولا عصبانی و پرخاش گر میباشند.
* ارزیابی غیر واقعی از خود دارند.
* تحمل عیب و كاستی را نداشته و كمالگرا میباشند.
* احساس خوب آنها وابسته به عوامل خارجی اعم از وقایع روزانه و یا نوع رفتار دیگران با آنها دارد.
* وابستگی هیجانی دارند: برای دستیابی به یك احساس خوشایند به دنیای خارج خود وابسته میباشند. مانند:
وابستگی به مواد: مانند غذا، داروها، الکل مواد مخدر به منظور پر كردن خلاء درونی خود و تسكین دردهایشان.
وابستگی به رفتارها: مانند خرج كردن پول، قمار بازی و تماشای تلویزیون. به منظور پر كردن خلاء درونی و تسكین دردهایشان.
وابستگی به مال: برای تعیین میزان ارزش و شایستگی خود به پول و مال وابسته هستند.
وابستگی عاطفی : برای داشتن حس ارزشمندی، شایستگی و امنیت به توجه، پذیرش و تائید فرد دیگری (معشوق خود) وابسته میباشند.


اعتماد بنفس واقعی

اعتماد بنفس حقیقی یك حس درونی می باشد بدون وابستگی به جهان خارج، رویدادها، موفقیتها، شكستها و افراد دیگر. اما عزت نفس و اعتماد بنفس واقعی بسیار نادر و نایاب میباشد زیرا اغلب اعتماد بنفسها كاذب و نقابی برای پنهان سازی اعتماد بنفس پایین میباشد. اعتماد بنفسهای غیر واقعی را میتوان در موارد زیر یافت:

*اعتماد بنفسهای كاذب: اینگونه اعتماد بنفسها وابسته و زود گذر میباشند.مانند اعتماد بنفسهایی كه به جهت ثروت،شهرت،محبوبیت،به تن داشتن لباسهای فاخر،قدرت و زیبایی ظاهر در افراد نمود می یابند كه همگی كاذب بوده و ارتباطی به ماهیت واقعی فرد ندارند.
* گستاخی: معمولا مردم افراد پر رو و گستاخ را با افراد با اعتماد بنفس بالا اشتباه میگیرند.اما پررویی نیز یك نوع نقاب برای استتار بی كفایتی و اعتماد بنفس پایین میباشد.
* متظاهرها: اینگونه افراد خود را با اعتماد بنفس، شاد، موفق و شكست ناپذیر نشان میدهند. اما از درون احساس پوچی و خلاء كرده و از شكست بسیار هراسانند.

همچنین اعتماد بنفس به مفهوم برتری داشتن، تكبر وخود بینی نمیباشد زیرا این خصوصیات رفتاری از اعتماد بنفس پایین نشات میگیرند. اعتماد بنفس شما نباید یك پدیده مقایسه ای و رقابتی باشد زیرا در این هنگام شما خود را در معرض احتیاج و وابستگی به پذیرش دیگران قرار خواهید داد كه با اعتماد بنفس واقعی و ناب منافات دارد. افراد با اعتماد بنفس بالا نیازی به پذیرش، موافقت، تائید، تشویق و دلگرمی دیگران ندارند. همچنین اعتماد بنفس بالا اینگونه نیست كه شما را از...

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اعتماد به نفس |

20روش و نکته ثابت شده برای رسيدن به بهترین مو فقیت  

 

همانند یک بازاریاب شبکه ای برجسته بیاندیشید تا یک بازاریاب شبکه ای برجسته باشید. درصورتی که نمونه های ذهنی و فکری یک بازاریاب برجسته را بپذیرید و قبول کنید , می توانید با قدرت هر چه تمام تر , دوره زمانی لازم برای تبدیل شدن به یک بازاریاب برجسته تسریع بخشید , زیرا منطقی ترین روش یادگیری شیوه آزمایش و خطاست .

 

در اینجا۲۰ روش و نکته ثابت شده برای رساندن شما به بهترین موقعیت آورده شده است :

 

1- یک دلیل بزرگ و مهم برای خود بیاورید که چرا می خواهید یک بازاریاب برجسته شوید؛ دلیلی که واقعا اصل قضیه و مطلب را برای شما عنوان کند و اجازه دهید نیروی محرک روزانه شما باشد و مانند چوبی که برای افروختن آتش در درون خود نیاز دارید , از آن استفاده کنید .

 

2- تعداد محدودی اهداف محرک و طلایی برای خود برگزینید ؛ اهدافی که دستیابی به آنها انگیزه شما برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای باشد . آنها را یادداشت و گاهی مرورشان کنید . اطمینان یابید که آنها اهداف خود شما هستند و نه اهداف کسانی دیگر . از برانگیختگی و اشتیاق خود برای دستیابی به اهدافتان استفاده کنید . دلائل و اهداف بزرگ برای خود انتخاب کنید تا شما را در مواجهه با موانع , هدایت و رهبری کنند ,

 

اهدافتان از شما فردی می سازند که برای رسیدن به آنها ساخته شده اید و مناسب هستید . هدف بزرگتر , برای وفادار ماندن به اتمام رساندن آن هدف نیروی بیشتری در شما ایجاد می کند .

 

3-  ذهنیت خود را برای یک سخت کوشی آماده کنید . این هدف , که موفقیت پیش از کارکردن حاصل می شود تنها در قصه ها وجود دارد . هر کسی سخت کوش تر باشد در موفق شدن خوش شانس تر است .

 

از هوشیارانه بودن سخت کوشی خود اطمینان حاصل کنید . اگر چیزی درست کار

نمی کند از تمرکز کردن صرف تنها روی آن خودداری کنید و کار دیگری انجام دهید .

 

4- ذهنیت فعال داشته باشید . یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بازاریابان تازه کار و آماتور مرتکب می شوند این است که فکر می کنند مجبورند همه چیز را درباره محصولات و فرصت هایشان پیش از آنکه بتوانند فعالیت تجاری خود را آغاز کنند , یاد بگیرند . شما باید بدانید 90 درصد نیروی خود را روی کار و فعالیت و 10 درصد انرژی خود را برای یادگیری کنار بگذارید .

 

این یک تجارت فعال است . اصول پایه را یادبگیرید . از ابزارهای موجود و امکانات سیستم استفاده کنید .

 

بازاریابی شبکه ای انجام دادن آن است , نه فقط مطالعه کردن درباره آن . این نکته برای موفق شدن بسیار اهمیت دارد .

 

5- متمرکز ووسیع فعالیت کنید , نه اینکه فقط به طور صرف فعال باشید . هرآنچه در توان دارید برای این کار بگذارید . یک تعهد و الزام کامل برای خود ایجاد کنید و پیش بروید .

 

اگر بازاریابی شبکه ای را به عنوان یک عادت و تفریح یا تنها به عنوان یک درآمد نیمه وقت برای خود درنظر بگیرید , آنگاه شما عضوی بی اهمیت و اتفاقی برای این کار خواهید شد .

 

اگر شما قصد به دست آوردن درآمدی بزرگ و عظیم از بازاریابی شبکه ای را دارید , باید متمرکز و وسیع فعالیت کنید .

 

6- تلاش و فعالیت آن چیزی است که برای شما نتیجه به بار می آورد اما باید توجه داشته باشید که نباید پیش از فعالیت , مثبت اندیش باشید . خود را برای فعالیت و کار مداوم روزانه قانون مند کنید . بدون در نظر گرفتن آن که هر روز چه احساسی دارید یا چه چیزی ذهن شما را درگیر کرده , روزانه کاری برای بهتر کردن تجارت خود انجام دهید .

 

آنچه شما را به خریداران و توزیع کنندگان می رساند یک برنامه ریزی روزانه است . خود را برای انجام دادن مداوم و روزانه قانون مند کنید . تلاش سازگار مداوم و پایا برای موفق شدن شما بسیار مهمتر و باارزش تر از این است که شما یک شلیک داغ و ناگهانی داشته باشید .

 

7- یک نگاه و دید دور اندیش داشته باشید . مطابق و درحدود بودجه خود برای تجارت کردن سرمایه گذاری و خرج کنید . برای درازمدت برنامه ریزی داشته باشید .

 

8-  زمان می برد تا پایه های اساسی درآمد خود را بسازید و بالا ببرید , اما وقتی شروع به بالا آمدن و ساخته شدن بکند (از زمان بهره دهی و به سود رسیدن ) باید بدانید که هیچ چیزی در دنیا بهتر از آن نمی باشد .

 

9- شما باید واقعا محصولات و فرصت هایتان را دوست داشته باشید . هیچ راهی وجود ندارد که شما موفق بشوید , بدون آنکه محصولات و فرصت هایتان را باور کرده یا درباره آنها مشتاق باشید . لزومی ندارد که شما اشتیاقی دیوانه وار داشته باشید . تنها یک نیروی ثابت کافی است . به شرط آنکه از باور واقعی و قلبی شما برآمده باشد .

 

یک سئوال خوب که شما می توانید پیش از وارد شدن به هرنوع سیستم بازاریابی

 

شبکه ای از خود بپرسید , این است که آیا من این محصول را با این قیمت پایین صرف نظر از امکانات و فرصت هایی که دارم می خرم ؟ پرسش دوم این است که آیا من به مادرم پیشنهاد می کنم که چنین محصولی تهیه کند ؟!

 

این دو پرسش شما را در انتخاب این دو اشتباه و احساس تأسف ناشی از آن در امان نگه  می دارد .

 

10- تجارت شما آن گونه که شما عمل می کنید به بار می نشیند . همچنین شیوه اندیشیدن شما درباره آن , چگونگی عملکرد شما را تعیین می کند , اگر شما فکر می کنید که درآمد شما در ماه 300 دلار است , به شیوه خاصی با آن برخورد می کنید , ولی اگر فکر کنید درآمدتان بالغ بر 10,000 دلار یا 100,000 دلار است به شکل دیگری با آن برخورد

 

می کنید . به خاطر بسپارید که به هرنحوی درباره این تجارت فکر کنید , همان طور هم نتیجه می گیرید , نحوه اندیشیدن شما , نوع درآمد زایی این تجارت را تعیین می کند .

 

11- از شکست نترسید . باید بیشتر دوست داشته باشید که خیلی زود به موفقیت نرسید . در این صورت شما اشتباه کرده اید . پاسخ همه پرسش ها را نخواهید دانست . شرکتی که شما با آن کار می کنید ممکن است از گردونه تجارت خارج شود . ممکن است فرصت های بسیاری را برای پیداکردن فرصت مناسب استفاده کنید یا به هدر بدهید . درک موفقیت اصولی بر پایه شکست ساخته شده است . تنها زمانی طرز کار کردن یک وسیله را یاد می گیرید که شیوه کار نکردن آن را یاد گرفته باشید . کنارگذاشتن شکست مسبب پیروزی است . از شکست هایتان درس بگیرید . خودتان را به سمت هدف هایتان پرتاب و به آنها حمله کنید . فهمیدن و درک کردن ترس از شکست بسیار با ارزش تر است .

 

پیروزی شامل فروتن بودن به میزانی است که شما به خودتان اجازه دهید اشتباهات را کنار بگذارید و از آنها درس بگیرید .

 

12- قابلیت یادگیری داشته باشید . شما دریک مدرسه هستید و هرروز چیز تازه ای یاد خواهید گرفت اگر در حال انجام دادن این تجارت هستید , شما مجبورید این تجارت را انجام دهید تا آن را یاد بگیرید . راه دیگری برای یاد گرفتن بازاریابی شبکه ای وجود ندارد .

 

وقتی چیزها درست کار نمی کنند تا پیدا کردن یک فرد موفق درآن کار , خودتان کارتان را چک کنید . به آنچه آنها می گویند گوش کنید . آنها با ارائه دلیل و مدرک موفق ترند . شما به طور موقتی احساس ناراحتی می کنید تا زمانی که کارها ی جدیدی که باید انجام دهید تا به وسیله آنها توانایی های مورد نیازتان برای یک بازاریاب برجسته بودن را کسب کنید برایتان به صورت یک عادت درآید .

 

با رغبت کامل به سمت پیشرفت تدریجی و مداوم پیش بروید . در این صورت سریعتر به موفقیت می رسید .

 

13- تمام خطوط ذهنی خود را همیشه پر نگه دارید . یکی از کلیدهای موفقیت این است که در آن سریع حرکت کنید تا زمان کافی برای پرداختن به شکست یا برگشت نداشته باشید , زیرا تمام ذهن شما بر فعالیت های مثبت متمرکز شده است , فعالیت هایی که اساس تجارت شما را می سازند .

 

وقتی همه خطوط ذهنی خود را پاک کنید , عدم علاقه مندی کسی باعث قرار گرفتن شما در سختی و موقعیت بد نمی شود و شما را تحت تأثیر قرار نمی دهد .

 

14-از خودتان بپرسید امروز چه کاری می توانید انجام دهید تا بنای تجارت شبکه ای خود را عظیم تر کنید و سپس آن را انجام دهید .

 

15- تلفن بهترین دوست شماست . بر تلفن تسلط پیدا کنید و از آن ثروت به دست بیاورید  اگر از تلفن بترسید , هیچ گاه درآمد مهمی در بازاریابی شبکه ای به دست نخواهید آورد  از تلفن برای پرگویی روسا و خریداران خود استفاده کنید . خودتان باشید رفتار دوستانه داشته باشید و مشتاق و علاقه مند باشید . همیشه لبخند برلب داشته باشید به خصوص وقتی صحبت  می کنید .

 

16- ذهنیت دوراندیش داشته باشید . پیوسته به یگانه و یکتا بودن فکر کنید وراههای تازه ای برای به دست آوردن خریداران و توزیع کنندگان جدید خلق کنید وسپس آنها را انجام دهید .فکرکردن و عمل کردن باید دست دردست هم حرکت کنند .

 

17- بازاریابی شبکه ای برای همه کس نیست . سعی کنید با همه اشخاص درباره این نوع تجارت صحبت کنید زیرا مجبورخواهید شد درمورد شیوه کارکردن در این نوع تجارت با آنها صحبت کنید . شما نمی توانید نوع دیگری از تجارت برای آنها بسازید . بهترین موقعیت شما از درون داستان موفقیت خود شما خلق شود . باید به دنبال کسانی باشید که این تجارت را می خواهند و آمادگی پذیرش و فراهم کردن آنچه را شامل آن  می شود دارند . به همین دلیل و به همین سادگی , شما تنها یک جورکننده هستید نه یک فروشنده .

 

18- دقیقا از همین جایی که هستید آغاز کنید . شما نمی توانید موقعیت مالی خود را با خانه ساختن روی آن و پوشاندن آن یابا شکایت کردن از آن عوض کنید . تنها چیزی که موقعیت شما را تغییر می دهد , خود شما هستید . حتی اگر کاملا ورشکست شده اید می توانید موقعیت مالی خود را با بازاریابی شبکه ای بهبود ببخشید .

تنها به یاد داشته باشید که ممکن است طول بکشد .احتمالا در این راه سختی و مشقت باید بکشید و همچنین

 خلاق باشید . شما می توانید , در صورتی که هرگز از پا نایستید . فرصت ها همیشه در خلال کار کردن ایجاد

می شوند .

 

19- راستگو باشید و از قرار دادن همه فرصت ها بر پایه حرص و طمع خودداری کنید .

 

20- از خدا کمک بطلبید . برای برکت کارهایتان , معرفت , دوام , استحکام , نیروداشتن , خلاق و مبتکر بودن دعا کنید . او از شما محافظت و نگهبانی خواهد کرد با همه منابعی که به آن نیاز دارید , برای همه زندگی تان نه فقط برای این کار (بازاریابی شبکه ای) .

 

وقتی یک بازاریاب شبکه ای موفق شدید , به یاد داشته باشید که شما تنها فرد موفق دراین کار نیستید .

سپاسگذار و حق شناس باشید . به نفس خود اجازه ندهید که شما را حقیر کند . ارزش ها همیشه پیش از

 سقوط و هبوط پیدا می شوند .

 

فراموش نکنید که از کجا آمده اید . به دیگران هم کمک کنید تا به موفقیتی معادل موفقیت و کامیابی شما برسند .

 

    

 

تا می توانی در تاریکی شمعی روشن کن

  

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: از رموز موفقیت |

تفاوت اراده ی انسان معنوی با انسان‌هایی كه معنوی نیستند !... 

تفاوت اراده ی انسان معنوی با انسان‌هایی كه معنوی نیستند !...

بعد ارادی انسان‌های معنوی با انسان‌هایی كه معنوی نیستند، چه تفاوت دارد؟ یعنی انسان معنوی در پی چه چیزی است كه انسان‌های عادی در پی آن چیز نیستند؟ البته در این باره فراوان بحثها شده است. از قدیم‌الایام عارفان، بنیانگذاران ادیان و مذاهب، اشخاصی كه اهل معنا بودند در این باب سخن‌هایی گفته‌اند. اما چیزی كه به نظر من می‌رسد این است كه اگر بخواهیم تفاوت انسان معنوی با انسان غیرمعنوی را در بعد ارادی بازگو كنیم چهار تفاوت عمده را باید ذكر كنیم. اینكه می‌گویم بعد ارادی، برای این است كه هركدام از ما سه بعد داریم:

۱. بعد معرفتی یا عقیدتی و یا شناختی: یعنی مجموعه باورها، عقاید، آرا و افكاری كه داریم. خواه درست، خواه نادرست، خواه صواب و خواه خطا. مجموعه آنچه كه می‌دانیم یا گمان می‌كنیم می‌دانیم، مجموعه آنچه كه باور داریم.

۲. بعد عاطفی و احساسی: یعنی چیزهایی كه از آن لذت یا رنج می‌بریم. مجموعه احساسات و علایق، عشق‌ها، نفرتها، دوستی‌ها و دشمنی ها، امیدها، ناامیدی‌ها، خشم‌ها و خشنودیهای ما به بعد عاطفی یا بعد لذات و آلام ما بستگی دارند.

۳. بعد ارادی: یعنی اینكه ما چه خواسته‌هایی داریم، احساس نیاز به چه چیزی می‌كنیم. طبعاً هرچه كه خواسته‌ی ما باشد و ما به آن احساس نیاز كنیم در مقام اراده به سوی او منعطف هستیم یعنی تصمیم بر رسیدن به آن چیز داریم.

هیچ چیز در درون شما نیست كه در این سه ساحت قابل رده بندی نباشد: ساحت معرفتی، عاطفی، ارادی. حالا بحث من در ساحت سوم یعنی ساحت ارادی است. یعنی بحث این است كه انسان معنوی چه می‌خواهد كه ما نمی‌خواهیم؟ انسان معنوی چهار چیز می‌خواهد. (توجه كنید كه من اصلاً تعبیر دینی به كار نمی‌برم. تعبیر عرفانی هم به كار نمی‌برم. اینكه من چرا از تعبیر معنویت استفاده می‌كنم، اكنون جای توضیحش نیست ولی به هرحال بنده، هم بین معنویت و عرفان تفاوتهایی می بینم، هم بین معنویت و دین، و تمام تأكیدم بر بعد معنویت است.) در بعد ارادی این چهار چیز مهم است. انسان معنوی انسانی است كه می خواهد:

اولاً، خودش را بشناسد
ثانیاً، خودش باشد
ثالثاً، خودش را باشد
رابعاً، خودش را بهتر كند.

من درباره این چهارچیز توضیح می‌دهم. انسان معنوی یك تفاوت جدی با ما دارد. ما انسان‌ها كمتر در پی این هستیم كه خودمان را بشناسیم كمتر در پی این هستیم كه ببینیم چه نقاط قوت و چه نقاط ضعفی در ما هست. چه امكان‌ها و استعدادهایی در من هست. تفاوتهایی كه با دیگران دارم در چه ناحیه‌ای است. چون آنچه من را «من» می‌كند تفاوتهایی است كه با شما دارم نه شباهتهایی كه با شما دارم. انسان‌های عادی در پی شناخت خودشان نیستند. سقراط در میان فیلسوفان دوران باستان، نخستین فیلسوفی بود كه می‌گفت ورود به فلسفه با دو شعار آغاز می‌شود. هركه این دو شعار را اولاً «فهم» نكرده و ثانیاً «قبول» نكرده است، فیلسوف نیست؛ هرچه قدر هم با مباحث فلسفی آشنا باشد و بر آنها تسلط داشته باشد. سقراط می‌گفت انسان از وقتی آغاز به فیلسوف شدن می‌كند كه این دو شعار را شعار زندگی‌اش قرار بدهد: اولاً اینكه «خود را بشناس» و دوم اینكه «زندگی نیازموده را نباید زیست». زندگی نیازموده یعنی چه؟ یعنی زندگی‌ای كه من و امثال من داریم. در زندگی من و امثال من اگر كسی بخواهد دلیل كاری كه كرده‌ایم، دلیل سخنمان، سكوتمان، رفتنمان، آمدنمان، صلح و جنگ و آشتی و … ما را پیدا كند، یا به واسطه‌ی مسائلی است كه پدران و مادرانمان به ما آموخته‌اند یعنی تعلیمات دوران كودكی یا القائاتی است كه معلمان و مربیان ما در آموزشگاهها و مدارسی كه در طول عمرمان گذرانده‌ایم به ما آموخته‌اند یا عادتهاست یا افكار عمومی است یا تقلیدها و تعبدهاست. اینهاست كه زندگی را اینگونه شكل می‌دهند. هركدام از ما اگر در خودمان كندوكاو كنیم می‌بینیم كارهایی كه می‌كنیم یا تحت تأثیر (1) تلقینات پدر ومادرمان است یا تحت تأثیر (2) القائات معلمان و مربیانمان است یا تحت تأثیر (3) عادات است یا تحت تأثیر (4) افكار عمومی یا (5) تقلید و تعبد. مثلاً چون آقای فلانی گفته الف، ب است پس من هم معتقدم الف ب است. چون فلانی گفته فلان خوب است پس من هم معتقدم فلان خوب است. نقطه‌ی مشتركی كه در این پنج عامل هست این است كه هیچكدام از اینها را خودمان نیازموده‌ایم و در همه اینها، به حرف دیگری گوش داده‌ایم. اما بچه در دوران بچگی هیچوقت اینطور نیست. بچه حداقل باید یك بار دستش بسوزد تا باور كند فلان چیز می‌سوزاند. یعنی زندگی‌اش آزموده است. ولی متأسفانه از سن نه سالگی، این خاصیت را كه بزرگترین خاصیت آدمی است، از دست می‌دهیم و نیازموده زندگی می‌كنیم. هیچ مسأله‌ای را خودمان نیازموده‌ایم همه «می‌گویندهای دیگران» است كه زندگی‌مان را در مجراها و دهلیزهای خاصی پیش می‌برد. سقراط می‌گفت زندگی وقتی ارزش زیستن دارد كه خودم بتوانم گام به گام بگویم خودم آزمودم و به این نكته رسیدم و بر مقتضای این نكته سیروسلوك می‌كنم.

... و خود سقراط نظرش این بود كه اگر كسی به این دو شعار رسیده باشد، به این معنی كه اولاً این شعار را فهم كرده باشد و بعد آن را قبول كرده باشد، زندگی فیلسوفانه را آغاز كرده، هرچند مكتب هم نرفته باشد و هركه این دو شعار را قبول نداشته باشد، فیلسوف نیست هرچقدر هم كتاب نوشته باشد، رساله نوشته باشد و مقامهای آكادمیك و دانشگاهی داشته باشد حالا من از این دو شعار به شعار اولش توجه دارم: شعار «خود را بشناس». انسان معنوی اول قصد و اراده‌ای كه كرده است این است كه می‌خواهد خودش را بشناسد. می‌خواهد بفهمد كه «من» یعنی چه؟ در یك خودشناسی البته انسان باید خیلی چیزها را پس و پیش بگذارد. چرا؟ چون اگر من بخواهم خودم رابشناسم باید توجه كنم كه یك وقت من‌های دروغین خودم را به جای خودم نگیرم. چون لااقل پنج «من» وجود دارد:

1.       «من»‌ی كه واقعاً وجود دارد
2.       «من»، آنگونه كه خودم تصور می‌كنم. تصوری كه ازخودم دارم.
3.       «من»، آنگونه كه دیگران تصور می‌كنند.
4.       «من»، آنگونه كه تصور می‌كنم دیگران تصورم می‌كنند
5.      «من» آنگونه كه تصور می‌كنم كه دیگران تصور می‌کنند که من خودم آن تصور را در مورد خودم دارم.

به تعبیری كه «توری» روانشناس اجتماعی معروف امریكایی می‌گفت اینها درمیان ما كاملاً به‌هم آمیخته است. می‌دانید بیشتر با چه «من»ی داریم زندگی می‌كنیم؟ اگر دقت كنید می‌بینید بیشتر ما با تصوری كه دیگران از ما دارند در حال زندگی هستیم واین بدان معنی است كه ما خودمان را نمی‌شناسیم. ما درواقع داریم فیلمی بازی می‌كنیم كه دراین فیلم نقشی را كه ما باید بازی كنیم، دیگران تعیین كرده‌اند و از این نظر است كه من همیشه جوری دارم زندگی می‌كنم كه شماها امر خلافی از من نبینید، امر خلاف توقعی از من نبینید. انسان معنوی اصلاً كاری به این ندارد كه دیگران چه تصوری از او دارند. اصلاً كاری به این ندارد خودش چه تصوری از تصور دیگران درباره‌ی خودش دارند و باز كاری به این ندارد كه دیگران چه تصوری از تصور خودش برخودش دارند. فقط تمام هم وغمش این است كه من واقعاً چه هستم؟ نقاط قوتم چه هست و نقاط ضعفم چه هست؟ استعدادها و نیروهای من چه هستند؟ امكانهای من چه هست و آن چه می توانم بشوم و هنوز نشده‌ام چه هستند؟ آن چه می‌توانستم بشوم و شده‌ام و نبایستی می‌شدم، آن چه هست؟ این یك خودكاوی جدی است واین آهنگ، نخستین گام انسانهای معنوی است. انسان معنوی می‌خواهد دراین گرد و غباری كه خودش، خودش را نمی‌شناسد، بتواند خودش را بشناسد و باید این گرد و غبار را فرونشاند. فرونشاندن این گرد و غبار یعنی اینكه از این به بعد من درباره خودم به هیچ تصوری كه دیگران دارند توجه نمی‌كنم و این بدان معنی نیست كه دیگران برای من بی‌قدرند. اتفاقاً خواهم گفت كه نزد انسان معنوی، انسانهای دیگر هم به اندازه خودش قدر دارند. اما اجازه نمی‌دهد تصورات دیگران درباره او جایگزین تصور واقعی كه او باید از خودش داشته باشد، بشود. بنابراین، «خود را بشناس»، دعوت به نوعی خویشتن‌بینی ناشی از خودكاوی است كه من ابتدا خودكاوی كنم تا بعد خودم را عریان ببینم؛ بدون گرد و غباری كه آثاری از نظرات دیگران درباره من در من ایجاد كرده است.

بعد از این، انسان معنوی به یك اراده دومی هم می‌رسد كه من علاوه بر اینكه باید خودم را بشناسم، باید خودم باشم و این «خود بودن» بسیار بسیار اهمیت دارد. خود بودن به این معنی است كه من هرچه كه در درونم تحقق پیدا می‌كند باید در بیرون هم درمن جلوه پیدا كند. یعنی باید «بود» من با «نمود» من مثل این دو دستم با هم ارتباط داشته باشد. من در درونم چه هستم، در بیرونم همان را بنمایم. این فاصله افتادن میان بود و نمود، فاصله افتادن میان باطن من و ظاهر من، فاصله افتادن میان آنچه كه من می‌اندیشم، آنچه احساس می‌كنم و آنچه می‌خواهم و آنچه كه در بیرون یا می‌گویم یا می‌نویسم یا می‌كنم، این فاصله افتادن سم مهلكی است برای انسان. انسان معنوی باید ظاهر و باطنش انطباق كامل داشته باشد؛ یعنی هیچ شكافی ظاهر او را از باطنش جدا نكند. همه كسانی كه مثل من اهل معنا نیستند كم و بیش دچار یك چنین شقاق شخصیت، شكاف شخصیت یا یك چنین شیزوفرنی هستند. یك چنین شیزوفرنی در ما وجود دارد، واقعاً وجود ما منشق به دو شق است یكی آنچه كه هستیم ودیگری آنچه كه می‌نماییم. وقتی كه من عقیده دارم الف ب است ولی بر زبانم جاری می‌شودكه الف ب نیست یا برقلمم جاری می‌شود كه الف ب نیست، بین ظاهر و باطن من شكاف ایجاد شده است. وقتی كه من از الف لذت می برم و به شما می‌گویم كه از ب لذت می‌برم، از الف لذت می‌برم ولی به شما می‌گویم از الف درد و رنج می‌كشم، در این صورت باز بین ظاهر و باطن من فاصله افتاده است. این فاصله نیفتادن بین ظاهر و باطن یعنی اینكه من خودم باشم و در طول زندگی در حال فیلم بازی كردن نباشم. یك مادری كه واقعاً در صحنه زندگی با جسد بچه‌اش مواجه می‌شود به سرش می‌زند و گریه و ناله سرمی‌كند با یك مادری كه در فیلمی دارد نقش یك مادر داغدار فرزند از دست داده را بازی می‌كند فرق دارد. فرق این است كه آن مادر در ظاهر و باطن دارد این كار را می‌كند ولی این هنرپیشه تنها در ظاهر این كارها را می‌كند و در باطن فكرهای دیگری دارد. ما همگی درحال فیلم بازی كردن هستیم. همه ما در باطن خودمان چیزهایی می‌گذرد و در ظاهرمان چیزهایی دیگر جریان پیدا می‌كند. بین «بود» ما و «نمود» ما، بین «وجود» ما و «ظهور» ما و بین «كمون» و «بروز» ما یك شكاف جدی وجود دارد. این شكاف همان شكافی است كه در لسان دینی به آن می‌گویند «نفاق». نفاق در عربی یعنی شكاف. وقتی می‌گویند كسی منافق است یعنی بین ظاهر و باطنش شكاف وجود دارد و در لسان اخلاقی ما به این می‌گوییم «بی‌صداقتی». صداقت یعنی ظاهر و باطن بر یكدیگر انطباق پیدا كردن. یعنی واقعاً هر چه می‌گویم به آن اعتقاد داشته باشم. هرچه می‌نویسم به آن اعتقاد داشته باشم. هرچه می‌كنم، چیزی است كه اعتقاد دارم كه باید بكنم. این صداقت به این معنی جلوی بسیاری از خلافها را می‌گیرد كه اولی «ریا»ست. ریا درست خلاف صداقت است. ریا یعنی اینكه من دارم ظاهرسازی‌ای می‌كنم درست مخالف آنچه در باطن من است. دومین خلاف، دروغ گفتن است. در دروغ من به چیزی اعتقاد دارم، ولی چیز دیگری بر زبانم جاری است. دروغ یكی ازمظاهر بی‌صداقتی است. انسان معنوی از این شكاف كاملاً دور است. انسان معنوی می‌خواهد خودش باشد و بنابراین به هیچوجه نمی‌خواهد فیلم بازی كند. هرچه می‌گوید همانی است كه به آن اعتقاد دارد و هرچه بر زبان و قلمش جاری می‌شود، همین است و بنابراین اهل ریا نیست، اهل دروغ نیست، اهل فریب نیست و اهل چاپلوسی نیست و از این چهار مسأله بنیان برافكن زندگی كه ناشی از بی‌صداقتی است، مبرا ست. ما هم اهل ریا هستیم، هم اهل دروغیم و هم اهل فریب و هم اهل چاپلوسی و این چهار آفت به این دلیل است كه مابین ظاهر و باطنمان فاصله افتاده است. انسان معنوی در گام دوم از گامهای ارادی‌اش، اراده می‌كند كه این فاصله را كم كند تا آنجایی كه می‌تواند كم كند واگر خیلی هم بخت یار باشد و خیلی موفق باشد این فاصله را به صفر می‌رساند و این همان چیزی است كه در معنویت به آن «خلوص» گفته می شود. خلوص یعنی ظاهر و باطن پاك و آراسته و تفاوتی بین ظاهر و باطن وجود ندارد نه مغشوش می‌كند ظاهر باطن را ونه مغشوش می‌كند باطن ظاهر را. این همان چیزی است كه فیلسوفان اگزیستانسیالیسم از آن تعبیر می‌كنند به «اصالت»، در روزگار ما (Authenticity) یعنی اصالت. انسان اصیل انسانی است كه هیچ وقت نمی‌خواهد كاری كند خلاف آن چیزی كه در درونش می‌گذرد، چیزی را كه خلاف آن چیزی است كه در درونش هست. ما به این معنی اصیل نیستیم، ما اصالت نداریم و چیزهایی كه ازما ظاهر می‌شود واقعاً فاصله دارد با آن چیزهایی كه از ما در درونمان تحقق یافته است. این اصالت شرط لازم یك زندگی معنوی است اگرچه شرط كافی نیست؛ ولی به جد گرفتن آن بسیار بسیار تأثیرگذار است. حالا بحث اینكه اگر من اصیل باشم حتی با همنوعان خودم چه تفاوتهای كیفی رخ می دهد به بحث قسمت پنجم برمی‌گردد و الآن به آن نمی‌پردازم.


بخشی از مقاله بلند معنویت و انسان جدید نوشته مصطفی ملکیان

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: ارده انسان و ... |

بدانید از رموز موفقیت 

بدانید از رموز موفقیت

به نظرم يكي از مهمترين رموز موفقيت در زندگي و كار «برخورداری از اطلاعات بيشتر» است. وقتی دانش و اطلاعات شما بيشتر باشد، تصميم درست تري اتخاذ مي‌كند كه اين هم به نفع شماست و هم به نفع سازمان يا شركت شماست. سي سال پيش، تلفن همراه وجود نداشت، فكس وجود نداشت، اينترنتي در ميان نبود و كامپيوترها به اين اندازه نبودند كه فقط روي يك ميز فضاي كمي به خود اختصاص دهند يا حتي قابل حمل باشند. اما سي، پنجاه يا حتي يكصد سال پيش مي‌توانستيد افرادي را بيابيد كه در كار و زندگي‌شان موفق بوده اند: آنها چه مي‌كردند كه به موفقيت دست مي‌يافتند؟ آيا در اتاق پشتي فروشگاه يا شركت‌شان، يك دستگاه كامپيوتر نوت بوك داشتند كه به شبكه‌ی اينترنتي مخفي آن زمان متصل بود؟ نه! چنين چيزی آن زمان امكان پذير نبود. ما داريم حتي در مورد زمانی صحبت می كنيم كه روزنامه‌ها آنقدرها هم فراگير نشده بودند و صنعت چاپ يك صنعت مدرن و مكانيزه مثل امروز نبود. اما اگر در مورد افراد موفق تحقيق كنيد خواهيد ديد كه موفق‌ترين آنها دارای شبكه‌اي قوي از ارتباط با افراد موفق ديگر بودند. افراد موفق در كار و زندگی فقط اجازه مي‌دادند كه افراد موفقي چون خودشان دور و برشان باشند، با آنها معاشرت مي‌كردند و از آنها چيز مي‌اموختند. اين خودش يك راز موفقيت است كه نسل به نسل و سينه به سينه اين راز را به يكديگر انتقال مي‌دادند.

تحقيق كنيد و ببينيد كه افراد موفق كساني بودند كه اطلاعات و اخبار و دانش و تجربه ی ديگران را به سوي خود جذب مي‌كردند. چگونه؟ خيي ساده : آنها جوياي علم و دانش و اطلاعات بودند. به راحتي و بدون خجالت و رودربايستي آنچه نمي‌دانستند را از آگاهان و ناظران مي‌پرسيدند. پس يك راز موفقيت ديگر همين است كه اگر چيزي را نمي‌داني بپرسيد و بعد در باره آنچه به دست مي‌آوريد،‌ پرس و جو كنيد و اطلاعات خودتان را افزايش دهيد.

افراد موفق، افراد موفق ديگر را زير نظر مي‌گيرند و منابع خبری و اطلاعات و تجربه‌های آنها را شناسايي مي‌كنند و خودشان در صدد اين برمي‌آيند كه با آن منابع ارتباط برقرار كنند. در قديم، زماني كه اين تكنولوژی نوين كنوني در اختيار نبود، مثلاً در دوره ی كشاورزي، پدران به فرزندان (اكثراً پسران) اين دانش و اطلاعات و تجربيات را منتقل مي ساختند، در دوره ی صنعتي، پدران ديگر توانايي اين را نداشتند كه همه ی اطلاعات را به فرزندانشان بدهند بنابر اين آنها را راهي كارگاهها و دانشگاهها مي‌كردند تا مهارت هاي لازم را از استادان فرابگيرند. ما اكنون در عصر و دوره‌اي هستيم كه به آن عصر اطلاعات و ارتباطات مي‌گويند، عصري كه من آن را عصر گرداب گسترده گيتي مي‌دانم (كه ماهيت جذب كردن دارد و بي چون و چرا همه را در نهايت به سمت و سوي خود جذب مي‌كند.) در اين عصر، افراد موفق، افرادي هستند كه خيلي سريع و حرفه‌اي مهارت‌ها را به صورتي خودآموخته فرا مي‌گيرند و به كار مي‌بندند. پدران و دانشگاه‌ها واقعاً و در عمل نمي‌توانند همه ی آنچه افراد به آن نياز دارند را بدهند، پدران اگر بتوانند فقط مي‌توانند حمايت كنند و تشويق، استادان فقط مي‌توانند راه را نشان بدهند و فرزنداني كه جويای علم و دانش و موفقيت هستند بايد اقدام كنند به جستجو و كاوش در منابع عظيم اطلاعات موجود و فراگرفتن آنچه بايد بدانند.

پس يكي از ديگر رموز موفقيت اين است جستجو كنيم و خودمان، خودمان را آموزش دهيم با استفاده از منابع علمي و كاربردي موجود (مواد و مطالب و كتب آموزشي و منابع انساني آموزشي). اينترنت، امروز فضايی است كه شما مي‌توانيد در آن همه‌ی اين كارها را انجام دهيد. من اين را معجزه‌ی موفقيت مي‌دانم. بگذاريد يك مثال بزنم. در اينترنت در حال حاضر ميليونها سايت موجود است با ميلياردها صفحه اطلاعات، هزاران هزار نفر از بهترين استادان و دانشمندان به آن متصل هستند كه هريك منابع خاص و تخصصي خود را يافته‌اند و خود را با استفاده از آن منابع به روز مي‌كنند. دقيق كه نگاه كنيم، آنها را افراد موفقي خواهيم يافت و طبق آنچه در بالا گفتم كافي است خودمان را به آنها و نيز به منابع آنها نزديك كنيم و از اين ارتباط و اتصال براي دستيابي به موفقيت‌هاي خود استفاده كنيم.

اخبار و اطلاعات را دريافت كنيد و با آنها به روز باشيد و مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد. اين هم راز ديگري است از موفقيت. به اين ترتيب بعد از مدتي مي‌توانيد با رقبا به رقابتي سالم بپردازيد چرا كه ممكن است تحليل شما از قضايا درست تر باشد به خاطر تنوع بيشتري كه از منابع اطلاعاتي و اخبار خود داشته ايد.

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: از رموز موفقیت |

چگونه با مشتری تماس برقرار کنیم؟  

 

به این سوال پاسخ دهید : هدف یک شغل یا بیزینس چیست..؟ هر شغلی که در جهان وجود دارد؟
شاید پاسخ شما چیزی مانند این باشد ، " کسب درآمد" یا " سودآوری" یا "پولسازی".

اگر پاسخ شما این می باشد بدین معنی است که شما فقط به خودتان فکر می کنید پس از مخاطبتان چه انتظاری دارید؟ به شما گوش کند و محصولاتتان را خرید کند یا در جلسۀ معارفۀ (presentation) شما شرکت کند؟ شما باید به آنها و مشکلاتشان اهمیت دهید. یعنی خوب گوش کنید و بعد از اینکه از گذشتۀ آنها و مشکلاتشان مطلع شدید در صدد رفع نیاز آنها یا مشکلاتشان باشید . با این نگرش حالا می توانم شش مرحله برقراری تماس با مشتری را به شرح زیر برایتان بیان کنم. اما باید بدانیم که بدون نگرش فوق انجام شش مرحله زیر کاری بیهوده است:

شش مرحله تماس با مشتریان بالقوه

1. ابتدا هدف خود را از برقراری تماس با مخاطب تعیین کنید: بدانید که به دنبال چه چیزی هستید؟ چه اطلاعاتی می خواهید؟ و چه اطلاعاتی باید بدهید؟ می توانید این اهداف را مدنظر داشته باشید: *آشنا شدن با مشتری - *شناسائی نیازهای مشتری و موقعیت او - *تشویق مشتری برای تشکیل جلسۀ مشترک - *فروش محصول و .......... .

2. بر ترس خود غلبه کنید: می دانید از چه می ترسید؟ از نه شنیدن . اما نه شنیدن امری عادی است که همواره در اولین تماس با مخاطبتان وجود دارد. مطمئن باشید که این نه شنیدن به معنای نخریدن محصولتان نیست. مردم کارها را برای دلایل خودشان انجام می دهند نه ما. آنها بوسیلۀ علاقۀ شخصی خودشان دارای انگیزه هستند. شاید این جمله را شنیده باشید که " چی به من می رسه؟" همچنین بسیاری از مردم از آنچه که به آنها گفته شود انجام دهند یا قانع برای انجام دادن شده باشند مقاومت می کنند ، اما آنها دوست دارند یاد بگیرند چگونه انجام دهند یا چه چیزی را انجام دهند. اگر به مردم بخندید آنها هم خنده به شما تحویل می دهند.

3. به صدا و نحوۀ صحبت کردن خودتان دقت کنید: از خصوصیات یک فروشندۀ موفق خودجوش بودن و سرزندگی است. هنگام صحبت کردن با محبت،گرم و شمرده صحبت کنید. صحبت کردن درست باعث می شود تا علاقه و اعتماد به نفس به شخص مخاطب منتقل شود و اعتماد او جلب شود.

4. ارتباط با مشتری را به صورت مداوم در برنامۀ کاری خود قرار دهید: برقراری تماس زمانی مؤثر است که به صورت مداوم انجام شود. در هر مقطع زمانی مشتریان بالقوه شما را فراموش می کنند چرا که مشغلۀ کاری این فرصت را به آنها نمی دهد که با شما تماس بگیرند. تماس مداوم با مشتری اصل مشتری مداری است و باعث می شود تا مشتری اطمینان پیدا کند که شما به او اهمیت می دهید البته این بدان معنی نیست که در او چنین تصوری را ایجاد کنید که به او محتاج هستید بلکه باعث ایجاد یک احترام دوسویه می شود. اگر توانسته اید با مشتری خود رابطۀ دوستی ایجاد کنید حتی یک احوال پرسی ساده هم بسیار مؤثر است و یا تشکر از او و یا ارسال کارت تبریک در ایام خاص.

5. در برقراری تماس سعی کنید وقت زیادی هدر نشود: سعی کنید بر زمان به صورت بهینه و مناسب کنترل داشته باشید تا بتوانید تعداد تماس های بیشتری در واحد زمان داشته باشید.

6. پیگیری را فراموش نکنید: با اولین تماس امکان اینکه به نتیجۀ دلخواه خود برسید تنها 44% خواهد بود. به طور کلی گفته می شود که فرآیند فروش به شش مرحله تقسیم می شود . همانطور که گفتم در مرحلۀ اول 44% امکان فروش وجود دارد. در مرحلۀ دوم این مقدار به 16% می رسد . مرحلۀ سوم 14% ، مرحلۀ چهارم 12% ، مرحلۀ پنجم 8% و در مرحلۀ ششم تنها احتمال 3% امکان فروش محصول مهیا می شود. برخی از افراد موضوع پیگیری در بازاریابی را یک عمل به دور از اخلاقیات تلقی می کنند و تصورشان بر این است که بازاریاب مشتری را تحت فشار می گذارد. اغلب آنها تا به حال نه فروشنده بودند نه مطلبی راجع به آن خوانده اند و این در حالی است که خودشان اجناسشان را طی همین پی گیری خرید می کنند و بدون اینکه متوجه باشند پروسۀ بازاریابی روی آنها انجام می شود و در نهایت نیازشان برطرف می شود و بازاریاب یکی دیگر از مشکلاتشان را طی همین پی گیری حل می کند.

امیر آزادی

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: ارتباط با مشتری |

بيوگرافي دكتر عليرضا آزمنديان 

دكتر عليرضا آزمنديان در سال 1332 در يك خانواده مذهبي در تهران به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در مدارس اسلامي و از جمله دبيرستان علوي تهران طي كرد و در رشته رياضي به‌ عنوان يكي از دانش‌آموزان نمونه از دبيرستان علوي تهران فارغ‌التحصيل شد. وي تحصيلات دانشگاهي را در مقطع ليسانس در دانشگاه صنعتي شريف و در رشته مهندسي مكانيك طي كرد و در سال 1355 فارغ‌التحصيل شد و پس از خدمت سربازي هم‌زمان با آغاز پيروزي انقلاب اسلامي ايران در صدا و سيما به‌ عنوان خبرنگار سياسي و اقتصادي مشغول به كار شد. وي توفيقات زيادي در حرفه خبرنگاري به‌دست آورد و با تهيه گزارش‌هايي از اوضاع و احوال سياسي و اقتصادي كشور و سفر به تمام نقاط ايران و پاره‌اي از كشورهاي جهان، شناخت خوبي نسبت به مسايل مردم به‌دست آورد و با حضور در جبهه‌هاي جنگ و تهيه گزارش‌هاي تلويزيوني از علميات جنگي، دلاوري‌هاي رزمندگان اسلام را در نبرد حق عليه باطل به تصوير كشيد.

وي پس از 6 سال كار پر تلاش و شبانه‌روزي در صدا و سيما در سال 1364 براي ادامه تحصيل به آمريكا سفر نمود و فوق ليسانس را در رشته مهندسي صنايع با گرايش مديريت مهندسي و مقطع دكترا و فوق دكترا در رشته مهندسي صنايع در سيستم‌ها در دانشگاه كاليفرنياي جنوبي ادامه داد و در عين حال در رشته‌ تخصصي خود در دانشگاه‌هاي آمريكا به تدريس پرداخت.

دكتر آزمنديان به سمت مدير عامل شبكه تلويزيوني آفتاب متعلق به جمهوري اسلامي ايران در نيويورك برگزيده شد و مدت 4 سال در اين سمت به بالا بردن سطح فرهنگ ايرانيان مقيم آمريكا همت گماشت.

دكتر عليرضا آزمنديان ضمن 12 سال تحقيق و تدريس در دانشگاه‌هاي آمريكا و در عين حال با مطالعات علمي پيرامون قدرت فكر به تبادل اطلاعات با دانشمندان اين رشته پرداخت و ضمن شركت در كنفرانس‌هاي علمي تكنولوژي فكر سال‌ها در راستاي توسعه اين پديده بزرگ قرن تحقيق و تدريس نمود و سرانجام براي انتقال دستاوردهاي بي‌نظير تكنولوژي فكر به هموطنان ايراني خود در سال 1376 به ايران مراجعه كرد.

وي ضمن عضويت در هيأت علمي دانشكده فني دانشگاه تهران به تأسيس مؤسسه فرهنگي علمي پديده فكر اقدام كرد و با تشكيل كلاس‌هاي تكنولوژي فكر به بسط و گسترش اين تكنولوژي در ايران پرداخت و با تحولات بزرگي كه در نظام فكري و باورهاي دانشجويان خود ايجاد كرد، زندگي آنها را بكلي متحول ساخت.

استاد عليرضا آزمنديان پس از سفر به بيش از 30 كشور جهان از جمله كشورهاي آسيايي، آفريقايي، اروپايي، آمريكا و كانادا و مطالعه مباني ذهن، قدرت بي‌كران فكر انسان و با اشراف به مكانيسم‌هاي فكر، باور و برنامه‌ريزي سيستم ضمير ناخودآگاه انسان و با بكارگيري تكنيك‌هاي درست ارتباطات و تكنولوژي فكر، امروز در خدمت مردم عزيز ايران است تا با استفاده از دستاوردهاي علمي خود ضمن ايجاد تغييرات اساسي در نظام فكريشان، به پالايش شخصيت‌هاي آنان پرداخته و با ايجاد تحولي شگرف در آنها، انسان‌هاي شاد و بشاش، هدفمند، با انگيزه، توانمند و مصمم، باشخصيت و با اعتماد به نفس كامل و با عشق و اميد براي زندگي عالي و پر حاصل براي ايران اسلامي ما تربيت كند.

دكتر عليرضا آزمنديان با برگزاري كنفرانس‌ها و دوره‌هاي تكنولوژي فكر براي مديران، معلمان، دانشجويان، كارمندان و ساير اقشار تأثيرگذار جامعه، نه تنها نظام فكري و روحي آنان را متحول ساخته است، بلكه با اجراي تكنيك‌هاي مديريت فكر، در بالا بردن كارايي و بهره‌وري انساني آنان، تأثير بسزايي گذاشته است.

كاركنان بنياد بين‌المللي علمي و فرهنگي « فكر بزرگ » و مؤسسه « پديده فكر » بر اين باورند كه با اشاعه اين تكنولوژي در ميان مردم ايران و متحول شدن نظام فكر و باور فرد فرد آنان، به سربلندي و عظمت ايران اسلامي كمك شاياني مي‌نمايند.

منبع: سايت مؤسسه فرهنگي علمي پديده فكر

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: بیو گرافی دکتر آزمندیان |

نرم افزار بازی و آموزش پیمپو و خورشید خانم 


               نرم افزار بازی و آموزش پیمپو و خورشید خانم

شماره کالا: ampm0001
محصول: نرم افزار بازی و آموزش پیمپو و خورشید خانم
بهای کالا: 13000 (0% مالیات = 0)
شرح:

در این نرم افزار به پیشنهاد کارشناسان روانشناسی از شیوه آموزش غیر مستقیم استفاده شده است
چرا که در آن خستگی حاصل از آموزش به حد اقل و باز دهی به حد اکثر می رسد
یعنی فرزند شما بازی می کند بدون آنکه متوجه باشد آموزش می بیند

سی دی های بازی و آموزش:
آموزش الفبا
اعداد
آزمایش هوش
دیدن و فهمیدن
افزایش توانایی ها
وسایل کمک آموزشی:
پوستر یادگیریی الفبا
کتاب رنگ آمیزی الفبا و اعداد
دفتر نقاشی و سرگرمی
راهنمای روانشناسی (ویژه اولیا)

 

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |

چت پاسارگاد 

افتتاح چت پاسارگاد: با تلاش تیم آی تی پاسارگاد چت روم آماده استفاده برای دوستان پاسارگادی می باشد. نحوه استفاده از این چت روم به این صورت است که با قرارقبلی یکی از مسئولین شرکت در زمان مشخصی آنلاین می شود و پاسخگوی سوالات شما عزیزان می شود. برای شروع شنبه 26/12/85 ساعت 21 الی 22 شب مدیر آی تی شرکت آماده چت کردن با شما می باشد
نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

مانتو در فروشگاه 1و 2 

مانتو 1 poma0001 مانتو 1 128000
   
مانتو 2 poma0002 مانتو 2 108000
   
مانتو 4 poma0004 مانتو 4 95000
   
مانتو 5 poma0005 مانتو 5 95000
   
مانتو 6 poma0006 مانتو 6 77000
   
مانتو 7 poma0008 مانتو 7 52000
   
مانتو 8 poma0007 مانتو 8 77000
   
مانتو 9 poma0009 مانتو 9 48000
   



 

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

بلیط سمینار 

خبر فوری: برگزاری سمینار مدیریّت نوین در قرن 21 ، به همت گروه آموزش پاسارگاد و با سخنرانی برایان تریسی .  زمان:خرداد ماه سال 86 لینک خبر در سایت برایان تریسی

دانلود نحوه ی خرید بلیط سمینار برایان تریسی

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

مسابقه 

خبر مسابقه: به اطلاع تمامی عزیزان می رسانیم: در راستای رقابتی سالم، شرکت در نظر دارد مسابقه بزرگی را از تاریخ 01/12/85 لغایت 04/03/86 (روز پایان سمینار برایان تریسی) برگزار نماید. بدین ترتیب که هر شخص که در یکی از رنجهای تعادلی ذیل قرار داشته باشد در پایان بازه زمانی بالاترین تعادل را داشته باشد بترتیب در گروه اول به 8 نفر برتر از لحاظ رشد تعادلی، گروه دوم 7 نفر برتر، گروه سوم 6 نفر برتر ، گروه چهارم 5 نفر برتر، در گروه پنجم به 4 نفر برتر، هدیه یک هفته اقامت در اسپانیا با هزینه شرکت تعلق خواهد گرفت. این جوایز در روز پایانی سمینار به افراد اهدا می گردد.

گروه اول 0-15 # گروه دوم 15-45 # گروه سوم 45-100 # گروه چهارم 100-200 # گروه پنجم 200 به بالا

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

ارتباط با شرکت 

دوستان پاسارگادی توجه کنند که همواره اعلام شده است که جهت پی گیری کارهایشان با ایمیل های مربوط به مدیر همان واحد ها تماس بگیرند و از تماس مستقیم با شرکت خودداری کنند ، مگر در صورت عدم پاسخگویی مدیر آن واحد که شما می توانید از طریق تلفن تماس شرکت و گفتگو با مدیر روابط عمومی شرکت وضعیت ایمیل خود را پی گیری نمایید

Management@pasargadsc.net جهت ارتباط مستقیم با مدیر شرکت *

Delivery@pasargadsc.net جهت ارتباط مستقیم با مدیر تحویل کالا *

Shopping@pasargadsc.net جهت ارتباط مستقیم با مدیر فروشگاه *

ITSupport@pasargadsc.net جهت ارتباط مستقیم با مدیر واحد فناوری اطلاعات

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

unicef 

ایران پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک را در سال 1373 (1994 میلادی)، با قید شرط کلی، تصویب کرد و تا به حال دو بار به کمیته حقوق کودک گزارش داده است. مجلس ایران نیز امضای پیمان‌ "رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان" را در سال 1382 (2003 میلادی) تصویب کرد، اما اجرای آن منوط تصویب نهایی از جانب .دستگاه دولتی بالاتری می باشد.حمایت از کودکان متمرکز بر مسائلی چون حمایت از کودکان دربرابر سوء‌استفاده و آزار و اذیت به علاوه حمایت از اصلاحات قانونی و سیاست‌گذاری در این زمینه. 

آموزش دختران و توانمندی زنان با هدف توانمندسازی زنان و تضمین کیفیت آموزش پایه مناسب برای دختران محروم از طریق کاهش محرومیت‌ها.

پیشگیری ازآلودگی به اچ آی وی و ایدز و ایجاد خدمات دوستدار نوجوانان در این زمینه کمک به پیشگیری از اچ آی وی/ایدز از طریق اطلاع‌رسانی و آموزش در جهت ایجاد الگویی قابل تکرار برای خدمات دوستدار نوجوان. 

رشد و تکامل همه جانبه کودکان خردسال بهبود حقوق کودکان زیر 5 سال در زمینه ثبت تولد، سلامت، تغذیه و مراقبت های دوره خردسالی و ایجاد سیاست ملی دوره خردسالی.

برنامه اضطراری مشارکت در تلاش های بازسازی و احیاء بم در پی زلزله ویرانگر دی‌ماه 1382.یونیسف کاملا با مشارکت داوطلبانه افراد، سازمان‌ها، دولت‌ها و بخش‌ خصوصی تامین مالی می‌شود.

کمک مالی شما به ایجاد یک جهان بهتر برای دختران و پسران ایرانی کمک خواهد کرد.محصولات در واقع کلیه محصولات یونیسف با نگرش خاص این سازمان تهیه و تدوین می گردداین محصولات از کیفیت و تنوع بالایی برخوردار است در تهیه این کالا ها با توجه به نوع مصرفشان کوشیده اند که پیام های این سازمان به صورتی ساده و زیبا بیان شوندهنر و زیبایی از شاخصه های اصلی این محصولات استکلیه درآمد های این سازمان از فروش محصولات صرف اقدامات بشر دوستانه ی این سازمان می گرددقیمت این کالا ها به نسبت زیبایی و نوع مصرف بسیار مناسب است و در تمام دنیا به یک مبلغ به فروش می رسدپاسارگاد نیزدر راستای همین امر در سدد بر آمد تا هرچند کوچک سهمی دراین تلاش جهانی برای بهبود سطح زندگی بشر داشته باشدو به زودی با عرضه محصولات یونیسف در فروشگاه خود یکی از نمایندگی ها و تنها نماینده o­nlineفروش محصولات یونیسف در ایران گردد

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

تحویل ویژه محصولات 

زمان تحویل محصولات مدت ۶۰ روز تایین شده است ولی

کلیه ماشین لباسشویی های روی سایت از زمان خرید در مدت 1 هفته تحویل می گردد. 

                                   ماشین لباسشویی جنرال(800)(تحویل ویژه) 

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

فرش ماشینی 

گلدیس کرم 12متری  فر شهای ماشینی به فروشگاه شماره ۲ اضافه شد
نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

Pasargad .vacation 

وقتی به آرامش فکر می کنیم گریزی از اندیشیدن به یک سفر در محیطی آرام را نداریم و اندیشه سفر تصویری از تمام مشکلات سفر را نیز در ما زنده می نماید. از پیدا کردن جا یا به زبان دیگر رزرو هتل گرفته است تا هماهنگی و هزینه ها …. اما عصر جدید شکل و محتوایی جدید را نیاز دارد تا دیگر مشکلات ما را از داشتن یک سفر آرامش بخش محروم نسازد. در همین راستا فروشگاه اینترنتی پاسارگاد به همراه شرکت رهیابان تعطیلات اقدام به تعریفی جدید از خدمات توریستی به صورت بسته های مسافرتی مشارکت زمانی (Time sharing) تحت پوشش دو بیمه داخلی وخارجی به ترتیب سامان و F.N.T.C در راستای خدمت به علاقمندان سفرهای سیاحتی، جهانگردی نموده است.لازم به ذکر است که خرید این بسته های مسافرتی مشارکت افراد را در دو کمپانی بزرگ RCI وDialanexchangeامکان پذیر می نماید.

امید است عرضه این بسته های مسافرتی در سایت فروشگاه گامی کوچک در اعتلاء فرهنگ گردشگری را باعث گردد.

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

پکیج مواد غذایی 

اخبار فروشگاه

تا هفته آینده پکیج مواد غذایی به فروشگاه یک اضافه می شود17/11/85



نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

محصولات لکسون در فروشگاه 1 

اخبار فروشگاه



پویایی خلاقیت و نو آوری در ارایه طراحی مدرن در رابطه یا اشیایی کار بردی که در طول روز

مورد استفاده ما هستند همواره از اهداف اصلی شرکت لکسون بوده است

این اهداف را در بکارگیری طراحان بزرگ دنیا و استفاده از فن آوری روز دنبال کرده است

لکسون با شعار نگاهی نو به لوازمی که در طول روز مورد استفاده قرار می دهیم

به همراه دیگر شرکتهای همکار خود بی شک انقلابی را در عرصه  طراحی و تولید ملزومات زندگی ایجاد کرده است

این محصولات شامل چندین گروه مختلف می باشد

طراحی زیبا و کیفیت محصولات این شرکت در سطحی است که در کشور آمریکا این محصولات در موزه ی هنر های مدرن به فروش می رسد

محصولات لکسون در فروشگاه 1 قابل مشاهده می یاشند

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

محصولات تفال 

اخبار فروشگاه

لوازم خانگی:
فقط یک هفته زمان دارید تا محصولات تفال را از فروشگاه 2 انتخاب کنید



نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

سخنرانی برایان تریسی- برای نخستین بار در ایران 

 




سمینار: مدیریّت نوین در قرن 21

به همت : گروه آموزش پاسارگاد

سخنران: برایان تریسی

آقای Tracy به مدت 20 سال است که در حال برگزاری سمینار و دادن مشاوره به سازمان ها و شرکت های در زمینه های مختلف در سرتاسر دنیاست. وی رزومه ای بسیار موفّق دارد و پُرشنونده ترین مربّی در آموزش شیوه های مدیریّت مؤثر، فُروش، بازاریابی، سرمایه گذاری، رشد و توسعه ی سازمانی، موفقیت شخصی و تجاری، راه برد های تجاری و شرکت¬داری، هدف گذاری، مدیریت زمان و خلاقیّت است.

او تا به حال بیش از ۴000 سمینار برگزار کرده و با بیش از 1000 سازمان و شرکت در ۶ قاره ی دنیا و 80 کشور، کار کرده است. کار شرکت Brian Tracy International در San Diegoی کالیفرنیا، تأمین کننده ی منابع انسانی ست که در سراسر ایالات متحده و 31 کشور دنیا همکاری می کند. از کارهای ایشان می توان از مشاوره ی وی به مدیرانِ IBM اشاره کرد که شامل Arthur Andersen و McDonnell Douglas و تعداد دیگری بودند. وی به شرکت های بزرگ و مشهوری نظیر: IBM، hp، Ford، Federal Express و ... مشاوره می دهد.

در گذشته آقای Brian Tracy مدیر عامل شرکتی با سرمایه ای بالغ بر 26۵ میلیون دُلار و فروش سالانه ی 7۵ میلیون دلار بوده است. وی به چهار زبان زنده ی دنیا صحبت می کند و مطالعاتش در زمینه های مدیریت، روان شناسی، اقتصاد و تاریخ است و به مدت 2۵ سال است که در زمینه های رُشد تجاری و شخصی تحقیق می کند.

مهمّ ترین عناوین دوره:

- مدیریّت سازمانی(Organization Management)

- مدیریّت منابع انسانی(Human Resource Management)

- مدیریّت فروش(Marketing Management)

- بهره وری(Productivity)

- اهداف شخصی و سازمانی(Organization & Personal Goals)

- جذب مشتریان وفادار(Attracting Loyal Customers)

- مدیریّت زمان و ...(Time Management and …)

زمان برگزاری :خرداد ماه سال 86

 

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

فروش فوق العاده 

اخبار فروشگاه

 فروش فوق العاده : به مدت 10 روز ماشین های لباس شویی(توشیبا) در فروشگاه 2 به فروش می رسد.

از 20 تا 30 دی ماه



نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

عروسک ها در فروشگاه 1 هم قابل خرید شدند 

اخبار فروشگاه

عروسک ها در فروشگاه 1 هم قابل خرید شدند
و ست چرم مردانه مشکی هم به فروشگاه 1 اضافه شد

شمع های بسیار شیکی در بخش هدایای فانتزی فروشگاه 1جهت خرید قرار گرفته است  



نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

تخفیف ویژه به مناسبت روز ولنتاین 

      اخبار فروشگاه

.به مناسبت روز ولنتاین ست چرم مردانه با تخفیف ودر مدت زمان کوتاه تر ارسال می گرددقیمت : از45000تومان به 37000تومان و زمان ارسال در تهران از اول ژانویه : به 15 روز کاهش یافت



                             

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |

معرفی کار 

راه در جهان یکی است و آن راه راستی است ...

نتورك ماركتينگ واقعي PASARGAD اولين نتورك ماركتينگ سالم در ايران 

به نام خداوند بخشنده و مهربان

قبل از اینکه کار رو به صورت خلاصه توضیح بدم میخواستم به کسانی که روی پلن کاری و کمپانی خود تعصب دارند  توصیه کنم: از اونجایی که مطمئنم بعد از مطالعه این مطلب دیگه نمیتونن نتورک خودشون رو ادامه بدهند" همین الان از این وبلاگ خارج شوند و حتی دیگه به کار ما  فکر هم نکنن. چون آنقدر اختلاف (هم محصول و هم پلن) زیاده که ۲  تا حالت بیشتر نداره:یا اینکه نتورک خودشون رو کامل ول میکنند ( بلایی که سر خودم اومد) و میان این جا ویا این که تو نت خودشون می مونن ولی انگیزه کار نخواهند داشت و بی خیال نت ... 

حالا اگر مطمئنید برید ادامه مطلب 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |