پاسارگاد
پاسارگاد ،نتورک واقعی در ایران
|
|
آدرس های ما به سایت تیم خورشید خوش آمدید و امیدوارم مطالب ما برای شما دوست عزیز مفید باشد.با آدرس های زیر می توانید از مطالب تیم خورشید بهره مند شوید.
اگر تمام شب را به خاطر از دست دادن خورشید گریه کنی لذت تماشای ستاره ها را از دست خواهی داد.
ادامه مطلب نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |
همایش برایان تریسی سمینار مدیریت نوین در قرن،به همت گروه آموزشی پاسارگاد و با سخنرانی برایان تریسی برگزار شد.این سمیناربا استقبال زیاد مردم،مدیران و مسئولان مواجه شد. جهت در یافت گزارش بیشتر این سمینار به لینکهای زیر توجه کنید:
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=491221 http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=491221
نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |
مقدمه
تجارت الکترونیک چیست ؟ تجارت الکترونیک واژهای است که برای تجارت از طریق سیستمهای اطلاعاتی، ارتباطی بکار میرود. تجارت الکترونیک با وجود این که مدت زمانی زیادی از عمر آن نمیگذرد ولی نقش بسزا و چشم گیری در زندگی روزمره ما به عهده گرفتهاست به طوری که اجتناب از آن کار آسانی نیست. یکی از سادهترین و کار آمدترین نقش تجارت الکترونیک در زندگی روزمره کاربران اینترنتی، خرید و فروش اجناس و تبادل وجوه مربوطه از طریق کارت های هوشمند میباشد. ۱- تجارت الکترونیک نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |
تجارت الکترونیک تعریف تجارت الکترونیک
تجارت الکترونیک انجام کلیه فعالیتهای تجاری با استفاده از شبکههای ارتباطی کامپیوتری، به ویژه اینترنت است. تجارت الکترونیک، نوعی، تجارت بدون کاغذ است. به وسیله تجارت الکترونیک تبادل اطلاعات خرید و فروش و اطلاعات لازم برای حمل و نقل کالاها، با زحمت کمتر و مبادلات بانکی با شتاب بیشتر انجام خواهد شد. شرکتها برای ارتباط با یکدیگر،محدودیتهای فعلی را نخواهند داشت و ارتباط آنها با یکدیگر ساده تر و سریع تر صورت میپذیرد. ارتباط فروشندگان با مشتریان نیز میتواند به صورت یک به یک با هر مشتری باشد. به عبارت دیگر، تجارت الکترونیک نامی عمومی برای گسترهای از نرم افزارها و سیستمها است که خدماتی مانند جستجوی اطلاعات، مدیریت تبادلات، بررسی وضعیت اعتبار، اعطای اعتبار، پرداخت به صورت روی خط، گزارش گیری و مدیریت حسابها را در اینترنت به عهده میگیرند. این سیستمها زیربنای اساسی فعالیتهای مبتنی بر اینترنت را فراهم میآورند. هدف از بکارگیری تجارت الکترونیک، ارائه روشی جدید در انجام امور بازرگانی میباشد. به واسطه این روش، تاجران قادرند که محصولات و خدمات خود را به شکل تمام وقت و به تمام خریداران در سرتاسر جهان - مستقل از مرزهای جغرافیایی و ملیتها -عرضه کنند. نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |
تاریخچه تاریخچه تجارت الکترونیک
انسان از ابتدای خلقت تاکنون روشهای تجاری متفاوتی را تجربه کردهاست. در ابتدا سیستم تبادل کالا رایج بود. شکارچی گوشت را با سلاح عوض میکرد. این سیستم اشکالات فراوانی داشت. مثلاً ممکن بود شکارچی نتواند سلاح سازی را پیدا کند که به گوشت احتیاج داشته باشد. در این صورت گوشتها فاسد میشدند . نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |
مزایا و معایب مزایاها و معایب تجارت الکترونیک
سوالی که ممکن است همینک مطرح شود این است که تجارت الکترونیک غیر از مواردی که پیش از این به آن اشاره شد چه فایدهای دارد ؟ - افزایش فروش و در پی آن افزایش درآمد و توان سرمایه گذاری
- تأثیر ناشناخته آن بر روابط اجتماعی انسان نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |
چگونه تغییر کنیم؟
دو هفته پیش داشتم با دوستم درباره ایده جدید و عجیبی که داشت صحبت می کردم صبورانه نشسته بودم وگوش می دادم، نسبت به خلاقیتش اشتیاقی فراوان نشان می داد. وقتی صحبتش تمام شد، به او گفتم: "عالیه، حالا بهترین کار این است که که کاری بکنی که مردم آن را بخرد". اولین واکنش به پیشنهادمن این بود که منظورت چیه؟ البته که مردم آن را را می خرند! این بهترین نوع است، اما بعد فهمید که وارد شغلی بی فایده و مرتکب اشتباهی بزرگ شده است. به او گفتم که قبل از هر کاری در ابتدا باید بازاریابی کرد. یک جمله معروف هست که می گه: " هر آدم کند ذهنی می تونه سوپ درست کنه، اما آدم باهوشه که می تونه اونو بفروشه". هزار نفر هم روی زمین وجود داشته باشند که کاری انجام بدهند، تا کسی نتواند آن را بفروشد، بی فایده است. من کار دوستم رو به سوپ تشبیح می کنم که تا فروشنده نداشته باشد، شغلی بیهوده است. عدم درک این موضوع باعث می شود هر شغلی سریعا با شکست مواجه شود. بنابراین موفقیت در گرو نقدینگی است. برای نقدینگی نیاز به مشتری است و برای بوجود آوردن مشتری نیاز به فروش خدمات وتولیدات است. اگر یک برقکار یا لوله کش ماهر باشید اما پنجاه لوله کش و برقکار ماهر دیگر در کنار شما برای کارشان تبلیغ کنند، هر چند که کار شما بهتر از بقیه و تولیدات شما هم بهتر از بقیه باشد، کار شما به یک منبع در آمد تضعیف شده تبدیل و مانند 80 درصد دیگر شغل های موجود از بین می رود. مرجع: روزنامه تفاهم نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: چگونه تغییر کنیم؟ |
ساختار استقلال مالی
آيا از نظر شما برنامه ريزي آينده ماليتان خيلي پيچيده يا مغشوش به نظر ميآيد؟ آيا فكر ميكنيد نميتوانيد پول پس انداز كنيد چون مشكل داريد؟ به زودی شما برنامهریزی برای آینده را شروع میكنید، به زودی شما پاداش به دست خواهید آورید. استفاده از این راهنما به شما كمك می كند تا آینده مالی خود را تامین كنید. مرجع: روزنامه تفاهم نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: ساختار استقلال مالی |
100 ایده سود آور برای بازاریابی هرچقدر استراتژي جامعي براي بازاريابي داشته باشيد، باز از دانستن نكاتي جهت هدف گيري دقيق مشتريان محصولات و خدمات تان بي نياز نخواهيد بود. در ذيل يكصد نكته بازاريابي براي كليه كسب و كارهاي خرد و كلان ارائه مي گردد. نوشته : جویس بوسك Joyce Bosc ایده های كلی بازار هدف توسعه محصول آموزش، منابع و اطلاعات قیمت گذاری و پرداخت ارتباطات بازاریابی رابطه با رسانه ها 56- در صنعت خود تحقیق كنید و پس از كشف یافته ای مهم، آن را در اختیار مطبوعات بگذارید. خدمات مشتری و رابطه با مشتری شبكه رابط ها و تبلیغ دهان به دهان تبلیغات رویدادهای ویژه
می گیرد. رهگذران با دیدن نام و آرم شما، متوجه اقدام پسندیده تان خواهند شد. ایده های فروش مرجع: روزنامه تفاهم نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: 100 ايده بازاريابي براي تجارت سودآور |
درسی از تلمبه آب تصميم گيری و پابرجاماندن بر تصميم در نت ورک مارکتینگ
نویسنده : Craig Tucker ( نويسنده و مجری كارگاهها و سمينارهایی در مورد MLM ) نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |
فقط 90 سانتی متر تا هدف (ثروت و کسب درآمدی عالی)
بنده خدایی در جستجوی طلا بود ساعت ها و سال ها زحمت کشید و در جستجوی معدنی که رگه های غنی از طلا در آن یافته بود به امید دست یابی به مقدار انبوه طلا دیواره آن را می کند و می کاوید، این کار را بارها و بارها ادامه داد ولی کم کم سایه نا امیدی ، راه امیدش را تیره و تار کرد و از خیر معدن گذشت و آن را به دیگری فروخت، صاحب جدید بلافاصله یک زمین شناس را استخدام کرد و از او در رابطه با آن معدن طلا نظر خواهی کرد، وی وقتی در معدن حضور یافت و به بررسی رگه های طلا پرداخت گفت: این رگه که تا به حال دنبال شده بسیار غنی است و علت آن هم این است که رگه های غنی در اوایل ضعیف هستند ولی بعد ناگهان غنی می شوند. بنابر این به حفاری همان رگه به ظاهر ضعیف ادامه دادند و تنها بعد از 90 سانتی متر کندن در جهتی درست، رگه غنی طلا پدیدار شد و بعد از آن بود که کامیون های پر از سنگ غنی طلا به طرف کارخانه استخراج طلا از طرف آن معدن سرازیر شدند و صاحب جدید خود را مالک میلیاردها دلار پول و ثروت کرد. اما صاحب اول چرا نتوانست امیدوار بماند؟ شاید بهترین دلیل آن بود که واقعا سخت کوشی زیادی کرده بود ولی عنصر زیرکی و فراست را در سخت کوشی خود وارد نکرده بود، ضمنا می بایستی از کارشناس زمین شناسی کمک می گرفت و در عین حال خوش بینی را حفظ می کرد. وقتی در اوج نا امیدی قرار داریم و در دل تاریک اتفاقات زندگی قدم می زنیم چگونه خود را امیدوار کنیم که شاید در انتهای کوچه بعدی هدف ما بدرخشد؟ واقعیت آن است که بایستی در این راه از روش علمی و کارشناسی بهره بگیریم درست مثل صاحب زیرک و خوش شانس معدن طلا که از کارشناس متخصص در زمین شناسی استفاده کرد و صاحب میلیاردها دلار ثروت شد.همه می توانیم به گنج نتورک برسیم به شرط آن که: ۱- از دانش این کار استفاده کنیم sun team برگزاری اولین همایش پاسارگاد اولین همایش پاسارگاد در روز جمعه ۳۱ فروردین ماه ۱۳۸۵ راس ساعت ۹ صبح در سالن ایوان عطار موسسه فرهنگی تاریخی کاخ سعدآباد تهران در فضایی مملو از هدفمندی و شور و شعور با حضور خیل عظیمی از راه بران پاسارگاد برگزار شد. بخش نخست همایش با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید و نواختن سرود جمهوری اسلامی ایران آغاز شد. پس از آن جناب آقای مهندس امیر فتوحی مدیر عامل شر کت توسعه هوشمند و عضو سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران سخنرانی جامع و سودمندی - در ارتباط با کسب و کار و تجارت الکترونیک، نگاهی نو به فرصت های نو در هزاره سوم، اینترنت پدیده ای نوظهور، باورهای نوین و قانون های جدید ، ویژگی های کارآفرینان عصر ارتباطات و چندین موضوع دیگر- ارائه دادند و با جمله " هیچ چیز هیجان انگیزتر از ساختن آینده نیست... " سخنان خود را به پایان رساندند. پس از آن با پذیرایی از حضار بخش دوم همایش آغاز شد. در این بخش ابتدا مهندس اعلایی نژاد مدیر آی.تی پاسارگاد در ارتباط با وظایف بخش آی.تی و چهره جدید پاسارگاد در چند روز آینده صحبت کردند که به بخشهایی از صحبتهای ایشان بطور مختصر اشاره می کنیم: - حرکت پاسارگاد به سمت یک شاپ آنلاین بسیار قوی تر و یوزرفرندلی تر - راه انداری دو فروشگاه جدید فروشگاه ۳ و فروشگاه All - سایت جدید پاسارگاد، از لحاظ تکنولوژی فنی جزء بهترین سایت های خاورمیانه - گسترده گی فوق العاده دفتر کارالکترونیکی - استفاده از تکنولوژی جدید امنیتی و بالا بردن ضریب امنیتی تا ۱۰ برابر - اتصال به شبکه بانکداری الکترونیکی کشور - امکان خرید برای عموم از طریق کارت اعتباری - مجله الکترونیکی پاسارگاد - کتابخانه بزرگ الکترونیکی - پاسارگاد ای لرن ( دانشگاه مجازی پاسارگاد ) و اما برنامه های آتی پاسارگاد که با توجه به نیازها و اولویت به تدریج با صلاحدید مدیریت محترم پاسارگاد انجام میگیرد: - فرم درخواست مشتری C.R.F Coustomer Request Form - دفتر کار الکترونیکی اس. ام. اسی پاسارگاد Pasargad SMS Office - چت صوتی و تصویری Voice & Cam Chat - بخش حراجی Pasargad's Sale - تبلیغات Pasargad Advertising - تحویل کالا در ۲۴ ساعت Delivery Deadline Time 24 H - ... سپس مدیریت محترم پاسارگاد جناب آقای مهندس آشوری با تشویق مداوم حضار بر روی سن آمده و مطالبی در رابطه با آمار کارکرد پاسارگاد از شروع و دو برنامه اصلی شرکت یعنی: - توسعه شرکت؛ که اولین قدم برای دستیابی به این مهم با راه اندازی فروشگاه ۳ و All بصورت ام.ال.ام MLM و یونی لول Unilevel صورت گرفت - بحث اینترنشنال شدن پاسارگاد در چند ماه آینده که طبق گفته ایشان " زودتر از آنچه فکرش را کنید..." پاسارگاد جهانی می شود. ارائه دادند. در ادامه برنامه های دیگری چون سخنرانی مدیر ارسال محصولات - بیوگرافی برایان تریسی و برگزاری سمینار مدیریت نوین در قرن ۲۱ توسط برایان تریسی در خرداد ۱۳۸۶ به سفارش پاسارگاد در تهران - پخش فیلمی در رابطه با شکل گیری پاسارگاد از ابتدا تا امروز و ... در پایان از چند تن از راهبران و اشخاصی که به نوعی در موفقیت پاسارگاد سهیم بودند با ارائه جوایزی به آنان - توسط مدیریت محترم پاسارگاد - تقدیر شد. یادمان باشد پاسارگاد براي بهترين بودن آمده است با اهدافي مشخص، بهترين بودن در ايران از همان آغاز كار و بهترين بودن در جهان در سالهاي آينده. نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اخبار و اعلانات پاسارگاد |
عشق چيه؟ پرنده گفت : اين كه امكان ندارد ، همه قلب دارند . كرگدن گفت: كو كجاست من كه قلب خود را نمي بينم . پرنده گفت :خوب چون از قلبت استفاده نمي كني ، قلبت را نمي بيني . ولي من مطمئنم كه زير اين پوست كلفت يك قلب نازك داري . كرگدن گفت: نه ، من قلب نازك ندارم ، من حتما يك قلب كلفت دارم. پرنده گفت :نه ، تو حتما يك قلب نازك داري چون به جاي اين كه پرنده را بترساني ، به جاي اينكه لگدش كني ، به جاي اينكه دهن گشاد و گنده ات را باز كني و آن را بخوري ، داري با او حرف مي زني. كرگدن گفت: خوب اين يعني چي ؟ پرنده گفت :وقتي يك كرگدن پوست كلفت ، يك قلب نازك دارد يعني چي ؟ يعني اينكه مي تواند عاشق بشود . كرگدن گفت: اينها كه مي گويي ، يعني چي؟ پرنده گفت :يعني .... بگذار روي پوست كلفت قشنگت بنشينم ..... كرگدن چيزي نگفت . يعني داشت دنبال يك جمله مناسب مي گشت . فكر كرد بهتر است همان اولين جمله اش را بگويد . اما پرنده پشت كرگدن نشسته بود و داشت پشتش را مي خاراند . كرگدن احساس كرد چقدر خوشش مي آيد . اما نمي دانست از چي خوشش مي آيد . كرگدن گفت : اسم اين دوست داشتن است ؟ اسم اين كه من دلم مي خواهد تو روي پشت من بماني و مزاحم هاي كوچولو ي پشتم را بخوري؟ پرنده گفت : نه ، اسم اين نياز است ، من دارم به تو كمك مي كنم و تو از اينكه نيازت برطرف مي شود . احساس خوبي داري . يعني احساس رضايت مي كني ، اما دوست داشتن از اين مهمتر است . كرگدن نفهميد كه پرنده چه مي گويد . روزها گذشت ، روزها و ماهها و پرنده هر روز مي آمد و پشت كرگدن مي نشست و هر روز پشتش را مي خاراند و كرگدن هر روز احساس خوبي داشت . يك روز كرگدن به پرنده گفت : به نظر تو اين موضوع كه كرگدني از اين كه پرنده اي پشتش را مي خاراند ، احساس خوبي دارد ، براي يك كرگدن كافي است ؟ پرنده گفت : نه كافي نيست . كرگدن گفتك درست است كافي نيست . چون من حس مي كنم چيزهاي ديگري هم دوست دارم . راستش من بيشتر دوست دارم تو را تماشا كنم . پرنده چرخي زد و پرواز كرد و چرخي زد و آواز خواند ، جلوي چشم هاي كرگدن . كرگدن تماشا كرد و تماشا كرد . اما سير نشد . كرگدن مي خواست همين طور تماشا كند . با خودش گفت : اين صحنه قشنگ ترين صحنه دنياست و اين پرنده قشنگ ترين پرنده دنيا و او خوشبخت ترين كرگدن روي زمين . وقتي كرگدن به اينجا رسيد ، احساس كرد كه يك چيز نازك از چشمش افتاد. كرگدن ترسيد و گفت : پرنده ، پرنده عزيزم من قلبم را ديدم . همان قلب نازكم را كه مي گفتي ، اما قلبم از چشمم افتاد . حالا چكار كنم؟ پرنده برگشت و اشكهاي كرگدن را ديد . آمد و روي سر او نشست و گفت: غصه نخور دوست عزيز ، تو يك عالمه از اين قلبهاي نازك داري . كرگدن گفت: راستي اينكه كرگدني دوست دارد ، پرنده اي را تماشا كند و وقتي تماشايش مي كند ، قلبش از چشمش مي افتد ، يعني چي؟ پرنده گفت : يعني اينكه كرگدن ها هم عاشق مي شوند. كرگدن گفت : عاشق يعني چه؟ پرنده گفت :يعني كسي كه قلبش از چشمش مي چكد. كرگدن باز هم منظور پرنده را نفهميد . اما دوست داشت پرنده باز هم حرف بزند ، باز پرواز كند و او باز هم تماشايش كند و باز قلبش از چشمش بيفتد. كرگدن فكر كرد اگر قلبش همين طور از چشمش بريزد ، يك روز حتما قلبش تمام مي شود . آن وقت لبخند زد و با خودش گفت: من كه اصلا قلب نداشتم ، حالا كه پرنده به من قلب داد، چه عيبي دارد ، بگذار تمام قلبم را براي او بريزم . نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: ***عشقولانه سایت*** |
پارس ام ال ام بله.پارس ام ال ام هم تعطیل شد ، و باز هم تو ایران ....
نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: |
بدانید از رموز موفقیت بدانید از رموز موفقیت
تحقيق كنيد و ببينيد كه افراد موفق كساني بودند كه اطلاعات و اخبار و دانش و تجربه ی ديگران را به سوي خود جذب ميكردند. چگونه؟ خيي ساده : آنها جوياي علم و دانش و اطلاعات بودند. به راحتي و بدون خجالت و رودربايستي آنچه نميدانستند را از آگاهان و ناظران ميپرسيدند. پس يك راز موفقيت ديگر همين است كه اگر چيزي را نميداني بپرسيد و بعد در باره آنچه به دست ميآوريد، پرس و جو كنيد و اطلاعات خودتان را افزايش دهيد. افراد موفق، افراد موفق ديگر را زير نظر ميگيرند و منابع خبری و اطلاعات و تجربههای آنها را شناسايي ميكنند و خودشان در صدد اين برميآيند كه با آن منابع ارتباط برقرار كنند. در قديم، زماني كه اين تكنولوژی نوين كنوني در اختيار نبود، مثلاً در دوره ی كشاورزي، پدران به فرزندان (اكثراً پسران) اين دانش و اطلاعات و تجربيات را منتقل مي ساختند، در دوره ی صنعتي، پدران ديگر توانايي اين را نداشتند كه همه ی اطلاعات را به فرزندانشان بدهند بنابر اين آنها را راهي كارگاهها و دانشگاهها ميكردند تا مهارت هاي لازم را از استادان فرابگيرند. ما اكنون در عصر و دورهاي هستيم كه به آن عصر اطلاعات و ارتباطات ميگويند، عصري كه من آن را عصر گرداب گسترده گيتي ميدانم (كه ماهيت جذب كردن دارد و بي چون و چرا همه را در نهايت به سمت و سوي خود جذب ميكند.) در اين عصر، افراد موفق، افرادي هستند كه خيلي سريع و حرفهاي مهارتها را به صورتي خودآموخته فرا ميگيرند و به كار ميبندند. پدران و دانشگاهها واقعاً و در عمل نميتوانند همه ی آنچه افراد به آن نياز دارند را بدهند، پدران اگر بتوانند فقط ميتوانند حمايت كنند و تشويق، استادان فقط ميتوانند راه را نشان بدهند و فرزنداني كه جويای علم و دانش و موفقيت هستند بايد اقدام كنند به جستجو و كاوش در منابع عظيم اطلاعات موجود و فراگرفتن آنچه بايد بدانند. پس يكي از ديگر رموز موفقيت اين است جستجو كنيم و خودمان، خودمان را آموزش دهيم با استفاده از منابع علمي و كاربردي موجود (مواد و مطالب و كتب آموزشي و منابع انساني آموزشي). اينترنت، امروز فضايی است كه شما ميتوانيد در آن همهی اين كارها را انجام دهيد. من اين را معجزهی موفقيت ميدانم. بگذاريد يك مثال بزنم. در اينترنت در حال حاضر ميليونها سايت موجود است با ميلياردها صفحه اطلاعات، هزاران هزار نفر از بهترين استادان و دانشمندان به آن متصل هستند كه هريك منابع خاص و تخصصي خود را يافتهاند و خود را با استفاده از آن منابع به روز ميكنند. دقيق كه نگاه كنيم، آنها را افراد موفقي خواهيم يافت و طبق آنچه در بالا گفتم كافي است خودمان را به آنها و نيز به منابع آنها نزديك كنيم و از اين ارتباط و اتصال براي دستيابي به موفقيتهاي خود استفاده كنيم. اخبار و اطلاعات را دريافت كنيد و با آنها به روز باشيد و مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد. اين هم راز ديگري است از موفقيت. به اين ترتيب بعد از مدتي ميتوانيد با رقبا به رقابتي سالم بپردازيد چرا كه ممكن است تحليل شما از قضايا درست تر باشد به خاطر تنوع بيشتري كه از منابع اطلاعاتي و اخبار خود داشته ايد. نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: از رموز موفقیت |
تاثیرگذاری موثر در بازاریابی حرفهای تاثیرگذاری موثر در بازاریابی حرفهای
در بازاریابی حرفه ای، تاثیرگذاری مثبت در ایجاد، حفظ و گسترش ارتباطات افراد بسیار مهم است. بدون تاثیر حرفهای، تصویری ضعیف از خودمان نشان میدهیم ، با رفتاری نسنجیده و غیر حرفهای به اعتبار خودمان آسیبی جدی وارد میکنیم. در این گرداب گستردهی گیتی، باید به سرعت این مهارت را کسب کنیم تا در زندگی و کار حرفهای مان موفق شویم. در زندگی، خصوصاً زندگی کاری، حرفهای و تجاری ما، تاثیر گذاری روی افراد بسیار حائز اهمیت است. اگر این تاثیر گذاری به خوبی و درست به کار گرفته شود، قطعاً میتوانیم به موفقیتهای بیشماری دست یابیم، میتوانیم فرصتها، امکانات و تسهیلات بسیاری را به سمت و سوی خودمان، مذاکراتمان و حتی استراتژیهایی که برای بازاریابی خودمان، کالا یا خدماتمان طراحی کردهایم جذب کنیم. در اینجا، اصلاً قصد ندارم با واژه ها بازی کنم، وقتی میگویم به موفقیتهای بیشماری دست مییابیم، دقیقاً روی «بیشمار» تاکید میکنم، روی دستیابی به «فرصتها» تاکید میکنم. درباره تاثیر گذاری (مثبت) روی افراد، شما هم قطعاً با من هم عقیدهاید که حرفهای ضد و نقیض بسیاری گفته یا نوشته شده است، اما آنچه مسلم است این است که هیچکس نتوانسته است اهمیت تاثیر گذاری را نادیده بگیرد. انسانها در ارتباط و تعامل و گفتگوی دائم هستند، این ارتباطات با آگاهی از مهارت تاثیر گذاری، ایجاد میشوند و البته با استفاده از همین مهارت، تداوم و توسعه مییابند. همانطور که میبینید، از تاثیر گذاری، به عنوان یک مهارت یاد میکنم و این بدان معنی است که ما باید آن را یاد بگیریم، تمرین کنیم و به کار بگیریم و وقتی بر آن تسلط یافتیم، آن را به دیگران نیز آموزش دهیم. معتقدم که تاثیرگذاری مهارتی است که ما باید در آغاز و یا حتی پیش از شروع زندگی کاری و حرفهای مان آن را فرابگیریم. متاسفانه در سیستم آموزشی ما، این مهارتها به دانشآموزان و حتی دانشجویان آموزش داده نمیشود و همین امر موجب میشود که بسیاری از دانشاموختگان ما (حتی برخی از افراد و اشخاص هوشمند و فرهیخته) اگرچه از دانش و تجربهی خوبی هم برخوردارند نتوانند در جامعه یا محیطهای کاری و حرفهای جایگاه واقعی خود را پیدا کنند. در دنیای واقعی پیرامون ما، افراد حدوداً تنها ۳ دقیقه فرصت دارند تا تاثیری روی فرد مقابل خود بگذارند، در همین سه دقیقه است که افراد به هم علاقمند میشوند و یا از هم منزجر. روی اینترنت، آنجا که صحبت از ارسال و دریافت نامههای الکترونیکی است و یا آنجا که موضوع پیام سانی آنی IM در میان است و یا روی صفحات وب این زمان ۳۰ تا ۴۵ ثانیه است و بار دیگر متاسفانه بسیاری از ما، نه از این مهارت در دنیای واقعی خودمان بهرهای بردهایم و نه در دنیای مجازی و به همین علت است که یا ارتباطی بوجود نمیاید و یا اینکه ارتباطات اجتماعیمان اکثراً سست، زودگذر و ناپایدار است. مطالعات و تحقیقات پژوهشگران نشان داده است که نفوذ و تاثیر گذاری افراد به وضوح در شیوهی پذیرش یا اجابت افراد نسبت به یک درخواست یا پیشنهاد اثر میگذارد. این اثرگذاری در مذاکرات یا ارتباطات به صورت مستقیم نیست بلکه به صورتی غیر مستقیم است و نفوذ و تاثیر گذاری موثر اساساً اصولی دارد. مثلاً یکی از آن اصول، اصل «مقابله به مثل» است. اجازه دهید که با یکی دو مثال به شما این پیام را منتقل کنم که عدم آگاهی ما از مهارتهای تاثیرگذاری چگونه میتواند روی زندگی ما (حتی زندگی کاری و حرفهای و تجاری ما) اثر بگذارد. میخواهم از «احترام متقابل» بگویم. اگر من به فرد مقابلم «احترام» بگذارم، قطعاً آنچه داده ام را در مقابل به دست خواهم آورد و در این مورد آن چیزی نیست جز «احترام». ما با خوش قولی و سر وقت حضور یافتن در قرار های کاری مان به طرف مقابل یا به افراد مقابل احترام میگذاریم و وقتی که ببینیم پس از ۳۰ یا ۴۵ دقیقه طرف مقابل مان (در بد ترین حالت میزبان ما) از راه میرسد، او باید بداند که در همان سه دقیقه نخست موجب انزجار ما شده است چه بخواهد چه نخواهد. ارتباط کاری و حرفهای بوجود نمیاید و به همین سادگی آن فرد یا افراد دیگر ارتباطات و فرصتهای بسیاری را از دست میدهند. فردی که پشت تلفن در اولین تماس تلفنیاش با فرد مقابل، روی اینترنت، در اولین نامهی الکترونیکی اش، روی وبلاگش پس از اولین دیدارش، فرد دیگری را یا فعالیتهایش را مورد تمسخر یا انتقاد قرار میدهد، در همان ۳۰ ثانیه اول نشان میدهد که چه شخصیتی دارد و فرد مقابل او چاره ای ندارد که در همان ۳۰ ثانیه به سرعت از او و شیوه برخوردش منزجر شود. فرهنگ سازی در اینترنت را پیش روی داریم و این در حالی است که ما در فرهنگ روزمره و رو در روی خودمان، در ارتباطات شخصی ، کاری و حرفه ای خودمان، با مردمی که همزبان خودمان هستند بسیار مساله و مشکل داریم. متاسفانه بسیاری از ما، در جایگاه های مدیریتی و یا کارشناسی از ساده ترین مهارتهای تاثیرگذاری بی بهرهایم - تاثیر حرفهای نمیدانیم. نمی دانیم که با لباسی که میپوشیم، با لحن صدایمان، یا حرکتها و رفتارمان تاثیری روی دیگران میگذاریم که ارتباط متقابل ما با افراد دیگر را خلق میکند. ارتباطات ما با دیگران تبلیغات ماست و بالا بردن این ارتباطات است که میتواند موفقیت ما را تضمین کند. چگونه میتوانیم به موفقیت دست یابیم درحالی که این اصول اساسی تاثیرگذاری را نادیده میگیریم. ما به تاثیر حرفه ای نیاز داریم، کوچکترین حرکات و رفتارهای ما به حساب میآید و بر اساس اصل «مقابله به مثل» در تاثیرگذاری روزی به خودمان برمیگردد. آنگاه است که شاید دیگر خیلی دیر شده باشد. پیش خودمان میگوییم: چرا موفق نشدیم! نمیدانم چه کسی این فرهنگ غلط را در میان ما ایرانیها باب کرده است که اگر میخواهی با فرد مقابل همکاری کنی، از او انتقاد کن! او برای دفاع از خودش دست به هر کاری خواهد زد از جمله اینکه با تو همکاری کند آن هم به شیوهای که تو میخواهی. دهها و صدها مثال میتوانم بیاورم و حتی اعترافات بسیاری را به شما نشان دهم که ببینید افرادی دارند با قصد و غرض چنین میکنند. عزیزان من! این جواب نمیدهد و این شیوه، غلط است و اثرات آن هیچگاه پایدار و بادوام نیست. ارتباطی که بوجود میآید سست و ناپایداراست. خراب کردن همیشه از ساختن راحت تر است و ما متاسفانه چه ساده در راههای ساده و راحت گام برمیداریم! چه کسی این را گفته است که مشت اول را تو بزن؟ آقا جان این یک ارتباط کاری و تجاری است و قرار نیست اینجا به جان هم بیافتیم و همدیگر را زیر مشت و لگد له کنیم و به باد تمسخر و انتقاد بگیریم که شاید بعداُ که خشممان فرونشست از در دوستی دربیاییم، ارتباطی جدید بوجود آوریم. این چه شیوهای است که ما داریم و از کی و کجا باب شده است؟ با چنین نقطه نظر و طرز تلقی به کجا پیش میرویم؟ نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: تاثیر گذاری موثر در بازاریابی |
نكاتي پيرامون معارفه علاقه مند كردن شنوندگان در معارفه
در اينجا به نکاتی اشاره مي کنيم که هنگام معارفه و سخنرانی کردن براي شنوندگانی عادی ، حرفه ای و متخصص ؛ فرد یا جمع بايد به خاطر داشته باشيد. 1- شنوندگان را هم درگير کنيد اشتباه نکنيد--مطمئناً دادن يک جنبه ی پر شور و شوخي آميز به معارفه و سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت کلي وارد معارفه و سخنراني کنيد با اينکه سخنراني را با يک لطیفه شروع کنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با يک سوال آغاز کنيد. اين تکنيک بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي کند. تکنيک ديگري که گه گاه توسط بعضي معارفه کنندگان و سخنرانان به کار گرفته مي شود بردن نام بعضی از اشخاص بين حضار است.گاه ، اگر طرف مقابل را با نام کوچک خطاب کنید ، احساس صمیمی بودن را انتقال داده اید و روند معارفه تان موثر تر خواهد بود. 2- سرزنده و پر انرژی و با روح باشيد 3- صدايی تاثيرگذار داشته باشيد 4- از کارهايی که باعث پرت کردن حواس شنوندگان مي شود دوری کنيد 5- لباس مناسب بپوشيد 6- حرف های تازه بزنيد 7- تمرين داشته باشيد پیروز باشيد ؛ با اجرای اين نکات مطمئناً پیروز خواهيد شد که توجه طرف مقابل ، حضار و شنوندگان را کاملاً به خود معطوف کرده و معارفه و سخنرانی عالی تحويل آنها دهيد. یادتان نرود ارتباط موثر یعنی : انتقال درست پیام نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: نکاتی پیرامون معارفه |
چگونه با مشتری تماس برقرار کنیم؟ به این سوال پاسخ دهید : هدف یک شغل یا بیزینس چیست..؟ هر شغلی که در جهان وجود دارد؟ اگر پاسخ شما این می باشد بدین معنی است که شما فقط به خودتان فکر می کنید پس از مخاطبتان چه انتظاری دارید؟ به شما گوش کند و محصولاتتان را خرید کند یا در جلسۀ معارفۀ (presentation) شما شرکت کند؟ شما باید به آنها و مشکلاتشان اهمیت دهید. یعنی خوب گوش کنید و بعد از اینکه از گذشتۀ آنها و مشکلاتشان مطلع شدید در صدد رفع نیاز آنها یا مشکلاتشان باشید . با این نگرش حالا می توانم شش مرحله برقراری تماس با مشتری را به شرح زیر برایتان بیان کنم. اما باید بدانیم که بدون نگرش فوق انجام شش مرحله زیر کاری بیهوده است: شش مرحله تماس با مشتریان بالقوه 1. ابتدا هدف خود را از برقراری تماس با مخاطب تعیین کنید: بدانید که به دنبال چه چیزی هستید؟ چه اطلاعاتی می خواهید؟ و چه اطلاعاتی باید بدهید؟ می توانید این اهداف را مدنظر داشته باشید: *آشنا شدن با مشتری - *شناسائی نیازهای مشتری و موقعیت او - *تشویق مشتری برای تشکیل جلسۀ مشترک - *فروش محصول و .......... . 2. بر ترس خود غلبه کنید: می دانید از چه می ترسید؟ از نه شنیدن . اما نه شنیدن امری عادی است که همواره در اولین تماس با مخاطبتان وجود دارد. مطمئن باشید که این نه شنیدن به معنای نخریدن محصولتان نیست. مردم کارها را برای دلایل خودشان انجام می دهند نه ما. آنها بوسیلۀ علاقۀ شخصی خودشان دارای انگیزه هستند. شاید این جمله را شنیده باشید که " چی به من می رسه؟" همچنین بسیاری از مردم از آنچه که به آنها گفته شود انجام دهند یا قانع برای انجام دادن شده باشند مقاومت می کنند ، اما آنها دوست دارند یاد بگیرند چگونه انجام دهند یا چه چیزی را انجام دهند. اگر به مردم بخندید آنها هم خنده به شما تحویل می دهند. 3. به صدا و نحوۀ صحبت کردن خودتان دقت کنید: از خصوصیات یک فروشندۀ موفق خودجوش بودن و سرزندگی است. هنگام صحبت کردن با محبت،گرم و شمرده صحبت کنید. صحبت کردن درست باعث می شود تا علاقه و اعتماد به نفس به شخص مخاطب منتقل شود و اعتماد او جلب شود. 4. ارتباط با مشتری را به صورت مداوم در برنامۀ کاری خود قرار دهید: برقراری تماس زمانی مؤثر است که به صورت مداوم انجام شود. در هر مقطع زمانی مشتریان بالقوه شما را فراموش می کنند چرا که مشغلۀ کاری این فرصت را به آنها نمی دهد که با شما تماس بگیرند. تماس مداوم با مشتری اصل مشتری مداری است و باعث می شود تا مشتری اطمینان پیدا کند که شما به او اهمیت می دهید البته این بدان معنی نیست که در او چنین تصوری را ایجاد کنید که به او محتاج هستید بلکه باعث ایجاد یک احترام دوسویه می شود. اگر توانسته اید با مشتری خود رابطۀ دوستی ایجاد کنید حتی یک احوال پرسی ساده هم بسیار مؤثر است و یا تشکر از او و یا ارسال کارت تبریک در ایام خاص. 5. در برقراری تماس سعی کنید وقت زیادی هدر نشود: سعی کنید بر زمان به صورت بهینه و مناسب کنترل داشته باشید تا بتوانید تعداد تماس های بیشتری در واحد زمان داشته باشید. 6. پیگیری را فراموش نکنید: با اولین تماس امکان اینکه به نتیجۀ دلخواه خود برسید تنها 44% خواهد بود. به طور کلی گفته می شود که فرآیند فروش به شش مرحله تقسیم می شود . همانطور که گفتم در مرحلۀ اول 44% امکان فروش وجود دارد. در مرحلۀ دوم این مقدار به 16% می رسد . مرحلۀ سوم 14% ، مرحلۀ چهارم 12% ، مرحلۀ پنجم 8% و در مرحلۀ ششم تنها احتمال 3% امکان فروش محصول مهیا می شود. برخی از افراد موضوع پیگیری در بازاریابی را یک عمل به دور از اخلاقیات تلقی می کنند و تصورشان بر این است که بازاریاب مشتری را تحت فشار می گذارد. اغلب آنها تا به حال نه فروشنده بودند نه مطلبی راجع به آن خوانده اند و این در حالی است که خودشان اجناسشان را طی همین پی گیری خرید می کنند و بدون اینکه متوجه باشند پروسۀ بازاریابی روی آنها انجام می شود و در نهایت نیازشان برطرف می شود و بازاریاب یکی دیگر از مشکلاتشان را طی همین پی گیری حل می کند. امیر آزادی نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: چگونه با مشتری تماس برقرار کنیم؟ |
ارتباطات همه چیز هستند همۀ ما می دانیم که بازاریابی و فروش با یک مقولۀ بسیار مهم تحت عنوان برقراری ارتباط سروکار دارد. منظورم از همۀ ما تمامی کارآفرینانی است که چه در بازاریابی شبکه ای فعالیت می کنند چه روی اینترنت به بازاریابی مشغولند و یا صاحبان مشاغل و کارآفرینان شرکتی می باشند. ارتباط و چگونگی برقراری آن با مردم اولین مرحله از فرایند فروش و یا معرفی کسب و کار می باشد اما مهمتر از آن حفظ این ارتباط است و مخاطب ما بایستی تصویری بسیار زیبا و نگرشی مثبت از ما در ذهنش ایجاد گردد تا یک همکاری طولانی مدت بین ما ایجاد گردد. شالوده و اساس شما برای موفقیت پیشنهاد یک ازدواج کاری به قول های خود عمل کنید تمرکز روی ارتباط یک رابطۀ معتمدانۀ محکم ایجاد کنید مشتریان خود را برای زندگی حفظ کنید به محض اینکه شما زمانی را صرف نمودید و فعالیت هائی ضروری را برای ایجاد یک ارتباطی بر پایۀ اعتماد با مشتری خود انجام داید ، بایستی آن رابطه را برای زندگی کاری خود حفظ کنید و هرگز نباید این ارتباط را یک امری مسلم برای همیشه فرض کنید. این ارتباط ممکن است با کوتاهی شما سریعاً به اتمام برسد. تمرین های عملی در مرحلۀ دوم، به مشتریان فعلی خود توجه کنید. به آنها بگوئید که احترام برایشان قائلید. راه هائی را برای تشکر از آنها و تشویق آنها در جهت بازگشت دوبارۀ آنها و انجام همکاری با شما پیدا کنید. برایان تریسی نویسندۀ کتاب "روانشناسی فروش" بیش از سیصد برنامۀ آموزشی مختلف را در مورد کارهای گروهی و موفقیت افراد تا کنون تولید نموده و این برنامه ها حاصل 25 سال تحقیق و بررسی ایجاد گشته که بیشتر آنها از مؤثرترین ابزار آموزشی در جهان می باشند. برایان در حال حاضر در سان دیگو به همراه همسرش باربارا و چهار فرزندش زندگی می کند. نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: ارتباطاط همه چیز هستند |
چاره ای برای کمبود وقت چرا همواره می گویی وقت ندارم ، می دانی چرا ؟!...
نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: چاره کمبود وقت |
عناصر پدیدآورندۀ راهبری منظور از راهبری به طور عام، تأثیر گذاری بر افراد و انگیزش آنان به طوری است که از روی میل، علاقه و با اشتیاق برای دستیابی به هدف های گروهی تلاش کنند. ویژگی ها مخصوص نهاد های اجتماعی چنین اقتضا می کند که بتوان در آنها هم به طور مستقیم و هم به شکل غیر مستقیم راهبری نمود. در همین راستا می توان دو اصطلاح دیگر: راهبران رسمی و غیر رسمی را تعریف کرد. راهبران رسمی آن دسته از کسانی هستند که در مقام مدیریت در بالاترین ردۀ سازمانی قرار گرفته و به طور رسمی موظف به انجام رساندن وظایف یک راهبر می باشند. حال آنکه، راهبران غیر رسمی به ایفای نقش و انجام وظایف راهبری می پردازند بدون آنکه به دلیل قرارگیری شان در یک مقام مدیریتی خاص، ملزم به انجام چنین کاری باشند. با این حال، نباید از نظر دور داشت که ایفای نقش راهبری یکی از وظایف هر مدیری در بخش های مختلف یک سازمان است، هر چند که ممکن است نقش مذکور به طور رسمی و برای شخص ویژه ای برگزیده شده باشد. با این تعبیر، هر سرپرست و مدیری و یا حتی فردی از اعضای یک گروه، می تواند به انگیزش و تحریک همکاران و یا افراد در اختیارش بپردازد و در چنین صورتی می توان او را راهبر آن بخش سازمانی یا گروه، دانست.
بنا بر گستردگی کاربرد فنون راهبری و تأثیر گذاری شگرف آن در جامعۀ بشری، نظریه پردازی ها، تحقیقات و مطالعات فراوانی بر موضوع راهبری، وظایف راهبران، عناصر پدید آورندۀ اختیارات یک راهبر و الگو های به کارگیری راهبری در جامعه، شده است که در اینجا اجمالاً و به اختصار به برخی از آنان اشاره می شود. هر راهبری، خصوصاً در یک سازمان غیر انتفاعی، موظف است پیش از هر چیز به حفظ عضویت و درنظر گرفتن تمامیت مشارکتی هر یک از افراد در اختیارش بپردازد. این به معنی پرورش دادن و قدرت بخشیدن به اهمیت هر یک از مشارکت کنندگان سازمانی، از طریق روشن سازی اهداف و آرمان های کلی نهاد اجتماعی مورد نظر است. به عبارت بهتر، راهبر یک مجموعه باید در نظر داشته باشد که برای تسخیر مواضع تعیین شده در این نبرد صلح آمیز برای بالا بردن سطح آسایش انسان ها، تمامی سربازان و مشارکت کنندگان سازمانی از اهمیت یکسانی برخوردارند و در درجۀ نخست درک و سپس حفظ این اهمیت از طریق رسانیدن تمام مشارکت کنندگان به باور مذکور، یکی از اساسی ترین وظایف یک راهبر است. نگهداشت و تأمین هدف که ستون اصلی تشکیل یک سازمان است، یکی دیگر از مهمتری وظایف راهبری است. از طرف دیگر، بخشی از مسألۀ تجهیز و تأمین نیروی انسانی نیز جزو مشخصه ها و وظایف بخش راهبری در مدیریت است. به این معنی که وظایف راهبری مدیران یک سازمان ایجاب می نماید که تمهیداتی فراهم آورند که روابط گروهی میان تمامی مشارکت کنندگان به سهولت و با کارائی لازم انجام پذیرد. بدیهی است که این بخش از کار نیز تنها بر اساس شیوه های انگیزشی برگزیده شده توسط یک راهبر صورت می پذیرد. در اینجا شاید اشارۀ مجددی به وظیفۀ تأمین و تجهیز نیروی انسانی مدیران مفید واقع شود. همان گونه که اشاره شد، موارد مربوط به گزینش، به کار گیری و توانمند سازی نیروی انسانی، از طرف برخی صاحبنظران به عنوان شاخه ای مجزا از وظایف اصلی مدیران معرفی می گردد. در نوشتۀ حاضر، این وظیفه در دل وظایف دیگر گنجانده و تعریف شده است. فرض بر آن است که عمدۀ وظایف مربوط به تأمین و تجهیز نیروی انسانی از جمله توانمند سازی و ظرفیت سازی از طریق آموزش، بر عهدۀ وظایف سازماندهی مدیران است و برخی قسمت های آن از جمله برنامه ریزی برای جذب نیرو و یا گسترش سازمان در بخش برنامه ریزی تکمیل می گردند. در بخش کنترل، عمدۀ مسائل مربوط به ارزیابی عملکرد نیروی انسانی و در نتیجه تهیۀ برنامه های بازخوردی اصلاح کننده در جهت جذب نیروی جدید و یا آموزش بیشتر و مؤثرتر در حیطۀ مربوط به تأمین و تجهیز قرار می گیرند و اما قسمت هائی از آن که مربوط به ایجاد تحرک و انگیزه در مشارکت کنندگان است، از جمله وظایف منسوب به بخش راهبری می باشد. به همین جهت است که برقراری ارتباط با نیروی انسانی شاغل در سازمان و یا حتی دیگر مشارکت کنندگان از جمله کاربران و یا سایر افراد جامعه، از عمده ترین نیاز های یک راهبری توانمند و تأثیر گذار در نظر گرفته می شود. عناصر پدیدآورندۀ راهبری را می توان در چهار بخش مجزا تقسیم بندی نمود که در ادامه به اجمال مورد بررسی قرار می گیرند: سبک ها و شیوه های راهبری
در پایان اشاره به این مطلب ضروری است که اصولاً سبک و شیوۀ مشخص، قابل آموزش و قابل تکراری برای راهبری وجود ندارد و تنها می توان با بررسی رفتار های راهبران به صورت بندی این رفتار ها پرداخته و آنها را شناسائی کرد. به همین نسبت، تا زمانی که اقدامات یک مدیر و راهبر در حیطۀ ارزش های سازمانی انجام شده و نتایج حاصل شده اش مطلوب باشند، دلیلی برای قضاوت شیوۀ راهبری آن وجود ندارد. به همین جهت بایستی به مسائل مربوط به راهبری در قالب های مفهومی و کلی پرداخته شود. آنچه مسلم است اینکه یکی از وظایف اصلی همۀ مدیران ایجاد نظامی است که طی آن مسؤلیت های معین شدۀ سازمانی به نحو مطلوبی انجام بپذیرند. در راستای دستیابی به چنین هدفی، شناخت عواملی که باعث تشویق افراد در انجام امور می شوند، امری ضروری می نماید. به ویژه آنکه عامل شکل گیری اکثر فعالیت های انسان "انگیزش" است و انگیزش، در لغت به معنای تحریک یا ترغیب و در دانش مدیریت به معنای به جنبش درآوردن انگیزه های انسانی برای دستیابی به اهداف یا برآوردن نیاز ها می باشد. فرآیند شناسائی انگیزش شامل تجزیه و تحلیل شناسه های سه گانۀ: رفتار، هدف و نیاز می باشد و پس از انجام این بررسی ها بایستی الگوی انگیزشی متناسب با آن برگزیده شده و توسط برانگیزنده های مناسب به نیروی انسانی در اختیار منتقل گردند. راهبری و نقش شناخت نیروی انسانی
راهبری و توانمندی های انگیزشی شناخت و به کارگیری مسائل مربوط به توانمدی های انگیزشی، به عنوان یکی از مهمترین وظایف رهبری، بدون درک اهمیت الگو های طراحی شده برای این امر میسر نخواهد بود. از سوی دیگر، بررسی الگو های انگیزشی خود نیازمند بحث های مفصلی هستند که مجال بیان شان در نوشتۀ حاضر نیست. در اینجا شاید تنها اشاره به عنوان برخی از آنها مانند: نظریۀ سلسله مراتب نیاز ها، روش عامل های دوگانه، نظریۀ احتمال و انتظار و نظریۀ تقویت، بسنده نماید. به عنوان نمونه، شایان ذکر خواهد بود اگر به نظریۀ سلسله مراتب نیاز ها که به الگو یا هرم مُزلو نیز مشهور است، اشاره ای نمائیم که در آن نیاز های انسانی از پائین به بالا در هرمی که طی آن نیاز های فیزیکی، ایمنی، اجتماعی و احترام انسانی پشت سر هم قرار گرفته و طبقه بندی می شوند و نهایتاً خودیابی در بالای هرم جای می گیرد. روش های مدیریتی مختلف به اشکال گوناگونی به استفاده از این الگو می پردازند. به طوری که بسیاری از سازمان های خصوصی و انتفاعی با تعریف تعادلی میان هزینه ها و پیشبرد کارها، از آن برای رسیدن به سود بیشتر خود یاری می گیرند. اما از دیدگاه نهاد های اجتماعی، مطابق این الگو، رهبری موظف است به تدریج تمامی کارکنان در اختیار و حتی سایر مشارکت کنندگان سازمانی را یاری دهد تا به تدریج خود را به بالاترین قسمت این هرم یعنی "خودیابی" برسانند. چنین نگرشی، خود منجر به گزینش مناسب ترین الگوی رهبری برای سازمان مورد نظر می شود. به طور کلی، الگو های رهبری را می توان به صورت: خود کامه، مشارکتی و بر پایۀ آزادی های گروهی تقسیم بندی کرد. بدیهی است که مناسب ترین الگو برای رهبری سازمان های غیر دولتی، همان گونه که مکرر بیان گردید، جز الگوی مشارکتی نخواهد بود. راهبری و قدرت سازمانی به طور کلی، قدرت سازمانی که توسط بخش سازماندهی در اختیار برخی از افراد (مدیران سازمان) قرار می گیرد را می توان به روش های مختلفی صورت بندی نمود که از آن جمله می توان به تقسیم بندی هفت گانه اشاره کرد. در این روش، اشکال مختلف قدرت درون ساختار سازمانی که می توانند توسط مدیران آن مورد استفاده قرار گیرند به انواع: قانونی، پاداشی، زورگویانه، مهارتی، جذبه ای، ارجاعی و اطلاعاتی، تقسیم بندی می شوند. منظور از قدرت قانونی یک مدیر، اختیاراتی است که در شرایط خاصی و برای مدت زمان مشخصی از طرف مدیران بالا دست به او واگذار شده و در ازای آن مسؤلیت و پاسخگوئی ویژه ای طلب می گردد. این نوع قدرت سازمانی توسط عناوین مختلف اعطا شده و در نتیجه در ماهیت و درون عناوین سازمانی باقی می مانند و افرادی را که برای مدت مشخصی در آن نقش قرار می گیرند، دنبال نخواهند کرد! قدرت پاداشی اشاره به توانائی های یک مدیر برای استفاده از روش های انگیزشی در جهت به تحرک درآوردن مشارکت کنندگان در اختیارش، دارد و قدرت زورگویانه اشاره به اختیاراتی می نماید که به واسطۀ آنها یک مدیر می تواند از کسی سلب مسؤلیت یا عضویت نموده و با این حربه او را به انجام کارهای سازمانی وادار سازد. قدرت مهارتی مدیر در صورتی رخ می نماید که او به واقع در جهت برتری های مهارتی اش برای خدمت دهی در مقامی برگزیده شده باشد. در حالی که قدرت جذبه ای به توانائی های شخصیتی و قابلیت های فردی او اشاره می نماید. منظور از قدرت ارجاعی، آن دسته از توانائی هائی است که به واسطۀ یک مدیر دیگر و یا انجمن راهبری در اختیار کسی قرار داده می شود. این قبیل توانائی ها مشخصاً در اختیار کسانی خواهد بود که به انجام وظایف ستادی در کنار مدیران اجرائی قرار می گیرند. دست آخر قدرت اطلاعاتی است که اشاره به قابلیت های مربوط به سرعت دسترسی به اطلاعات برای مدیران است که در مواقع ضروری در اختیارشان قرار می گیرد. شایان ذکر است که مفاهیم مطرح شده در بالا برای تمامی انواع سازمان ها جامعیت و عمومیت دارد و اما نحوۀ کارکردشان در مورد سازمان های غیر دولتی به گونۀ دیگری است. برای تشریح این مهم، لازم است پیش از هر چیز به باز گوئی تعریف قدرت در نهاد های اجتماعی بپردازیم. قدرت و توانائی در سازمان های غیر دولتی و سایر نهاد های اجتماعی که مشغول خدمت دهی به جامعۀ جهانی انسان ها هستند، بایستی در جهت توانمندی شان برای دسترسی به افراد آن جامعه و کارآمدی شان برای یاری رسانی به آنها معنا بپذیرد. در این نگرش، اصولاً کسانی که به عنوان مدیر در چنین نهاد هائی برگزیده می شوند، باید بر اساس معیار توانائی شان در دستیابی کارا تر به هدف غائی یاری رسانی سازمان مورد نظر، به کار گمارده شوند. از بیان این مطلب مهم تر، جایگری آن در اذهان تمامی مشارکت کنندگان و تبدیل آن به یک فرهنگ سازمانی می باشد . به این معنا که تمامی افراد درگیر در چنین نهادی بایستی پیش از هر چیز در پی حصول آرمان کلی این قبیل مؤسسات، یعنی بهسازی زندگی انسان ها در جامعۀ جهانی نوین باشند. در نتیجه، اگر مسائلی از قبیل فقرزدائی، بالا بردن رفاه اجتماعی، آموزش برای همه، کمک به بهداشت مادران و کودکان شان، کاهش زمینه های نابسامانی رفتاری و روانی که منجر به بزهکاری اجتماعی می شوند، مبارزه با فساد های اجتماعی، اداری و شخصیتی، نگهداشت محیط زیست و بسیاری موارد از این دست، در پس اندیشۀ تمامی مشارکت کنندگان یک سازمان غیر دولتی جای گرفته باشند، دیگر نیازی به آزمندی های مرسوم در راه دستیابی به مقام های مدیریتی در صورت فقدان اشتیاق و دانائی لازم برای احراز آن مقام، نخواهد بود. این اندیشه پیش از هر جای دیگری، باید در اذهان بنیان گزاران و انجمن های راهبری و رایزنی یک نهاد اجتماعی ایجاد شده و شکل پذیرند و تنها در این صورت و از طریق روش های ادارۀ مشارکتی است که می توان به جایگیری آن در اذهان سایر افراد درگیر در مجموعه، امیدوار بود. حال با توجه به نگرش غیر دولتی نسبت به قدرت که به آن اشاره گردید، ایدۀ کلی آن است که همه بپذیرند: نقش های سازمانی تعیین شده در یک نهاد اجتماعی باید از کارآمدی، لیاقت، اشتیاق، دانائی و مهارت های افراد نشأت بگیرند و نه از روابط درون سازمانی یا در نتیجۀ انتصابات غیر مشارکتی! در چنین شرایطی، آنان که بیش از هر چیز دغدغۀ خدمت دهی به جامعۀ انسانی خود را دارند بایستی برای گزینش های شغلی در ارجحیت قرار بگیرند. حال با توجه به نگرش غیر دولتی به قدرت سازمانی می توان در مورد مفاهیم بخش های هفت گانۀ مطروحه راحت تر سخن گفت. به طور خلاصه، قدرت های پاداشی و زورگویانه (مجازاتی) مدیران در مورد سازمان های غیر دولتی به صورت کاملاً متفاوتی و در دل قدرت جذبه ای ظاهر می شوند که تأکیدش بر بخش های انگیزشی مربوط به رهبری می باشد. همچنین تأکید قدرت قانونی مدیران در این قبیل نهاد ها، بیشتر مسألۀ توازن میان مسؤلیت ها و اختیارات خواهد بود که در مفهوم پاسخگوئی شان در مقابل تمامی مشارکت کنندگان سازمانی تجلی می یابد. اما حضور سایر قدرت های سازمانی از جمله: مهارتی، جذبه ای، ارجاعی و اطلاعاتی، در نهاد های اجتماعی نیز به شکل مشابهی با سایر انواع سازمان ها غیر قابل انکار است. به عبارت بهتر، قرار است مدیران هر سازمانی به جهت توانائی های فردی، شخصیتی، مهارتی و اطلاعاتی در مرحلۀ بالاتری از سایر همکاران شان قرار داشته باشند و نهاد های اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. جز اینکه در این قبیل مؤسسات، به دلیل ماهیت مشارکتی شان، تمامی این قدرت های به صورت کوتاه مدت و به نوعی از طرف تمامی مشارکت کنندگان در اختیار افراد قرار می گیرند. موارد مربوط به این مطلب نیز در ادامۀ بحث های این بخش و زیر عنوان "تصمیم گیری مشارکتی" بیان خواهد گردید. نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: عناصر سازنده راهبری |
توصیه ای به راهبران !... توصیه ای به راهبران !...
نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: توصیه ای به راهبران |
راهبری باش که خودت حاضری پيرو آن باشی !... راهبری باش که خودت حاضری پيرو آن باشی !...
يک راهبر بزرگ وقتی کامل است که مجموعه صفات زير را دارا باشد : برای يافتن راهبری که در وجود شماست نکات ساده زير را به ذهن بسپاريد : راهبر ، صداقت و اعتماد را تکثیر می کند : راهبر ، همواره اميد و الهام بخش است : راهبر برای رسیدن به موفقيت طرح می افکند و برای رسیدن به آن برنامه ريزی می کند : مسئوليت های يک راهبر : از دیگر مسئوليت های يک راهبر : اول خودتان را راهبری کنید : * ترجمه تیتر بالا مانند این مثل ایرانی است : "اربابی باش که حاضری نوکرش باشی" نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: از اصول راهبری |
موفقیت در مجموعه داری مستلزم داشتن روانی آرام است
چگونه فشارهای روانی را کنترل کنیم ؟ نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: کنترل فشارهای روانی |
سخنی کوتاه درباره گفتگو ...
نبایست از نظر دور داشت که اندیشیدن از دیدگاه مشارکتی نوینی که مورد بحث نوشتۀ حاضر می باشد، یک پدیدۀ جمعی است. به این معنی که کارآمدی و کارائی آن جز در بوتۀ حیات گروهی و در نتیجۀ برخورد، تبادل اندیشه و تعامل میان دیدگاه های متنوع، میسر نخواهد بود. اصولاً تبادل اندیشه و سایر تعامل های انسانی در ظرف های دوگانۀ مباحثه و گفتگو انجام می پذیرند. منظور از مباحثه، تقابل دو دیدگاه مشخص و متمایز در میدان اثبات برتری است. به عبارت دیگر، مقصود نهائی در بازی مباحثه چیزی جز برنده شدن نیست و نمی توان انکار کرد که تأکید به پیروزی بر نظرات و عقاید دیگران لزوماً با جستجوگری برای دریافت حقایق سازگاری ندارد. اما خوشبختانه، رفع این نقیصۀ ذاتی در معنای گفتگو میسر خواهد بود. مفهوم گفتگو در جریان آزادانۀ اندیشه و معنا میان افراد شکل می پذیرد: جریانی که تنها در بستر وسیعی از واژگان و معانی مشترک سیلان خواهد داشت. با اندکی تأمل در همین تعاریف، می توان به سادگی پی برد که تنها به یاری گفتگو است که می توان بدون انحراف "جزء" به سمت "کل"، به دریافت و شناخت کل دست یافت. همچنین تنها با تکیه بر مبانی یک گفتگوی سازنده است که می توان به نارسائی های موجود در ماهیت اندیشیدن فردی پی برد. این بدان سبب است که اصولاً اندیشه به جهت ریشۀ فردی اش، از اینکه پدیده ای مشارکتی باشد سر باز می زند و تمایل به حفظ موضع یک جانبه نگر خود را دارد. در پی چنین موضع فردی است که اندیشه، رسالت حقیقت طلبانه و جستجو گر خود را رها کرده و عملاً جای خود را با تواتر اجرای یک برنامۀ مشخص و از پیش تعیین شده، تعویض می نماید. از این دو مهم تر آنکه اندیشۀ فردی تا حد قابل توجهی متأثر از مشکلات شخصیتی افراد بوده و با به کار گیری معیار های شخصی، راه را بر زمینۀ خلاقیت های مطلوب برای مواجهه با مسائل می بندد. به این ترتیب، اندیشۀ انسانی که ارزشمند ترین ابزار متمایز کنندۀ او از سایر جانداران است، گاهی اوقات چونان بندی افراد را اسیر خود ساخته و سرنوشت آیندۀ آنان را از طریق دخالت های دائمی در فرآیند تصمیم گیری شان در دست می گیرد. به علاوه، همین اندیشه های شخصی هستند که حتی واقعیت موجود در جهان را نیز به رأی و نگاه خود تفسیر کرده و به صورت مجازی تغییر می دهند. درست به همین دلیل است که خطای نوع سوم یا همان اشتباه در حل مسألۀ نادرست، در بین تمامی انسان ها تا این حد رایج می باشد. اما راه اصلی پرهیز از افتادن در چنین دامی، پذیرش و باور تحول ذهنی یا انتقال پنداشت می باشد. منظور از چنین تحول و انتقالی، دستیابی به حالت ویژه ای از هوشیاری، بینش و آگاهی در جهت دریافت و شناخت مؤثر ساختار های اندیشه ای نوین است. اگر ورای پیچیدگی واژگان و ترکیب های ارائه شده به این موضوع نگریسته شود، مهمترین ابزار برای شرکت در یک گفتگوی سازنده، چیزی جز اشتیاق برای یادگیری نیست. از سوی دیگر اگر با این نگرش به مسائل جهانی نگاه شود، می توان دریافت که علت اساسی بسیاری از مشکلات امروزین نشأت گرفته از ناتوانی انسان ها در جذب و یادگیری مفاهیم پیچیدۀ جهان نوین اطراف شان است. به این ترتیب، اهمیت محوری اصل شوق به یادگیری و نتیجتاً مفهوم آموزش این بار از طریق گفتگو میان انسان ها و تبادل آرا و افکار شان، آشکار می گردد و دیگر بار نمایان گر این واقعیت خواهد بود که ادارۀ اجتماعات به شیوۀ مشارکتی تجلی گاه مناسبی برای پاسخگوئی به نیاز های فراگیری افراد یک جامعه است. نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: رموز گفتگو |
اعتماد به نفس
اعتماد بنفس بالا، يك ضرورت حياتي عـزت نــفس و اعــتماد بنفس بنيادي ترين بخش شخصيت يـك فرد مي بـاشـد كه در تمام جوانب زندگي فرد خود را به نـحـوي متـظـاهــر مي سازد. اعتماد بنفس سالم و بالا يك ضرورت حـيـاتي و مـطـلق بـــراي هر فردي ميباشد. اعتماد بنفس را ميتوان چنين تعريف كرد: * باور و اعتقادی كه فرد نسبت به خود دارا میباشد. افرادی كه از اعتماد بنفس پایینی برخوردار میباشند دارای خصوصیات زیر هستند: اعتماد بنفس واقعی اعتماد بنفس حقیقی یك حس درونی می باشد بدون وابستگی به جهان خارج، رویدادها، موفقیتها، شكستها و افراد دیگر. اما عزت نفس و اعتماد بنفس واقعی بسیار نادر و نایاب میباشد زیرا اغلب اعتماد بنفسها كاذب و نقابی برای پنهان سازی اعتماد بنفس پایین میباشد. اعتماد بنفسهای غیر واقعی را میتوان در موارد زیر یافت: *اعتماد بنفسهای كاذب: اینگونه اعتماد بنفسها وابسته و زود گذر میباشند.مانند اعتماد بنفسهایی كه به جهت ثروت،شهرت،محبوبیت،به تن داشتن لباسهای فاخر،قدرت و زیبایی ظاهر در افراد نمود می یابند كه همگی كاذب بوده و ارتباطی به ماهیت واقعی فرد ندارند. همچنین اعتماد بنفس به مفهوم برتری داشتن، تكبر وخود بینی نمیباشد زیرا این خصوصیات رفتاری از اعتماد بنفس پایین نشات میگیرند. اعتماد بنفس شما نباید یك پدیده مقایسه ای و رقابتی باشد زیرا در این هنگام شما خود را در معرض احتیاج و وابستگی به پذیرش دیگران قرار خواهید داد كه با اعتماد بنفس واقعی و ناب منافات دارد. افراد با اعتماد بنفس بالا نیازی به پذیرش، موافقت، تائید، تشویق و دلگرمی دیگران ندارند. همچنین اعتماد بنفس بالا اینگونه نیست كه شما را از... نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: اعتماد به نفس |
20روش و نکته ثابت شده برای رسيدن به بهترین مو فقیت
همانند یک بازاریاب شبکه ای برجسته بیاندیشید تا یک بازاریاب شبکه ای برجسته باشید. درصورتی که نمونه های ذهنی و فکری یک بازاریاب برجسته را بپذیرید و قبول کنید , می توانید با قدرت هر چه تمام تر , دوره زمانی لازم برای تبدیل شدن به یک بازاریاب برجسته تسریع بخشید , زیرا منطقی ترین روش یادگیری شیوه آزمایش و خطاست . در اینجا۲۰ روش و نکته ثابت شده برای رساندن شما به بهترین موقعیت آورده شده است : 1- یک دلیل بزرگ و مهم برای خود بیاورید که چرا می خواهید یک بازاریاب برجسته شوید؛ دلیلی که واقعا اصل قضیه و مطلب را برای شما عنوان کند و اجازه دهید نیروی محرک روزانه شما باشد و مانند چوبی که برای افروختن آتش در درون خود نیاز دارید , از آن استفاده کنید . 2- تعداد محدودی اهداف محرک و طلایی برای خود برگزینید ؛ اهدافی که دستیابی به آنها انگیزه شما برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای باشد . آنها را یادداشت و گاهی مرورشان کنید . اطمینان یابید که آنها اهداف خود شما هستند و نه اهداف کسانی دیگر . از برانگیختگی و اشتیاق خود برای دستیابی به اهدافتان استفاده کنید . دلائل و اهداف بزرگ برای خود انتخاب کنید تا شما را در مواجهه با موانع , هدایت و رهبری کنند , اهدافتان از شما فردی می سازند که برای رسیدن به آنها ساخته شده اید و مناسب هستید . هدف بزرگتر , برای وفادار ماندن به اتمام رساندن آن هدف نیروی بیشتری در شما ایجاد می کند . 3- ذهنیت خود را برای یک سخت کوشی آماده کنید . این هدف , که موفقیت پیش از کارکردن حاصل می شود تنها در قصه ها وجود دارد . هر کسی سخت کوش تر باشد در موفق شدن خوش شانس تر است . از هوشیارانه بودن سخت کوشی خود اطمینان حاصل کنید . اگر چیزی درست کار نمی کند از تمرکز کردن صرف تنها روی آن خودداری کنید و کار دیگری انجام دهید . 4- ذهنیت فعال داشته باشید . یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بازاریابان تازه کار و آماتور مرتکب می شوند این است که فکر می کنند مجبورند همه چیز را درباره محصولات و فرصت هایشان پیش از آنکه بتوانند فعالیت تجاری خود را آغاز کنند , یاد بگیرند . شما باید بدانید 90 درصد نیروی خود را روی کار و فعالیت و 10 درصد انرژی خود را برای یادگیری کنار بگذارید . این یک تجارت فعال است . اصول پایه را یادبگیرید . از ابزارهای موجود و امکانات سیستم استفاده کنید . بازاریابی شبکه ای انجام دادن آن است , نه فقط مطالعه کردن درباره آن . این نکته برای موفق شدن بسیار اهمیت دارد . 5- متمرکز ووسیع فعالیت کنید , نه اینکه فقط به طور صرف فعال باشید . هرآنچه در توان دارید برای این کار بگذارید . یک تعهد و الزام کامل برای خود ایجاد کنید و پیش بروید . اگر بازاریابی شبکه ای را به عنوان یک عادت و تفریح یا تنها به عنوان یک درآمد نیمه وقت برای خود درنظر بگیرید , آنگاه شما عضوی بی اهمیت و اتفاقی برای این کار خواهید شد . اگر شما قصد به دست آوردن درآمدی بزرگ و عظیم از بازاریابی شبکه ای را دارید , باید متمرکز و وسیع فعالیت کنید . 6- تلاش و فعالیت آن چیزی است که برای شما نتیجه به بار می آورد اما باید توجه داشته باشید که نباید پیش از فعالیت , مثبت اندیش باشید . خود را برای فعالیت و کار مداوم روزانه قانون مند کنید . بدون در نظر گرفتن آن که هر روز چه احساسی دارید یا چه چیزی ذهن شما را درگیر کرده , روزانه کاری برای بهتر کردن تجارت خود انجام دهید . آنچه شما را به خریداران و توزیع کنندگان می رساند یک برنامه ریزی روزانه است . خود را برای انجام دادن مداوم و روزانه قانون مند کنید . تلاش سازگار مداوم و پایا برای موفق شدن شما بسیار مهمتر و باارزش تر از این است که شما یک شلیک داغ و ناگهانی داشته باشید . 7- یک نگاه و دید دور اندیش داشته باشید . مطابق و درحدود بودجه خود برای تجارت کردن سرمایه گذاری و خرج کنید . برای درازمدت برنامه ریزی داشته باشید . 8- زمان می برد تا پایه های اساسی درآمد خود را بسازید و بالا ببرید , اما وقتی شروع به بالا آمدن و ساخته شدن بکند (از زمان بهره دهی و به سود رسیدن ) باید بدانید که هیچ چیزی در دنیا بهتر از آن نمی باشد . 9- شما باید واقعا محصولات و فرصت هایتان را دوست داشته باشید . هیچ راهی وجود ندارد که شما موفق بشوید , بدون آنکه محصولات و فرصت هایتان را باور کرده یا درباره آنها مشتاق باشید . لزومی ندارد که شما اشتیاقی دیوانه وار داشته باشید . تنها یک نیروی ثابت کافی است . به شرط آنکه از باور واقعی و قلبی شما برآمده باشد . یک سئوال خوب که شما می توانید پیش از وارد شدن به هرنوع سیستم بازاریابی شبکه ای از خود بپرسید , این است که آیا من این محصول را با این قیمت پایین صرف نظر از امکانات و فرصت هایی که دارم می خرم ؟ پرسش دوم این است که آیا من به مادرم پیشنهاد می کنم که چنین محصولی تهیه کند ؟! این دو پرسش شما را در انتخاب این دو اشتباه و احساس تأسف ناشی از آن در امان نگه می دارد . 10- تجارت شما آن گونه که شما عمل می کنید به بار می نشیند . همچنین شیوه اندیشیدن شما درباره آن , چگونگی عملکرد شما را تعیین می کند , اگر شما فکر می کنید که درآمد شما در ماه 300 دلار است , به شیوه خاصی با آن برخورد می کنید , ولی اگر فکر کنید درآمدتان بالغ بر 10,000 دلار یا 100,000 دلار است به شکل دیگری با آن برخورد می کنید . به خاطر بسپارید که به هرنحوی درباره این تجارت فکر کنید , همان طور هم نتیجه می گیرید , نحوه اندیشیدن شما , نوع درآمد زایی این تجارت را تعیین می کند . 11- از شکست نترسید . باید بیشتر دوست داشته باشید که خیلی زود به موفقیت نرسید . در این صورت شما اشتباه کرده اید . پاسخ همه پرسش ها را نخواهید دانست . شرکتی که شما با آن کار می کنید ممکن است از گردونه تجارت خارج شود . ممکن است فرصت های بسیاری را برای پیداکردن فرصت مناسب استفاده کنید یا به هدر بدهید . درک موفقیت اصولی بر پایه شکست ساخته شده است . تنها زمانی طرز کار کردن یک وسیله را یاد می گیرید که شیوه کار نکردن آن را یاد گرفته باشید . کنارگذاشتن شکست مسبب پیروزی است . از شکست هایتان درس بگیرید . خودتان را به سمت هدف هایتان پرتاب و به آنها حمله کنید . فهمیدن و درک کردن ترس از شکست بسیار با ارزش تر است . پیروزی شامل فروتن بودن به میزانی است که شما به خودتان اجازه دهید اشتباهات را کنار بگذارید و از آنها درس بگیرید . 12- قابلیت یادگیری داشته باشید . شما دریک مدرسه هستید و هرروز چیز تازه ای یاد خواهید گرفت اگر در حال انجام دادن این تجارت هستید , شما مجبورید این تجارت را انجام دهید تا آن را یاد بگیرید . راه دیگری برای یاد گرفتن بازاریابی شبکه ای وجود ندارد . وقتی چیزها درست کار نمی کنند تا پیدا کردن یک فرد موفق درآن کار , خودتان کارتان را چک کنید . به آنچه آنها می گویند گوش کنید . آنها با ارائه دلیل و مدرک موفق ترند . شما به طور موقتی احساس ناراحتی می کنید تا زمانی که کارها ی جدیدی که باید انجام دهید تا به وسیله آنها توانایی های مورد نیازتان برای یک بازاریاب برجسته بودن را کسب کنید برایتان به صورت یک عادت درآید . با رغبت کامل به سمت پیشرفت تدریجی و مداوم پیش بروید . در این صورت سریعتر به موفقیت می رسید . 13- تمام خطوط ذهنی خود را همیشه پر نگه دارید . یکی از کلیدهای موفقیت این است که در آن سریع حرکت کنید تا زمان کافی برای پرداختن به شکست یا برگشت نداشته باشید , زیرا تمام ذهن شما بر فعالیت های مثبت متمرکز شده است , فعالیت هایی که اساس تجارت شما را می سازند . وقتی همه خطوط ذهنی خود را پاک کنید , عدم علاقه مندی کسی باعث قرار گرفتن شما در سختی و موقعیت بد نمی شود و شما را تحت تأثیر قرار نمی دهد . 14-از خودتان بپرسید امروز چه کاری می توانید انجام دهید تا بنای تجارت شبکه ای خود را عظیم تر کنید و سپس آن را انجام دهید . 15- تلفن بهترین دوست شماست . بر تلفن تسلط پیدا کنید و از آن ثروت به دست بیاورید اگر از تلفن بترسید , هیچ گاه درآمد مهمی در بازاریابی شبکه ای به دست نخواهید آورد از تلفن برای پرگویی روسا و خریداران خود استفاده کنید . خودتان باشید رفتار دوستانه داشته باشید و مشتاق و علاقه مند باشید . همیشه لبخند برلب داشته باشید به خصوص وقتی صحبت می کنید . 16- ذهنیت دوراندیش داشته باشید . پیوسته به یگانه و یکتا بودن فکر کنید وراههای تازه ای برای به دست آوردن خریداران و توزیع کنندگان جدید خلق کنید وسپس آنها را انجام دهید .فکرکردن و عمل کردن باید دست دردست هم حرکت کنند . 17- بازاریابی شبکه ای برای همه کس نیست . سعی کنید با همه اشخاص درباره این نوع تجارت صحبت کنید زیرا مجبورخواهید شد درمورد شیوه کارکردن در این نوع تجارت با آنها صحبت کنید . شما نمی توانید نوع دیگری از تجارت برای آنها بسازید . بهترین موقعیت شما از درون داستان موفقیت خود شما خلق شود . باید به دنبال کسانی باشید که این تجارت را می خواهند و آمادگی پذیرش و فراهم کردن آنچه را شامل آن می شود دارند . به همین دلیل و به همین سادگی , شما تنها یک جورکننده هستید نه یک فروشنده . 18- دقیقا از همین جایی که هستید آغاز کنید . شما نمی توانید موقعیت مالی خود را با خانه ساختن روی آن و پوشاندن آن یابا شکایت کردن از آن عوض کنید . تنها چیزی که موقعیت شما را تغییر می دهد , خود شما هستید . حتی اگر کاملا ورشکست شده اید می توانید موقعیت مالی خود را با بازاریابی شبکه ای بهبود ببخشید . تنها به یاد داشته باشید که ممکن است طول بکشد .احتمالا در این راه سختی و مشقت باید بکشید و همچنین خلاق باشید . شما می توانید , در صورتی که هرگز از پا نایستید . فرصت ها همیشه در خلال کار کردن ایجاد می شوند . 19- راستگو باشید و از قرار دادن همه فرصت ها بر پایه حرص و طمع خودداری کنید . 20- از خدا کمک بطلبید . برای برکت کارهایتان , معرفت , دوام , استحکام , نیروداشتن , خلاق و مبتکر بودن دعا کنید . او از شما محافظت و نگهبانی خواهد کرد با همه منابعی که به آن نیاز دارید , برای همه زندگی تان نه فقط برای این کار (بازاریابی شبکه ای) . وقتی یک بازاریاب شبکه ای موفق شدید , به یاد داشته باشید که شما تنها فرد موفق دراین کار نیستید . سپاسگذار و حق شناس باشید . به نفس خود اجازه ندهید که شما را حقیر کند . ارزش ها همیشه پیش از سقوط و هبوط پیدا می شوند . فراموش نکنید که از کجا آمده اید . به دیگران هم کمک کنید تا به موفقیتی معادل موفقیت و کامیابی شما برسند .
تا می توانی در تاریکی شمعی روشن کن
نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: از رموز موفقیت |
تفاوت اراده ی انسان معنوی با انسانهایی كه معنوی نیستند !... تفاوت اراده ی انسان معنوی با انسانهایی كه معنوی نیستند !...
۱. بعد معرفتی یا عقیدتی و یا شناختی: یعنی مجموعه باورها، عقاید، آرا و افكاری كه داریم. خواه درست، خواه نادرست، خواه صواب و خواه خطا. مجموعه آنچه كه میدانیم یا گمان میكنیم میدانیم، مجموعه آنچه كه باور داریم. ۲. بعد عاطفی و احساسی: یعنی چیزهایی كه از آن لذت یا رنج میبریم. مجموعه احساسات و علایق، عشقها، نفرتها، دوستیها و دشمنی ها، امیدها، ناامیدیها، خشمها و خشنودیهای ما به بعد عاطفی یا بعد لذات و آلام ما بستگی دارند. ۳. بعد ارادی: یعنی اینكه ما چه خواستههایی داریم، احساس نیاز به چه چیزی میكنیم. طبعاً هرچه كه خواستهی ما باشد و ما به آن احساس نیاز كنیم در مقام اراده به سوی او منعطف هستیم یعنی تصمیم بر رسیدن به آن چیز داریم. هیچ چیز در درون شما نیست كه در این سه ساحت قابل رده بندی نباشد: ساحت معرفتی، عاطفی، ارادی. حالا بحث من در ساحت سوم یعنی ساحت ارادی است. یعنی بحث این است كه انسان معنوی چه میخواهد كه ما نمیخواهیم؟ انسان معنوی چهار چیز میخواهد. (توجه كنید كه من اصلاً تعبیر دینی به كار نمیبرم. تعبیر عرفانی هم به كار نمیبرم. اینكه من چرا از تعبیر معنویت استفاده میكنم، اكنون جای توضیحش نیست ولی به هرحال بنده، هم بین معنویت و عرفان تفاوتهایی می بینم، هم بین معنویت و دین، و تمام تأكیدم بر بعد معنویت است.) در بعد ارادی این چهار چیز مهم است. انسان معنوی انسانی است كه می خواهد: اولاً، خودش را بشناسد من درباره این چهارچیز توضیح میدهم. انسان معنوی یك تفاوت جدی با ما دارد. ما انسانها كمتر در پی این هستیم كه خودمان را بشناسیم كمتر در پی این هستیم كه ببینیم چه نقاط قوت و چه نقاط ضعفی در ما هست. چه امكانها و استعدادهایی در من هست. تفاوتهایی كه با دیگران دارم در چه ناحیهای است. چون آنچه من را «من» میكند تفاوتهایی است كه با شما دارم نه شباهتهایی كه با شما دارم. انسانهای عادی در پی شناخت خودشان نیستند. سقراط در میان فیلسوفان دوران باستان، نخستین فیلسوفی بود كه میگفت ورود به فلسفه با دو شعار آغاز میشود. هركه این دو شعار را اولاً «فهم» نكرده و ثانیاً «قبول» نكرده است، فیلسوف نیست؛ هرچه قدر هم با مباحث فلسفی آشنا باشد و بر آنها تسلط داشته باشد. سقراط میگفت انسان از وقتی آغاز به فیلسوف شدن میكند كه این دو شعار را شعار زندگیاش قرار بدهد: اولاً اینكه «خود را بشناس» و دوم اینكه «زندگی نیازموده را نباید زیست». زندگی نیازموده یعنی چه؟ یعنی زندگیای كه من و امثال من داریم. در زندگی من و امثال من اگر كسی بخواهد دلیل كاری كه كردهایم، دلیل سخنمان، سكوتمان، رفتنمان، آمدنمان، صلح و جنگ و آشتی و … ما را پیدا كند، یا به واسطهی مسائلی است كه پدران و مادرانمان به ما آموختهاند یعنی تعلیمات دوران كودكی یا القائاتی است كه معلمان و مربیان ما در آموزشگاهها و مدارسی كه در طول عمرمان گذراندهایم به ما آموختهاند یا عادتهاست یا افكار عمومی است یا تقلیدها و تعبدهاست. اینهاست كه زندگی را اینگونه شكل میدهند. هركدام از ما اگر در خودمان كندوكاو كنیم میبینیم كارهایی كه میكنیم یا تحت تأثیر (1) تلقینات پدر ومادرمان است یا تحت تأثیر (2) القائات معلمان و مربیانمان است یا تحت تأثیر (3) عادات است یا تحت تأثیر (4) افكار عمومی یا (5) تقلید و تعبد. مثلاً چون آقای فلانی گفته الف، ب است پس من هم معتقدم الف ب است. چون فلانی گفته فلان خوب است پس من هم معتقدم فلان خوب است. نقطهی مشتركی كه در این پنج عامل هست این است كه هیچكدام از اینها را خودمان نیازمودهایم و در همه اینها، به حرف دیگری گوش دادهایم. اما بچه در دوران بچگی هیچوقت اینطور نیست. بچه حداقل باید یك بار دستش بسوزد تا باور كند فلان چیز میسوزاند. یعنی زندگیاش آزموده است. ولی متأسفانه از سن نه سالگی، این خاصیت را كه بزرگترین خاصیت آدمی است، از دست میدهیم و نیازموده زندگی میكنیم. هیچ مسألهای را خودمان نیازمودهایم همه «میگویندهای دیگران» است كه زندگیمان را در مجراها و دهلیزهای خاصی پیش میبرد. سقراط میگفت زندگی وقتی ارزش زیستن دارد كه خودم بتوانم گام به گام بگویم خودم آزمودم و به این نكته رسیدم و بر مقتضای این نكته سیروسلوك میكنم.
1. «من»ی كه واقعاً وجود دارد به تعبیری كه «توری» روانشناس اجتماعی معروف امریكایی میگفت اینها درمیان ما كاملاً بههم آمیخته است. میدانید بیشتر با چه «من»ی داریم زندگی میكنیم؟ اگر دقت كنید میبینید بیشتر ما با تصوری كه دیگران از ما دارند در حال زندگی هستیم واین بدان معنی است كه ما خودمان را نمیشناسیم. ما درواقع داریم فیلمی بازی میكنیم كه دراین فیلم نقشی را كه ما باید بازی كنیم، دیگران تعیین كردهاند و از این نظر است كه من همیشه جوری دارم زندگی میكنم كه شماها امر خلافی از من نبینید، امر خلاف توقعی از من نبینید. انسان معنوی اصلاً كاری به این ندارد كه دیگران چه تصوری از او دارند. اصلاً كاری به این ندارد خودش چه تصوری از تصور دیگران دربارهی خودش دارند و باز كاری به این ندارد كه دیگران چه تصوری از تصور خودش برخودش دارند. فقط تمام هم وغمش این است كه من واقعاً چه هستم؟ نقاط قوتم چه هست و نقاط ضعفم چه هست؟ استعدادها و نیروهای من چه هستند؟ امكانهای من چه هست و آن چه می توانم بشوم و هنوز نشدهام چه هستند؟ آن چه میتوانستم بشوم و شدهام و نبایستی میشدم، آن چه هست؟ این یك خودكاوی جدی است واین آهنگ، نخستین گام انسانهای معنوی است. انسان معنوی میخواهد دراین گرد و غباری كه خودش، خودش را نمیشناسد، بتواند خودش را بشناسد و باید این گرد و غبار را فرونشاند. فرونشاندن این گرد و غبار یعنی اینكه از این به بعد من درباره خودم به هیچ تصوری كه دیگران دارند توجه نمیكنم و این بدان معنی نیست كه دیگران برای من بیقدرند. اتفاقاً خواهم گفت كه نزد انسان معنوی، انسانهای دیگر هم به اندازه خودش قدر دارند. اما اجازه نمیدهد تصورات دیگران درباره او جایگزین تصور واقعی كه او باید از خودش داشته باشد، بشود. بنابراین، «خود را بشناس»، دعوت به نوعی خویشتنبینی ناشی از خودكاوی است كه من ابتدا خودكاوی كنم تا بعد خودم را عریان ببینم؛ بدون گرد و غباری كه آثاری از نظرات دیگران درباره من در من ایجاد كرده است. بعد از این، انسان معنوی به یك اراده دومی هم میرسد كه من علاوه بر اینكه باید خودم را بشناسم، باید خودم باشم و این «خود بودن» بسیار بسیار اهمیت دارد. خود بودن به این معنی است كه من هرچه كه در درونم تحقق پیدا میكند باید در بیرون هم درمن جلوه پیدا كند. یعنی باید «بود» من با «نمود» من مثل این دو دستم با هم ارتباط داشته باشد. من در درونم چه هستم، در بیرونم همان را بنمایم. این فاصله افتادن میان بود و نمود، فاصله افتادن میان باطن من و ظاهر من، فاصله افتادن میان آنچه كه من میاندیشم، آنچه احساس میكنم و آنچه میخواهم و آنچه كه در بیرون یا میگویم یا مینویسم یا میكنم، این فاصله افتادن سم مهلكی است برای انسان. انسان معنوی باید ظاهر و باطنش انطباق كامل داشته باشد؛ یعنی هیچ شكافی ظاهر او را از باطنش جدا نكند. همه كسانی كه مثل من اهل معنا نیستند كم و بیش دچار یك چنین شقاق شخصیت، شكاف شخصیت یا یك چنین شیزوفرنی هستند. یك چنین شیزوفرنی در ما وجود دارد، واقعاً وجود ما منشق به دو شق است یكی آنچه كه هستیم ودیگری آنچه كه مینماییم. وقتی كه من عقیده دارم الف ب است ولی بر زبانم جاری میشودكه الف ب نیست یا برقلمم جاری میشود كه الف ب نیست، بین ظاهر و باطن من شكاف ایجاد شده است. وقتی كه من از الف لذت می برم و به شما میگویم كه از ب لذت میبرم، از الف لذت میبرم ولی به شما میگویم از الف درد و رنج میكشم، در این صورت باز بین ظاهر و باطن من فاصله افتاده است. این فاصله نیفتادن بین ظاهر و باطن یعنی اینكه من خودم باشم و در طول زندگی در حال فیلم بازی كردن نباشم. یك مادری كه واقعاً در صحنه زندگی با جسد بچهاش مواجه میشود به سرش میزند و گریه و ناله سرمیكند با یك مادری كه در فیلمی دارد نقش یك مادر داغدار فرزند از دست داده را بازی میكند فرق دارد. فرق این است كه آن مادر در ظاهر و باطن دارد این كار را میكند ولی این هنرپیشه تنها در ظاهر این كارها را میكند و در باطن فكرهای دیگری دارد. ما همگی درحال فیلم بازی كردن هستیم. همه ما در باطن خودمان چیزهایی میگذرد و در ظاهرمان چیزهایی دیگر جریان پیدا میكند. بین «بود» ما و «نمود» ما، بین «وجود» ما و «ظهور» ما و بین «كمون» و «بروز» ما یك شكاف جدی وجود دارد. این شكاف همان شكافی است كه در لسان دینی به آن میگویند «نفاق». نفاق در عربی یعنی شكاف. وقتی میگویند كسی منافق است یعنی بین ظاهر و باطنش شكاف وجود دارد و در لسان اخلاقی ما به این میگوییم «بیصداقتی». صداقت یعنی ظاهر و باطن بر یكدیگر انطباق پیدا كردن. یعنی واقعاً هر چه میگویم به آن اعتقاد داشته باشم. هرچه مینویسم به آن اعتقاد داشته باشم. هرچه میكنم، چیزی است كه اعتقاد دارم كه باید بكنم. این صداقت به این معنی جلوی بسیاری از خلافها را میگیرد كه اولی «ریا»ست. ریا درست خلاف صداقت است. ریا یعنی اینكه من دارم ظاهرسازیای میكنم درست مخالف آنچه در باطن من است. دومین خلاف، دروغ گفتن است. در دروغ من به چیزی اعتقاد دارم، ولی چیز دیگری بر زبانم جاری است. دروغ یكی ازمظاهر بیصداقتی است. انسان معنوی از این شكاف كاملاً دور است. انسان معنوی میخواهد خودش باشد و بنابراین به هیچوجه نمیخواهد فیلم بازی كند. هرچه میگوید همانی است كه به آن اعتقاد دارد و هرچه بر زبان و قلمش جاری میشود، همین است و بنابراین اهل ریا نیست، اهل دروغ نیست، اهل فریب نیست و اهل چاپلوسی نیست و از این چهار مسأله بنیان برافكن زندگی كه ناشی از بیصداقتی است، مبرا ست. ما هم اهل ریا هستیم، هم اهل دروغیم و هم اهل فریب و هم اهل چاپلوسی و این چهار آفت به این دلیل است كه مابین ظاهر و باطنمان فاصله افتاده است. انسان معنوی در گام دوم از گامهای ارادیاش، اراده میكند كه این فاصله را كم كند تا آنجایی كه میتواند كم كند واگر خیلی هم بخت یار باشد و خیلی موفق باشد این فاصله را به صفر میرساند و این همان چیزی است كه در معنویت به آن «خلوص» گفته می شود. خلوص یعنی ظاهر و باطن پاك و آراسته و تفاوتی بین ظاهر و باطن وجود ندارد نه مغشوش میكند ظاهر باطن را ونه مغشوش میكند باطن ظاهر را. این همان چیزی است كه فیلسوفان اگزیستانسیالیسم از آن تعبیر میكنند به «اصالت»، در روزگار ما (Authenticity) یعنی اصالت. انسان اصیل انسانی است كه هیچ وقت نمیخواهد كاری كند خلاف آن چیزی كه در درونش میگذرد، چیزی را كه خلاف آن چیزی است كه در درونش هست. ما به این معنی اصیل نیستیم، ما اصالت نداریم و چیزهایی كه ازما ظاهر میشود واقعاً فاصله دارد با آن چیزهایی كه از ما در درونمان تحقق یافته است. این اصالت شرط لازم یك زندگی معنوی است اگرچه شرط كافی نیست؛ ولی به جد گرفتن آن بسیار بسیار تأثیرگذار است. حالا بحث اینكه اگر من اصیل باشم حتی با همنوعان خودم چه تفاوتهای كیفی رخ می دهد به بحث قسمت پنجم برمیگردد و الآن به آن نمیپردازم.
نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: ارده انسان و ... |
بدانید از رموز موفقیت
بدانید از رموز موفقیت به نظرم يكي از مهمترين رموز موفقيت در زندگي و كار «برخورداری از اطلاعات بيشتر» است. وقتی دانش و اطلاعات شما بيشتر باشد، تصميم درست تري اتخاذ ميكند كه اين هم به نفع شماست و هم به نفع سازمان يا شركت شماست. سي سال پيش، تلفن همراه وجود نداشت، فكس وجود نداشت، اينترنتي در ميان نبود و كامپيوترها به اين اندازه نبودند كه فقط روي يك ميز فضاي كمي به خود اختصاص دهند يا حتي قابل حمل باشند. اما سي، پنجاه يا حتي يكصد سال پيش ميتوانستيد افرادي را بيابيد كه در كار و زندگيشان موفق بوده اند: آنها چه ميكردند كه به موفقيت دست مييافتند؟ آيا در اتاق پشتي فروشگاه يا شركتشان، يك دستگاه كامپيوتر نوت بوك داشتند كه به شبكهی اينترنتي مخفي آن زمان متصل بود؟ نه! چنين چيزی آن زمان امكان پذير نبود. ما داريم حتي در مورد زمانی صحبت می كنيم كه روزنامهها آنقدرها هم فراگير نشده بودند و صنعت چاپ يك صنعت مدرن و مكانيزه مثل امروز نبود. اما اگر در مورد افراد موفق تحقيق كنيد خواهيد ديد كه موفقترين آنها دارای شبكهاي قوي از ارتباط با افراد موفق ديگر بودند. افراد موفق در كار و زندگی فقط اجازه ميدادند كه افراد موفقي چون خودشان دور و برشان باشند، با آنها معاشرت ميكردند و از آنها چيز مياموختند. اين خودش يك راز موفقيت است كه نسل به نسل و سينه به سينه اين راز را به يكديگر انتقال ميدادند. تحقيق كنيد و ببينيد كه افراد موفق كساني بودند كه اطلاعات و اخبار و دانش و تجربه ی ديگران را به سوي خود جذب ميكردند. چگونه؟ خيي ساده : آنها جوياي علم و دانش و اطلاعات بودند. به راحتي و بدون خجالت و رودربايستي آنچه نميدانستند را از آگاهان و ناظران ميپرسيدند. پس يك راز موفقيت ديگر همين است كه اگر چيزي را نميداني بپرسيد و بعد در باره آنچه به دست ميآوريد، پرس و جو كنيد و اطلاعات خودتان را افزايش دهيد. افراد موفق، افراد موفق ديگر را زير نظر ميگيرند و منابع خبری و اطلاعات و تجربههای آنها را شناسايي ميكنند و خودشان در صدد اين برميآيند كه با آن منابع ارتباط برقرار كنند. در قديم، زماني كه اين تكنولوژی نوين كنوني در اختيار نبود، مثلاً در دوره ی كشاورزي، پدران به فرزندان (اكثراً پسران) اين دانش و اطلاعات و تجربيات را منتقل مي ساختند، در دوره ی صنعتي، پدران ديگر توانايي اين را نداشتند كه همه ی اطلاعات را به فرزندانشان بدهند بنابر اين آنها را راهي كارگاهها و دانشگاهها ميكردند تا مهارت هاي لازم را از استادان فرابگيرند. ما اكنون در عصر و دورهاي هستيم كه به آن عصر اطلاعات و ارتباطات ميگويند، عصري كه من آن را عصر گرداب گسترده گيتي ميدانم (كه ماهيت جذب كردن دارد و بي چون و چرا همه را در نهايت به سمت و سوي خود جذب ميكند.) در اين عصر، افراد موفق، افرادي هستند كه خيلي سريع و حرفهاي مهارتها را به صورتي خودآموخته فرا ميگيرند و به كار ميبندند. پدران و دانشگاهها واقعاً و در عمل نميتوانند همه ی آنچه افراد به آن نياز دارند را بدهند، پدران اگر بتوانند فقط ميتوانند حمايت كنند و تشويق، استادان فقط ميتوانند راه را نشان بدهند و فرزنداني كه جويای علم و دانش و موفقيت هستند بايد اقدام كنند به جستجو و كاوش در منابع عظيم اطلاعات موجود و فراگرفتن آنچه بايد بدانند. پس يكي از ديگر رموز موفقيت اين است جستجو كنيم و خودمان، خودمان را آموزش دهيم با استفاده از منابع علمي و كاربردي موجود (مواد و مطالب و كتب آموزشي و منابع انساني آموزشي). اينترنت، امروز فضايی است كه شما ميتوانيد در آن همهی اين كارها را انجام دهيد. من اين را معجزهی موفقيت ميدانم. بگذاريد يك مثال بزنم. در اينترنت در حال حاضر ميليونها سايت موجود است با ميلياردها صفحه اطلاعات، هزاران هزار نفر از بهترين استادان و دانشمندان به آن متصل هستند كه هريك منابع خاص و تخصصي خود را يافتهاند و خود را با استفاده از آن منابع به روز ميكنند. دقيق كه نگاه كنيم، آنها را افراد موفقي خواهيم يافت و طبق آنچه در بالا گفتم كافي است خودمان را به آنها و نيز به منابع آنها نزديك كنيم و از اين ارتباط و اتصال براي دستيابي به موفقيتهاي خود استفاده كنيم. اخبار و اطلاعات را دريافت كنيد و با آنها به روز باشيد و مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد. اين هم راز ديگري است از موفقيت. به اين ترتيب بعد از مدتي ميتوانيد با رقبا به رقابتي سالم بپردازيد چرا كه ممكن است تحليل شما از قضايا درست تر باشد به خاطر تنوع بيشتري كه از منابع اطلاعاتي و اخبار خود داشته ايد. نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: از رموز موفقیت |
چگونه با مشتری تماس برقرار کنیم؟
به این سوال پاسخ دهید : هدف یک شغل یا بیزینس چیست..؟ هر شغلی که در جهان وجود دارد؟ اگر پاسخ شما این می باشد بدین معنی است که شما فقط به خودتان فکر می کنید پس از مخاطبتان چه انتظاری دارید؟ به شما گوش کند و محصولاتتان را خرید کند یا در جلسۀ معارفۀ (presentation) شما شرکت کند؟ شما باید به آنها و مشکلاتشان اهمیت دهید. یعنی خوب گوش کنید و بعد از اینکه از گذشتۀ آنها و مشکلاتشان مطلع شدید در صدد رفع نیاز آنها یا مشکلاتشان باشید . با این نگرش حالا می توانم شش مرحله برقراری تماس با مشتری را به شرح زیر برایتان بیان کنم. اما باید بدانیم که بدون نگرش فوق انجام شش مرحله زیر کاری بیهوده است: شش مرحله تماس با مشتریان بالقوه 1. ابتدا هدف خود را از برقراری تماس با مخاطب تعیین کنید: بدانید که به دنبال چه چیزی هستید؟ چه اطلاعاتی می خواهید؟ و چه اطلاعاتی باید بدهید؟ می توانید این اهداف را مدنظر داشته باشید: *آشنا شدن با مشتری - *شناسائی نیازهای مشتری و موقعیت او - *تشویق مشتری برای تشکیل جلسۀ مشترک - *فروش محصول و .......... . 2. بر ترس خود غلبه کنید: می دانید از چه می ترسید؟ از نه شنیدن . اما نه شنیدن امری عادی است که همواره در اولین تماس با مخاطبتان وجود دارد. مطمئن باشید که این نه شنیدن به معنای نخریدن محصولتان نیست. مردم کارها را برای دلایل خودشان انجام می دهند نه ما. آنها بوسیلۀ علاقۀ شخصی خودشان دارای انگیزه هستند. شاید این جمله را شنیده باشید که " چی به من می رسه؟" همچنین بسیاری از مردم از آنچه که به آنها گفته شود انجام دهند یا قانع برای انجام دادن شده باشند مقاومت می کنند ، اما آنها دوست دارند یاد بگیرند چگونه انجام دهند یا چه چیزی را انجام دهند. اگر به مردم بخندید آنها هم خنده به شما تحویل می دهند. 3. به صدا و نحوۀ صحبت کردن خودتان دقت کنید: از خصوصیات یک فروشندۀ موفق خودجوش بودن و سرزندگی است. هنگام صحبت کردن با محبت،گرم و شمرده صحبت کنید. صحبت کردن درست باعث می شود تا علاقه و اعتماد به نفس به شخص مخاطب منتقل شود و اعتماد او جلب شود. 4. ارتباط با مشتری را به صورت مداوم در برنامۀ کاری خود قرار دهید: برقراری تماس زمانی مؤثر است که به صورت مداوم انجام شود. در هر مقطع زمانی مشتریان بالقوه شما را فراموش می کنند چرا که مشغلۀ کاری این فرصت را به آنها نمی دهد که با شما تماس بگیرند. تماس مداوم با مشتری اصل مشتری مداری است و باعث می شود تا مشتری اطمینان پیدا کند که شما به او اهمیت می دهید البته این بدان معنی نیست که در او چنین تصوری را ایجاد کنید که به او محتاج هستید بلکه باعث ایجاد یک احترام دوسویه می شود. اگر توانسته اید با مشتری خود رابطۀ دوستی ایجاد کنید حتی یک احوال پرسی ساده هم بسیار مؤثر است و یا تشکر از او و یا ارسال کارت تبریک در ایام خاص. 5. در برقراری تماس سعی کنید وقت زیادی هدر نشود: سعی کنید بر زمان به صورت بهینه و مناسب کنترل داشته باشید تا بتوانید تعداد تماس های بیشتری در واحد زمان داشته باشید. 6. پیگیری را فراموش نکنید: با اولین تماس امکان اینکه به نتیجۀ دلخواه خود برسید تنها 44% خواهد بود. به طور کلی گفته می شود که فرآیند فروش به شش مرحله تقسیم می شود . همانطور که گفتم در مرحلۀ اول 44% امکان فروش وجود دارد. در مرحلۀ دوم این مقدار به 16% می رسد . مرحلۀ سوم 14% ، مرحلۀ چهارم 12% ، مرحلۀ پنجم 8% و در مرحلۀ ششم تنها احتمال 3% امکان فروش محصول مهیا می شود. برخی از افراد موضوع پیگیری در بازاریابی را یک عمل به دور از اخلاقیات تلقی می کنند و تصورشان بر این است که بازاریاب مشتری را تحت فشار می گذارد. اغلب آنها تا به حال نه فروشنده بودند نه مطلبی راجع به آن خوانده اند و این در حالی است که خودشان اجناسشان را طی همین پی گیری خرید می کنند و بدون اینکه متوجه باشند پروسۀ بازاریابی روی آنها انجام می شود و در نهایت نیازشان برطرف می شود و بازاریاب یکی دیگر از مشکلاتشان را طی همین پی گیری حل می کند. امیر آزادی نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: ارتباط با مشتری |
بيوگرافي دكتر عليرضا آزمنديان دكتر عليرضا آزمنديان در سال 1332 در يك خانواده مذهبي در تهران به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در مدارس اسلامي و از جمله دبيرستان علوي تهران طي كرد و در رشته رياضي به عنوان يكي از دانشآموزان نمونه از دبيرستان علوي تهران فارغالتحصيل شد. وي تحصيلات دانشگاهي را در مقطع ليسانس در دانشگاه صنعتي شريف و در رشته مهندسي مكانيك طي كرد و در سال 1355 فارغالتحصيل شد و پس از خدمت سربازي همزمان با آغاز پيروزي انقلاب اسلامي ايران در صدا و سيما به عنوان خبرنگار سياسي و اقتصادي مشغول به كار شد. وي توفيقات زيادي در حرفه خبرنگاري بهدست آورد و با تهيه گزارشهايي از اوضاع و احوال سياسي و اقتصادي كشور و سفر به تمام نقاط ايران و پارهاي از كشورهاي جهان، شناخت خوبي نسبت به مسايل مردم بهدست آورد و با حضور در جبهههاي جنگ و تهيه گزارشهاي تلويزيوني از علميات جنگي، دلاوريهاي رزمندگان اسلام را در نبرد حق عليه باطل به تصوير كشيد. وي پس از 6 سال كار پر تلاش و شبانهروزي در صدا و سيما در سال 1364 براي ادامه تحصيل به آمريكا سفر نمود و فوق ليسانس را در رشته مهندسي صنايع با گرايش مديريت مهندسي و مقطع دكترا و فوق دكترا در رشته مهندسي صنايع در سيستمها در دانشگاه كاليفرنياي جنوبي ادامه داد و در عين حال در رشته تخصصي خود در دانشگاههاي آمريكا به تدريس پرداخت. دكتر آزمنديان به سمت مدير عامل شبكه تلويزيوني آفتاب متعلق به جمهوري اسلامي ايران در نيويورك برگزيده شد و مدت 4 سال در اين سمت به بالا بردن سطح فرهنگ ايرانيان مقيم آمريكا همت گماشت. دكتر عليرضا آزمنديان ضمن 12 سال تحقيق و تدريس در دانشگاههاي آمريكا و در عين حال با مطالعات علمي پيرامون قدرت فكر به تبادل اطلاعات با دانشمندان اين رشته پرداخت و ضمن شركت در كنفرانسهاي علمي تكنولوژي فكر سالها در راستاي توسعه اين پديده بزرگ قرن تحقيق و تدريس نمود و سرانجام براي انتقال دستاوردهاي بينظير تكنولوژي فكر به هموطنان ايراني خود در سال 1376 به ايران مراجعه كرد. وي ضمن عضويت در هيأت علمي دانشكده فني دانشگاه تهران به تأسيس مؤسسه فرهنگي علمي پديده فكر اقدام كرد و با تشكيل كلاسهاي تكنولوژي فكر به بسط و گسترش اين تكنولوژي در ايران پرداخت و با تحولات بزرگي كه در نظام فكري و باورهاي دانشجويان خود ايجاد كرد، زندگي آنها را بكلي متحول ساخت. استاد عليرضا آزمنديان پس از سفر به بيش از 30 كشور جهان از جمله كشورهاي آسيايي، آفريقايي، اروپايي، آمريكا و كانادا و مطالعه مباني ذهن، قدرت بيكران فكر انسان و با اشراف به مكانيسمهاي فكر، باور و برنامهريزي سيستم ضمير ناخودآگاه انسان و با بكارگيري تكنيكهاي درست ارتباطات و تكنولوژي فكر، امروز در خدمت مردم عزيز ايران است تا با استفاده از دستاوردهاي علمي خود ضمن ايجاد تغييرات اساسي در نظام فكريشان، به پالايش شخصيتهاي آنان پرداخته و با ايجاد تحولي شگرف در آنها، انسانهاي شاد و بشاش، هدفمند، با انگيزه، توانمند و مصمم، باشخصيت و با اعتماد به نفس كامل و با عشق و اميد براي زندگي عالي و پر حاصل براي ايران اسلامي ما تربيت كند. دكتر عليرضا آزمنديان با برگزاري كنفرانسها و دورههاي تكنولوژي فكر براي مديران، معلمان، دانشجويان، كارمندان و ساير اقشار تأثيرگذار جامعه، نه تنها نظام فكري و روحي آنان را متحول ساخته است، بلكه با اجراي تكنيكهاي مديريت فكر، در بالا بردن كارايي و بهرهوري انساني آنان، تأثير بسزايي گذاشته است. كاركنان بنياد بينالمللي علمي و فرهنگي « فكر بزرگ » و مؤسسه « پديده فكر » بر اين باورند كه با اشاعه اين تكنولوژي در ميان مردم ايران و متحول شدن نظام فكر و باور فرد فرد آنان، به سربلندي و عظمت ايران اسلامي كمك شاياني مينمايند. منبع: سايت مؤسسه فرهنگي علمي پديده فكر نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: بیو گرافی دکتر آزمندیان |
نرم افزار بازی و آموزش پیمپو و خورشید خانم |
| شماره کالا: | ampm0001 |
| محصول: | نرم افزار بازی و آموزش پیمپو و خورشید خانم |
| بهای کالا: | 13000 (0% مالیات = 0) |
| شرح: |
در این نرم افزار به پیشنهاد کارشناسان روانشناسی از شیوه آموزش غیر مستقیم استفاده شده است |
چت پاسارگاد
افتتاح چت پاسارگاد: با تلاش تیم آی تی پاسارگاد چت روم آماده استفاده برای دوستان پاسارگادی می باشد. نحوه استفاده از این چت روم به این صورت است که با قرارقبلی یکی از مسئولین شرکت در زمان مشخصی آنلاین می شود و پاسخگوی سوالات شما عزیزان می شود. برای شروع شنبه 26/12/85 ساعت 21 الی 22 شب مدیر آی تی شرکت آماده چت کردن با شما می باشد مانتو در فروشگاه 1و 2
|
بلیط سمینار
خبر فوری: برگزاری سمینار مدیریّت نوین در قرن 21 ، به همت گروه آموزش پاسارگاد و با سخنرانی برایان تریسی . زمان:خرداد ماه سال 86 لینک خبر در سایت برایان تریسی
دانلود نحوه ی خرید بلیط سمینار برایان تریسی
مسابقه
خبر مسابقه: به اطلاع تمامی عزیزان می رسانیم: در راستای رقابتی سالم، شرکت در نظر دارد مسابقه بزرگی را از تاریخ 01/12/85 لغایت 04/03/86 (روز پایان سمینار برایان تریسی) برگزار نماید. بدین ترتیب که هر شخص که در یکی از رنجهای تعادلی ذیل قرار داشته باشد در پایان بازه زمانی بالاترین تعادل را داشته باشد بترتیب در گروه اول به 8 نفر برتر از لحاظ رشد تعادلی، گروه دوم 7 نفر برتر، گروه سوم 6 نفر برتر ، گروه چهارم 5 نفر برتر، در گروه پنجم به 4 نفر برتر، هدیه یک هفته اقامت در اسپانیا با هزینه شرکت تعلق خواهد گرفت. این جوایز در روز پایانی سمینار به افراد اهدا می گردد.
گروه اول 0-15 # گروه دوم 15-45 # گروه سوم 45-100 # گروه چهارم 100-200 # گروه پنجم 200 به بالا
ارتباط با شرکت
دوستان پاسارگادی توجه کنند که همواره اعلام شده است که جهت پی گیری کارهایشان با ایمیل های مربوط به مدیر همان واحد ها تماس بگیرند و از تماس مستقیم با شرکت خودداری کنند ، مگر در صورت عدم پاسخگویی مدیر آن واحد که شما می توانید از طریق تلفن تماس شرکت و گفتگو با مدیر روابط عمومی شرکت وضعیت ایمیل خود را پی گیری نمایید
Management@pasargadsc.net جهت ارتباط مستقیم با مدیر شرکت *
Delivery@pasargadsc.net جهت ارتباط مستقیم با مدیر تحویل کالا *
Shopping@pasargadsc.net جهت ارتباط مستقیم با مدیر فروشگاه *
ITSupport@pasargadsc.net جهت ارتباط مستقیم با مدیر واحد فناوری اطلاعات
unicef
ایران پیماننامه جهانی حقوق کودک را در سال 1373 (1994 میلادی)، با قید شرط کلی، تصویب کرد و تا به حال دو بار به کمیته حقوق کودک گزارش داده است. مجلس ایران نیز امضای پیمان "رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان" را در سال 1382 (2003 میلادی) تصویب کرد، اما اجرای آن منوط تصویب نهایی از جانب .دستگاه دولتی بالاتری می باشد.حمایت از کودکان متمرکز بر مسائلی چون حمایت از کودکان دربرابر سوءاستفاده و آزار و اذیت به علاوه حمایت از اصلاحات قانونی و سیاستگذاری در این زمینه.
آموزش دختران و توانمندی زنان با هدف توانمندسازی زنان و تضمین کیفیت آموزش پایه مناسب برای دختران محروم از طریق کاهش محرومیتها.
پیشگیری ازآلودگی به اچ آی وی و ایدز و ایجاد خدمات دوستدار نوجوانان در این زمینه کمک به پیشگیری از اچ آی وی/ایدز از طریق اطلاعرسانی و آموزش در جهت ایجاد الگویی قابل تکرار برای خدمات دوستدار نوجوان.
رشد و تکامل همه جانبه کودکان خردسال بهبود حقوق کودکان زیر 5 سال در زمینه ثبت تولد، سلامت، تغذیه و مراقبت های دوره خردسالی و ایجاد سیاست ملی دوره خردسالی.
برنامه اضطراری مشارکت در تلاش های بازسازی و احیاء بم در پی زلزله ویرانگر دیماه 1382.یونیسف کاملا با مشارکت داوطلبانه افراد، سازمانها، دولتها و بخش خصوصی تامین مالی میشود.
کمک مالی شما به ایجاد یک جهان بهتر برای دختران و پسران ایرانی کمک خواهد کرد.محصولات در واقع کلیه محصولات یونیسف با نگرش خاص این سازمان تهیه و تدوین می گردداین محصولات از کیفیت و تنوع بالایی برخوردار است در تهیه این کالا ها با توجه به نوع مصرفشان کوشیده اند که پیام های این سازمان به صورتی ساده و زیبا بیان شوندهنر و زیبایی از شاخصه های اصلی این محصولات استکلیه درآمد های این سازمان از فروش محصولات صرف اقدامات بشر دوستانه ی این سازمان می گرددقیمت این کالا ها به نسبت زیبایی و نوع مصرف بسیار مناسب است و در تمام دنیا به یک مبلغ به فروش می رسدپاسارگاد نیزدر راستای همین امر در سدد بر آمد تا هرچند کوچک سهمی دراین تلاش جهانی برای بهبود سطح زندگی بشر داشته باشدو به زودی با عرضه محصولات یونیسف در فروشگاه خود یکی از نمایندگی ها و تنها نماینده onlineفروش محصولات یونیسف در ایران گردد
تحویل ویژه محصولات
کلیه ماشین لباسشویی های روی سایت از زمان خرید در مدت 1 هفته تحویل می گردد.
فرش ماشینی
Pasargad .vacation
وقتی به آرامش فکر می کنیم گریزی از اندیشیدن به یک سفر در محیطی آرام را نداریم و اندیشه سفر تصویری از تمام مشکلات سفر را نیز در ما زنده می نماید. از پیدا کردن جا یا به زبان دیگر رزرو هتل گرفته است تا هماهنگی و هزینه ها …. اما عصر جدید شکل و محتوایی جدید را نیاز دارد تا دیگر مشکلات ما را از داشتن یک سفر آرامش بخش محروم نسازد. در همین راستا فروشگاه اینترنتی پاسارگاد به همراه شرکت رهیابان تعطیلات اقدام به تعریفی جدید از خدمات توریستی به صورت بسته های مسافرتی مشارکت زمانی (Time sharing) تحت پوشش دو بیمه داخلی وخارجی به ترتیب سامان و F.N.T.C در راستای خدمت به علاقمندان سفرهای سیاحتی، جهانگردی نموده است.لازم به ذکر است که خرید این بسته های مسافرتی مشارکت افراد را در دو کمپانی بزرگ RCI وDialanexchangeامکان پذیر می نماید.
امید است عرضه این بسته های مسافرتی در سایت فروشگاه گامی کوچک در اعتلاء فرهنگ گردشگری را باعث گردد.
پکیج مواد غذایی
محصولات لکسون در فروشگاه 1

پویایی خلاقیت و نو آوری در ارایه طراحی مدرن در رابطه یا اشیایی کار بردی که در طول روز
مورد استفاده ما هستند همواره از اهداف اصلی شرکت لکسون بوده است
این اهداف را در بکارگیری طراحان بزرگ دنیا و استفاده از فن آوری روز دنبال کرده است
لکسون با شعار نگاهی نو به لوازمی که در طول روز مورد استفاده قرار می دهیم
به همراه دیگر شرکتهای همکار خود بی شک انقلابی را در عرصه طراحی و تولید ملزومات زندگی ایجاد کرده است
این محصولات شامل چندین گروه مختلف می باشد
طراحی زیبا و کیفیت محصولات این شرکت در سطحی است که در کشور آمریکا این محصولات در موزه ی هنر های مدرن به فروش می رسد
محصولات لکسون در فروشگاه 1 قابل مشاهده می یاشند
محصولات تفال
سخنرانی برایان تریسی- برای نخستین بار در ایران

سمینار: مدیریّت نوین در قرن 21
به همت : گروه آموزش پاسارگاد
سخنران: برایان تریسی
آقای Tracy به مدت 20 سال است که در حال برگزاری سمینار و دادن مشاوره به سازمان ها و شرکت های در زمینه های مختلف در سرتاسر دنیاست. وی رزومه ای بسیار موفّق دارد و پُرشنونده ترین مربّی در آموزش شیوه های مدیریّت مؤثر، فُروش، بازاریابی، سرمایه گذاری، رشد و توسعه ی سازمانی، موفقیت شخصی و تجاری، راه برد های تجاری و شرکت¬داری، هدف گذاری، مدیریت زمان و خلاقیّت است.
او تا به حال بیش از ۴000 سمینار برگزار کرده و با بیش از 1000 سازمان و شرکت در ۶ قاره ی دنیا و 80 کشور، کار کرده است. کار شرکت Brian Tracy International در San Diegoی کالیفرنیا، تأمین کننده ی منابع انسانی ست که در سراسر ایالات متحده و 31 کشور دنیا همکاری می کند. از کارهای ایشان می توان از مشاوره ی وی به مدیرانِ IBM اشاره کرد که شامل Arthur Andersen و McDonnell Douglas و تعداد دیگری بودند. وی به شرکت های بزرگ و مشهوری نظیر: IBM، hp، Ford، Federal Express و ... مشاوره می دهد.
در گذشته آقای Brian Tracy مدیر عامل شرکتی با سرمایه ای بالغ بر 26۵ میلیون دُلار و فروش سالانه ی 7۵ میلیون دلار بوده است. وی به چهار زبان زنده ی دنیا صحبت می کند و مطالعاتش در زمینه های مدیریت، روان شناسی، اقتصاد و تاریخ است و به مدت 2۵ سال است که در زمینه های رُشد تجاری و شخصی تحقیق می کند.
مهمّ ترین عناوین دوره:
- مدیریّت سازمانی(Organization Management)
- مدیریّت منابع انسانی(Human Resource Management)
- مدیریّت فروش(Marketing Management)
- بهره وری(Productivity)
- اهداف شخصی و سازمانی(Organization & Personal Goals)
- جذب مشتریان وفادار(Attracting Loyal Customers)
- مدیریّت زمان و ...(Time Management and …)
زمان برگزاری :خرداد ماه سال 86
فروش فوق العاده
فروش فوق العاده : به مدت 10 روز ماشین های لباس شویی(توشیبا) در فروشگاه 2 به فروش می رسد.
از 20 تا 30 دی ماه
عروسک ها در فروشگاه 1 هم قابل خرید شدند
عروسک ها در فروشگاه 1 هم قابل خرید شدند
و ست چرم مردانه مشکی هم به فروشگاه 1 اضافه شد
شمع های بسیار شیکی در بخش هدایای فانتزی فروشگاه 1جهت خرید قرار گرفته است
تخفیف ویژه به مناسبت روز ولنتاین
.به مناسبت روز ولنتاین ست چرم مردانه با تخفیف ودر مدت زمان کوتاه تر ارسال می گرددقیمت : از45000تومان به 37000تومان و زمان ارسال در تهران از اول ژانویه : به 15 روز کاهش یافت
معرفی کار
راه در جهان یکی است و آن راه راستی است ...

نتورك ماركتينگ واقعي PASARGAD اولين نتورك ماركتينگ سالم در ايران
قبل از اینکه کار رو به صورت خلاصه توضیح بدم میخواستم به کسانی که روی پلن کاری و کمپانی خود تعصب دارند توصیه کنم: از اونجایی که مطمئنم بعد از مطالعه این مطلب دیگه نمیتونن نتورک خودشون رو ادامه بدهند" همین الان از این وبلاگ خارج شوند و حتی دیگه به کار ما فکر هم نکنن. چون آنقدر اختلاف (هم محصول و هم پلن) زیاده که ۲ تا حالت بیشتر نداره:یا اینکه نتورک خودشون رو کامل ول میکنند ( بلایی که سر خودم اومد) و میان این جا ویا این که تو نت خودشون می مونن ولی انگیزه کار نخواهند داشت و بی خیال نت ...
حالا اگر مطمئنید برید ادامه مطلب