تبليغاتX
پاسارگاد

پاسارگاد ،نتورک واقعی در ایران






سخنی کوتاه درباره گفتگو ...  

 

 

شاید بتوان گفتگو را ریشۀ تغذیه کنندۀ تمامی ادراک و دریافت های انسانی و در نتیجه زیر بنای مفهوم کلی دانش دانست. چرا که مقصود اصلی از مفاهیم وابسته به کلید واژۀ دانش صرفاً دربرگیرندۀ انباشت داده ها و پردازش خام اطلاعات نیست، بلکه ترسیم یک نقشۀ ذهنی جامع ورای دست یافته ها به منظور شکل بخشیدن به درک و دریافت های انسانی از طریق دستیابی به شواهد دوجانبه میان طبیعت و آگاهی است. در جائی که چنین تعبیری برای دانش های نظری صادق است، رد صحت آن برای دانش های اجتماعی غیر ممکن خواهد بود!

نبایست از نظر دور داشت که اندیشیدن از دیدگاه مشارکتی نوینی که مورد بحث نوشتۀ حاضر می باشد، یک پدیدۀ جمعی است. به این معنی که کارآمدی و کارائی آن جز در بوتۀ حیات گروهی و در نتیجۀ برخورد، تبادل اندیشه و تعامل میان دیدگاه های متنوع، میسر نخواهد بود. اصولاً تبادل اندیشه و سایر تعامل های انسانی در ظرف های دوگانۀ مباحثه و گفتگو انجام می پذیرند. منظور از مباحثه، تقابل دو دیدگاه مشخص و متمایز در میدان اثبات برتری است. به عبارت دیگر، مقصود نهائی در بازی مباحثه چیزی جز برنده شدن نیست و نمی توان انکار کرد که تأکید به پیروزی بر نظرات و عقاید دیگران لزوماً با جستجوگری برای دریافت حقایق سازگاری ندارد. اما خوشبختانه، رفع این نقیصۀ ذاتی در معنای گفتگو میسر خواهد بود. مفهوم گفتگو در جریان آزادانۀ اندیشه و معنا میان افراد شکل می پذیرد: جریانی که تنها در بستر وسیعی از واژگان و معانی مشترک سیلان خواهد داشت. با اندکی تأمل در همین تعاریف، می توان به سادگی پی برد که تنها به یاری گفتگو است که می توان بدون انحراف "جزء" به سمت "کل"، به دریافت و شناخت کل دست یافت.

همچنین تنها با تکیه بر مبانی یک گفتگوی سازنده است که می توان به نارسائی های موجود در ماهیت اندیشیدن فردی پی برد. این بدان سبب است که اصولاً اندیشه به جهت ریشۀ فردی اش، از اینکه پدیده ای مشارکتی باشد سر باز می زند و تمایل به حفظ موضع یک جانبه نگر خود را دارد. در پی چنین موضع فردی است که اندیشه، رسالت حقیقت طلبانه و جستجو گر خود را رها کرده و عملاً جای خود را با تواتر اجرای یک برنامۀ مشخص و از پیش تعیین شده، تعویض می نماید. از این دو مهم تر آنکه اندیشۀ فردی تا حد قابل توجهی متأثر از مشکلات شخصیتی افراد بوده و با به کار گیری معیار های شخصی، راه را بر زمینۀ خلاقیت های مطلوب برای مواجهه با مسائل می بندد. به این ترتیب، اندیشۀ انسانی که ارزشمند ترین ابزار متمایز کنندۀ او از سایر جانداران است، گاهی اوقات چونان بندی افراد را اسیر خود ساخته و سرنوشت آیندۀ آنان را از طریق دخالت های دائمی در فرآیند تصمیم گیری شان در دست می گیرد. به علاوه، همین اندیشه های شخصی هستند که حتی واقعیت موجود در جهان را نیز به رأی و نگاه خود تفسیر کرده و به صورت مجازی تغییر می دهند. درست به همین دلیل است که خطای نوع سوم یا همان اشتباه در حل مسألۀ نادرست، در بین تمامی انسان ها تا این حد رایج می باشد.

اما راه اصلی پرهیز از افتادن در چنین دامی، پذیرش و باور تحول ذهنی یا انتقال پنداشت می باشد. منظور از چنین تحول و انتقالی، دستیابی به حالت ویژه ای از هوشیاری، بینش و آگاهی در جهت دریافت و شناخت مؤثر ساختار های اندیشه ای نوین است. اگر ورای پیچیدگی واژگان و ترکیب های ارائه شده به این موضوع نگریسته شود، مهمترین ابزار برای شرکت در یک گفتگوی سازنده، چیزی جز اشتیاق برای یادگیری نیست. از سوی دیگر اگر با این نگرش به مسائل جهانی نگاه شود، می توان دریافت که علت اساسی بسیاری از مشکلات امروزین نشأت گرفته از ناتوانی انسان ها در جذب و یادگیری مفاهیم پیچیدۀ جهان نوین اطراف شان است. به این ترتیب، اهمیت محوری اصل شوق به یادگیری و نتیجتاً مفهوم آموزش این بار از طریق گفتگو میان انسان ها و تبادل آرا و افکار شان، آشکار می گردد و دیگر بار نمایان گر این واقعیت خواهد بود که ادارۀ اجتماعات به شیوۀ مشارکتی تجلی گاه مناسبی برای پاسخگوئی به نیاز های فراگیری افراد یک جامعه است.

نوشته شده توسط احمد | لینک ثابت | موضوع: رموز گفتگو |